آناپورنا

... هستم و زندگی می گذرد در این روزهای خاکستری

کوه نیوز

چندی پیش وبلاگ کوه نیوز  اقدام به نظرسنجی با عنوان" به نظر شما بهترین وبلاگ کوه نوردی کدام است؟" نموده است که نتایج آن به شرح زیر است:

 

  • کوه نیوز (وبلاگ گروهی) - ۳۲ رای
  • کوه قاف (رضا زارعی) - ۱۸ رای
  • کوه نوشت (حسین رضایی) - ۱۰ رای
  • آناپورنا (آنا فراهانی) - ۷ رای
  • کوه نوردی، ورزش و سلامتی - ۵ رای
  • ماگما (رضاپور) - ۱ رای
  • آرام کوه (عباس ثابتیان) - ۱ رای
  • آوای کوه (آرش) - ۰ رای

کل آرا ثبت شده: ۷۴ رای - تاریخ: ۲ آذرماه تا ۲ دی ۸۸

 

 

 

توضیحات:  در این سیستم نظرسنجی برخلاف سیستم های مشابه مانند وبگذر و ...، کاربر تنها میتواند از هر آی پی یک رای را ثبت نماید و همین امر درصد درستی و قابل اعتمادبودن نظرسنجی ها را افزایش خواهد داد.

 . . . . لبخند

کوه نیوز وبلاگیست که چندی از تاسیس آن نمیگذرد ولی با مدیریت بسیار قوی و اطلاع رسانی خوب ارائه مقالات ارزشمند جمع آوری اطلاعات و لینک های مفید در زمینه کوهنوردی در شاخه ها و موضوعات مختلف نهادن نام "بهترین وبلاگ کوهنوردی"  برآن چندان بیراه نیست.

به محمد چیتگر ها و تیم نویسندگان وبلاگ وزین و ارزشمند  "کوه نیوز" این انتخاب به جا و شایسته را تبریک میگویم و برایشان ارزوی موفقیت های روز افزون دارم.

لبخند

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸


یلدا و کوه

تو وبلاگ یکی از دوستام  یه بحثی پیش اومده بود در مورد دخترای کوهنورد خوابگاهی و محدودیت هاشون  برای کوه رفتن. بحث خوابگاه شد یاد در به دری های خودم افتادم. یادش به خیر. اوایل دانشجویی تازه کوهنوردی  رو شروع کرده بودم. شدیدا عاشق کوه شده بودم  و دیوانه. هر هفته در حد خودکشی برنامه میرفتم اما هنوز خیلی ضعیف بودم و اول راه. نمیتونستم توچال رو یکروزه صعود کنم. میبایست حتما شب برم شیرپلا بخوابم و صبحش برم قله. اما مسئول خوابگاه مون (گلبهار خانوم) اجازه نمیداد شب برم شیرپلا.  با اون کوله و بند و بساط هم نمیتونستم دروغ بگم که دارم میرم خونه خاله و عمه. گاو پیشونی سفید شده بودم تو خوابگاه. همه میدونستند پنجشنبه ها کجا میرم. اعتراضم به معاونت دانشجویی   امور خوابگاه ها و ریاست تربیت بدنی دانشکده و کل دانشگاه هم رسید. هر کاری کردم نشد که نشد.  من داشتم برای قله رفتن میمردم. اون وقت رئیس تربیت بدنی مون با خونسردی تمام میگفت خب تا شیرپلا برو بسه دیگه! اصلا چه معنی داره  یه دختر تنها بره قله. صبرکن ایشالا قراره از ترم دیگه (یعنی از دو سال دیگه!!) تیم کوهنوردی تو دانشگاه راه بندازیم. مسئولش هم آقای خلیلی قاضی و آقای پاشازاده. مربی های وری وری گود از فدراسیون. خودتم میگذاریم مسئول خانوما. هر هفته بهتون همه چی میدیم  برید درکه دربند اینور اونور . . .

دیدم نمیشه به اینا امیدوار بود. این حرفها منو راضی نمیکرد. تنها چاره ام این بود که قوی بشم. اونقدر قوی که بتونم یکروزه توچال رو صعود کنم. خیلی تمرین کردم.  به عشق کوه و فقط به خاطر کوه. .  باید صبح میرفتم قله رو صعود میکردم و تا قبل از ساعت هشت و نیم شب که در خوابگاه و قفل میکردند برمیگشتم... باید سرعتم رو بالا میبردم. حالا بعد از سالها دیگه توچال  رو  چهار - پنج ساعته صعود میکنم. هنوز وقتی میرم کوه عجله دارم زود برگردم. عادت کردم. دیگه نمیتونم آروم راه برم. خلاصه اینجوری شد که من یه کوهنورد سرعتی رو شدم. خوشحالم که بعد از ده سال هنوز این حس و این شور و اشتیاق برای رسیدن به قله در وجود من ذره ای کم نشده. . .

..........

دیشب شب یلدا بود. چه مراسمی بهتر از این که زیر نور مهتاب در طولانی ترین شب سال  تو هوایی سرد  مهمون ستاره ها باشی و بزنی به کوه  وقتی که خلوت تر از همیشه است. نفس عمیق بکشی و زیر لب آواز بخونی.  دیشب جای همه دوستامو خالی کردم و فال حافظمو امسال توی کوه گرفتم. زمستون تازه شروع شد. خدایا شکرت!
عمرتون صد شب یلدا. دلتون قد دنیا.

تا بعد...

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸


فهرست کوهنوردان ایرانی

وبلاگ جدیدی به همت سونیا و حامدرزاقی و طارق با نام "معرفی کوهنوردان ایرانی" ایجاد شده است.

این وبلاگ قصد دارد تا به معرفی همنوردان فعال جامعه کوهنوردی ایران  بپردازد . . .  هدف از ایجاد این وبلاگ آشنایی بیشتر عموم با نام و سابقه کوهنوردان میهن عزیزمان است و اینکه بتوانیم پل ارتباطی برقرار کرده باشیم تا با یکدیگر آشنا شده و در زمینه های گوناگون به یکدیگر کمک نموده و تبادل دانش و اطلاعات حرفه ای نمائیم.

  ثبت نام در فهرست کوهنوردان ایرانی

http://kohnavardan.blogfa.com


.....................

.

.

.

.

.

 .

پی نوشت:

مردیم از بس برنامه نرفتیم. یکماه گذشت!   قابل توجه اونایی که رفتند کلوتها و مارو با خودشون نبردن! اونایی که رفتند شاهرود... اونایی که رفتند گنو ... نوبت ماهم میشه. قهر

....

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸۸


با عباس جعفری

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

.

پنجشنبه بعد از ظهر فرهنگسرای پایداری جمعیت زیادی از طبیعت گردان کوهنوردان و دوستان  و دوستداران عباس اومده بودند تا یادش رو زنده نگه دارند.

حضور این همه عاشق برای بزرگداشت یک مرد طبیعت رخداد بسیار کم نظیری است.

دوستانش از استاد- نویسنده- سخنور و هنرمند  می اومدند و با حسرتی بی پایان از عباس میگفتند. احسان بشیرگنجی را غمگین تر از همه میدیدم. رضا نظام دوست فیلم شایسته ای از او ساخته بود که آدمو متاثر میکرد. چند وبلاگنویس دیگه هم  اونجا دیدم. منجمله فرشید که میدونستم دوستی نزدیکی با او داشت. حضور استاد محمود دولت ابادی هم به مجلس غنایی بخشیده بود.  اینها همه نشان  از محبوبیت عباس نزد اهالی فرهنگ و هنر داشت.  هیچ کس نمیدونست دقیقا برای چی اومده اونجا و اصلا این مراسم برای چی برگزار شده. هیچ کس نمیدونست وقتی داره از عباس حرف میزنه باید چی خطابش کنه. و از همه بدتر دیدار فرخنده برای من که خیلی سخت بود. ولی خیلی اتفاقی آخر مراسم دم در خروجی دیدمش. فقط در حد چند کلمه حرف زدیم. بر عکس چیزی که تصور میکردم قوی و محکم. باور کردنش سخت بود. اگرچه فقط داشتم ظاهرش رو میدیدم. روح فرخنده  مثل قله ای که صعود کرد بزرگ بود.

 

فرخنده جان!

میدونم که سختی صعود اورست در مقابل تحمل این دوری اونقدر ناچیز و حقیره که به زبان نمیاد. میدونم که حاضری قله اورست رو پیشکش یه لحظه دیدن دوباره عباس بکنی. ما همیشه کنارت هستیم.

همه چیز گاه اگر تیره می نماید
باز روشن می‌شود زود
تنها فراموش مکن این حقیقتی است:
"بارانی باید؛ تا که رنگین کمانی برآید"
و گاه روزهایی در زحمت
تا که از ما، انسان‌هایی تواناتر بسازد
خورشید دوباره خواهد درخشید زود
خواهی دید!

...   ...   ...   ...   ...

پی نوشت:

عکس از وبلاگ مهاربیابان زایی

گزارش دیگری از مراسم نکوداشت عباس جعفری

و دلنوشته ای برای عباس از احسان بشیرگنجی

..

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸


پاییز علم کوه

سلام

با اینکه قرار نبود به این زودی ها بنویسم اما . . .

اما زیبایی علم کوه اونقدر منو مجذوب خودش کرده که نمیتونم سکوت کنم. دیشب از اون برنامه رویایی برگشتم و فعلا تا مدت ها پرم از حس های خوب..

از نوید عزیز و دوستای خوب و صمیمی کرجی و گروه خانه کوهنوردان کرج هم  تشکر میکنم که منو در جمع خودشون پذیرفتند.
این برنامه به جهت بارگذاری  صعود زمستانه گرده آلمانها انجام شد. برای این دوستان آرزوی موفقیت دارم.

.

.

عکس هایی که یک دهم زیبایی اونجا رو هم به تصویر نمیکشند:

.

نوید در حال برفکوبی - کنگلک ها

.

.

.

علمچال

.

.

.

توی علم چال همش یاد میکائیل می افتادم. آخرین تصاویری که از زندگی و این دنیا تو ذهنش ثبت کرد و با خودش برد چه با شکوه و زیبا بودند. خوش به حالش.

روحش شاد!

.....

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸۸


یک سرقت .. یک نوشته

پیش نوشت: همراهان همیشگی آناپورنا اینجا توسط این ولگرد (وبگرد) به سرقت رفته و قصدی نداریم جز فراری دادن شما با اراجیف خود.زبان

... و اینک شرح مختصر برنامه

تمام طول هفته گذشته

نگار: آنا ترو خدا آخر این هفته منم با خودتون کوه ببر. آخه قول دادی! من که هر کاری گفتی کردم، خیلی هم خوب بودم! بیام باهاتون؟  بیام دیگه .. بیام؟  الو .. هووووووووووی

آنا: اه یه دقیقه ساکت باش! دارم برای آخر هفته برنامه ریزی می کنم تو نمی شه با ما بیای بچه بازی نیست که!

پنجشنبه عصر

 آنا لنگان وگریان با دماغ آویزان وارد می شود: نگار جون قربونت بشم بیا منو ببر دکتر فکر کنم آنفولانزای خوکی گرفتم

نگار: هیییییس مگه نمی بینی دارم فیلم می بینم تازه رسیده به جای حساسش

آخر شب

 آنا باز هم لنگان - این بار به لطف خشانت آمپول زن محترم - داخل می شود: آی... اوی... فین... فون... حالم خیییییلی بده!

نگار: فردا چی کاره ای؟

آنا: بچه ها بخاطر من برنامه رو کنسل کردن! اگه من نرم که هیشکی نمی ره! منم عمرناش بتونم از جام تکون بخورم!

نگار: من صبح دارم می رم کوه

آنا: وااااااای راس می گی؟؟  منم بیام؟؟ ... پس باید صبح زود پاشیم! برم کوله ها رو آماده کنم!

صبح جمعه

 ابتدا یه حلیم مشتی زدیم بعد یه کم بالا رفتیم دوباره یه چای و کیک زدیم و هر کی هم هر چی بهمون تارف کرد رد نکردیم و خلاصه به هر جون کندنی بود رسیدیم به سنگ سیاه...

آنا جهت جلوگیری از فوران بینی، صورتش را کاملا در شال پیچونده - مانند برادران غیور فلسطینی - و سنگی در دست جهت کوبیدن بر سر بنده: کی گفت منو به زور بیاری کوه؟ اسم قله رو نیاری ها، دارم میمیرم دیگه یک قدم هم از این بالاتر نمی یام

نگار: عزیزم امکان نداره من بدون تو برم قله! قله هیچ گاه هدف نبوده! این رفاقت هاست که می مونه

ساعتی بعد

 نگار فاتح قله، آنا در سنگ سیاه در حال لرزیدن!ابله

در مسیر برگشت: آوازخوان و خوشحال تا شیرپلا... از شیرپلا تا پایین کر کر خنده به لطف دوستان کوهنورد جدیدمان

تو راه برگشت به خونه هم یه خانم کوهنورد آوازه خوان چترش را در اوتول ما پهن کرد و یک ساعتی بیخ گوشمان طوری چهچهه زد که هنوز گوشمان سوی سابقش را به دست نیاورده! آنا هم نامردی نکرد و با یک ترمز جانانه فک مک آن بنده خدا رو طوری پیاده کرد که نرسیده به مقصد راهش را از ما جدا کرد و هنگام پیاده شدن از ماشین طوری لق می زد که دلمان براش کباب شد.

شب آنا بر خلاف قولش نه ما را ماساژ داد و نه قولنجمان را گرفت از بس لجش گرفته بود که نیومده قله

پس نوشت: ضمنا چون آنا فعلا تو مود ننوشتنه منم اجازه ی هیچ گونه دخل و تصرفی رو بهش ندادم و فعلا متاسفانه همه کاره ی اینجا می باشماز خود راضی

 

  
نویسنده : نگار ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸


هشتمین جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی

..

به گزارش ستاد خبری هشتمین جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی تهران، از سوی هیات انتخاب جشنواره 37 فیلم مستند از 33 کارگردان برای حضور در مرحله نهایی انتخاب شدند. به برگزیدگان بخش مستند جشنواره دو جایزه اهداء  خواهد شد که به بهترین کارگردانی و بهترین فیلم مستند، تندیس طلایی، لوح افتخار و سکه بهار آزادی اهدا می شود. هشتمین جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی 31 شهریور در تهران گشایش یافت  و آثار طی چهار روز در سینماهای کانون، سپیده و آکادمی ملی المپیک به نمایش در خواهند آمد.

..

نکته جالب  حضور فیلم های مستند کوهنوردی و طبیعت و موضوعاتی نزدیک به آن  در این جشنواره است . ارائه فیلم هایی چون آبشار خرپاپ( بهروز اسرائی) - خان تنگری( علی عابدی)-  نانگارپات؛ کوه عریان، تیان شان؛ صخره سرخ، پیر دماوند( رضا نظام دوست) - رویای آناپورنا ( داوود فروغی)   و یک اثر روسی  صعود  و غیره  میتواند برای کوهنوردان قابل توجه باشد.

برای این عزیزان ارزوی موفقیت داریم.

...

جهت اطلاعات بیشتر:‌ /www.tehranficts.com/

..

 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸


برای بازگشت عباس جعفری دعا کنیم


(عکس از وبلاگ مجید اسکندری)

 

آی عباث، آی عباث لعنت به سفر که هر چه کرد او کرد..
لعنت به سفر، به راههای خاکی که تو را و مرا و ما را به جایی می رساند. به جایی برای نشستن و قرار گرفتن. قراری که از آن تو شد و بی قراری که نصیب ما شد ...
عباث بی تو بازفت تنها افتاده است و کارون بی خودانه بر خود می غلطد. باد مویه می کند و زن ایلاتی چنگ بر چهره و موی بر می کند.
عباث برگرد که اینجا هرکس به انگاره ای انتظار تو را می کشد. انتظار نگاههای نیمه نیمه ات را، انتظار گفته های تند و بی قرارت را، انتظار جمله هایی که می خوردیشان و نمی گفتیشان نکند که به بی فهمی ما دچار شود ...
عباث برگرد ... تو هنوز راه ها داری که بروی، شب ها داری که بیدار بمانی ، غم ها داری که بخوری و اشکها داری که بریزی... برگرد که طاقت این راه نیست ما را ...برگرد ... دل به فریب رودخانه مسپار .. برگرد........

..

(نوشته: علی اسلام- از بخش کامنتینگ وبلاگ ازاد کوه)

..

..

..

تابناک: عباس جعفری، طبیعت گرد، ایران شناس، نویسنده، عکاس و کوه نورد سرشناس ایران در سانحه‌ای ناگوار در کشور نپال ناپدید شده است
به گزارش خبرگزاری محیط‌زیست ایران دوشنبه هفته پیش در حالی‌که عباس جعفری با یک قایق کایاک یک نفره در یکی از رودخانه‌های نپال در حال قایق سواری بود، دچار حادثه شده. قایق او برگشته و از دسترس همراهان خارج شده است.
از دوشنبه تا لحظه نگارش این خبر جست‌وجوها فقط منجر به پیدا کردن قایق عباس در مرز کشور چین و نپال شده است و هنوز اثری از خود او به دست نیامده.
عباس جعفری در 25 سال گذشته در زمینه‌های مختلفی چون عکاسی، راهنمای گردشگری، کوه نوردی و تدریس اکوتوریسم فعالیت می‌کرد.
جعفری متولد 1341 است و به بیشتر قله‌های بالای 7 هزار متر جهان صعود کرده و یکی از سرشناس‌ترین کوهنوردان ایران محسوب می‌شود.
عکس‌های او از طبیعت و مردم ایران و جهان در معتبرترین نشریات بین‌المللی (ازجمله نشنال ژئوگرافیک) چاپ شده و نیز عکس‌های کتاب "راه یاب ایران" نیز منبعی است از تصاویری که جعفری در طول سفر از گوشه و کنار ایران گرفته است.
او روزنامه‌نگاری را با مجله شکار و طبیعت پیشین آغاز کرده و همیشه سفرنامه‌ها و یادداشت‌ها و عکس‌های وی در معتبرترین نشریات گردشگری کشور چاپ شده است.
وی نقش قابل‌توجهی در شناسایی بسیاری از مناطق دور افتاده و مردم بومی ایران داشـــته و می‌توان گفت بسیاری از آیین‌های ایرانی به واسطه تلاش عباس جعفری بوده که اقبال ثبت و ماندگاری پیدا کرده است.
از جعفری هم‌اکنون کتاب راه یاب بیابانگردی در ایران از سوی انتشارات فرهنگ معاصر در مرحله تدوین نهایی قرار دارد.
وی تاکنون عمدتا به‌عنوان راهنمای سفر فعال بوده و در حال حاضر دبیر گروه اکوتوریسم خبرگزاری محیط‌زیست ایران (ایرن) است.
جعفری ازجمله همکاران روزنامه همشهری ‌بوده وعکس‌های زیبای اوازطبیعت ایران بارها درصفحه اول همشهری چاپ شده است .همچنان جست‌وجوها برای یافتن عباس ادامه دارد. برای نجات او دعا کنیم. کاری جز این نمی‌توان کرد.

...

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸


دل سنگ! دل تنگ!

بنفشه ای خوشرنگ ،

دمیده بود در آغوش کوه ؛

از دل سنگ ،

به کوه گفتم :

شعرت خوش است و تازه و تر 

وگر درست بخواهی ،

 من از تو شاعرتر ؛

که شعرت از دلِ سنگ است و

 شعرم از دلِ تنگ

...

فریدون مشیری

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳۸۸


تبریک

جا دارد به همنوردان و دوستان  خوبم که مرداد امسال در منطقه علم چال صعودهای خوبی انجام دادند تبریک و خسته نباشید بگم.

آقای عباس محمدی گرده آلمانها را فری سولو صعود نمودند همچنین طی یک کرده دونفره با خانم سمیرا صمیمی مسیر لهستانی های ۴۸ را یک روزه صعود کردند.

آقای علی هکی طی یک کرده دو نفره مسیر گرده آلمانها  را کامل و همچنین مسیر اراکیها را طی کرده دونفره با خانم گلناز مسعودی نیمه تمام صعود کردند.

 آقای پژمان زعفری مسیر لهستانیهای ۵۲ را انفرادی و طی ١٩  ساعت صعود کردند (از علمچال به علمچال)  که در نوع خود کم نظیر است و  با بررسی آن میتوان رکوردی به نام ایشان ثبت کرد .

آقای مصطفی عباسی  به همراه سینا رستمی از رشت مسیر اراکی ها را یکروزه و همچنین گرده آلمانها را همراه با تیم رشت صعود نمودند.

 .

شهرستان اراک در پرورش سنگنوردان و دیواره نوردان خوب پتانسیل بالایی دارد امیدواریم مسئولان ورزش این شهر مساعدت های بیشتری با این رشته و ورزشکاران این رشته بعمل آورند .

با تشکر از آقای هکی و وبلاگ شاهین اراک 

....................

 محمد جلالی اطلاعات خوبی از تاریخچه صعودکنندگان دیواره علم کوه  در وبلاگ پیک لجور منتشر کرده است. البته لازم به ذکر است که این اسامی فقط مربوط به کوهنوردان اراک (و همنوردانشان از شهرهای دیگر) میباشد.

 ..................

همچنین مرداد امسال مسیر جدیدی به نام "مسیر کرجی ها" در دیواره علم کوه گشایش شد. به نوید عظیمی و احسان پرتوی نیا و دوستانشان تبریک میگویم. برای خواندن گزارش به وبلاگ کوهنوردی نوید سری بزنید. 

.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸