آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

شيرپلا

.....

چندي پيش كوهنوردي از خراسان كامنتي را به عنوان اعتراض در رابطه با شيرپلا و برخورد مسئولان آنجا در وبلاگ كلاغها منتشر كرد و در پي آن تني چند از دوستان نيز نظرات خود را در اين باره بيان كردند و جناب آقاي نصيري نظرات را در قالب پستي مستقل با عنوان " از پيام های خوانندگان : حکايت متولی دولتی کوه نوردی ايران !!" در تاريخ 20 آبان 1386 منتشر نمودند.

 كوهنورد محترم در كلاغها چنين نوشته بود:

« با سلام. جناب نصيری اين هفته من جهت صعود توچال به تهران مراجعت کرده بودم از مشهد چهارشنبه شب ساعت ۲۲:۲۰ به شيرپلا رسيدم و وقتی اصرار کردم جهت باز کردن درب بسته مجتمع تا نفسی تازه کنم و لباسی تعويض کنم متاسفانه با برخورد بسيار بچگانه و بد مسئول مجتمع که يه افغانی و يه ايرانی بودند مواجهه شدم که اصلا برای من قابل تامل نبود. من گفتم که فقط چند دقيقه جهت تعويض لباس و برداشتن آب زمان احتياج دارم ولی متاسفانه .....

بقيه مطلب ...

 اين موضوع  جاي بحث و تامل زيادي داشت كه متاسفانه زياد به آن پرداخته نشد. اين كه توچال به علت شرايط استثنايي اش پايتخت كوه هاي ايران, پر رفت و آمد ترين و مهمترين مركز كوهنوردي كشور است, ترديدي نيست. از بين پناهگاهها و جان پناه هاي بزرگ و كوچك دامنه گسترده توچال مجتمع ورزشي شيرپلا بزرگترين و مهمترين آنهاست كه هر روز حتي در ايام وسط هفته و خصوصا پايان هفته پذيراي خيل زيادي از كوهنوردان و دوستداران طبيعت ( و به نقل از يك خبر راديويي صبح تهران جمعيتي بالغ بر صد هزار نفر هر هفته) ميباشد. پاتوق و استراحتگاهي خوب در تابستان و پناهي امن در زمستان كه طي ساليان اخير شاهد تحول و پيشرفت نسبي خوبي در شكل بنا و ساختمان و مديريت در آن هستيم. شيرپلا نبايد هيچگاه ناديده گرفته شود و بايد هميشه مشكلات آنجا  دغدغه همه كوهنوردان و مسئولين باشد چرا كه خواه نا خواه رويكرد بد و يا خوبش بي تاثير بر روند كوهنوردي در توچال و صعود به آن ارتفاعات نيست.

 

آقاي تحويلداري به عنوان مدير شيرپلا پيام اين دوست  كوهنورد را گرچه خيلي دير خوانده اما وظيفه خود دانسته اند كه پاسخگو باشند كه در زير ميخوانيم و در نهايت ايشان در خواستي - كه منطقا نبايد بي جواب گذارده شود -  از همه كوهنوردان دارند كه پيرامون اين موضوع نظرات  و انتقادات خود را بيان نموده و در جهت بهبود كيفيت خدمات دهي اين مجموعه با ارائه پيشنهاد يا انتقاد سازنده با ايشان همكاري كنند.

قبلا از توجه و حس مسئولیت ایشان برای پاسخگویی به این موضوع تشکر میکنم.

جوابيه مديريت شيرپلا:

باسلام

در پاسخ به اعتراض دوست عزیزی که از مشهد نسبت به باز نشدن درب شیرپلا در ساعت 22 شب معترض بودند

ودر مورخ 20/8/86 در وبلاگ شما دیدم لازم است نکاتی چند را یاد آور میشوم:

1-     با تاسف از وضع پیش آمده مسئولیت شیرپلا در ساعت 22 ، کوهنوردان را به خوابگاهها راهنمایی و هدایت میکند و تا استقرار کامل آنان و خروج افرادی که عازم قله هستند حدود نیم ساعت تا 45 دقیقه طول میکشد و تا این ساعت امکان ورود به شیرپلا مقدور نمیباشد. لذا آن دوست عزیز ما ساعت 40/23 دقیقه درب شیرپلا را کوبیده و و خواستار بیدار شدن سایرین و کارکنان شده بودند تا ایشان لباسشان را عوض کرده و به راه خود برای صعود شبانه ادامه بدهند.

2-     مجموعه شیرپلا از ساعت 22 شب لغایت 30/5 دقیقه صبح جهت استراحت کوهنوردان و کارکنان تعطیل میباشد و این مقررات از بدو تاسیس این بنا حاکم بوده است.

3-     شیرپلا پناهگاه نمیباشد که هر کس هر زمان دلش خواست وارد آن شود بلکه یک مجموعه ورزشی کوهستانی است

و افرادی که در داخل مجتمع هستند حق دارند استراحت کامل نمایند و سایر کوهنوردان میتوانند از جانپناههای اطراف شیرپلا استفاده نمایند.

4-     این مجتمع فاقد دربان و محل استراحت موقت بوده لذا حضور در خارج از ساعات ذکر شده موجب بهم خوردن نظم و آسایش سایر کوهنوردان میگردد. البته در شرایط اضطراری و برف و کولاک مقررات بالا نادیده گرفته میشود.

در پایان ضمن تشکر از عزیزانی که اظهار نظر کردند خوشحال خواهم شد در اداره این مجتمع قدیمی ما را همراهی بفرمایند .           

                                                                           باتشکر

                                                                    جمشید تحویلداری

  

نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٦
تگ ها :

آب و هوای توچال اين هفته

....

هوا خیلی سرده ها.

آخر هفته خوبی داشته باشید.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٦
تگ ها :

دمی با دماوند و عکس های آقا رضا

چند وقت پیش آقا رضا ( به قول خودش رضا پابرهنه) رو تو منیریه دیدم. همون آقا رضا که امسال تابستون رکورد ۵۰ شبانه روز مستمر زندگی در ارتفاع بالای ۵۵۰۰ متر را در جهان به نام خود ثبت کرد. از اون روزای تنهایی و خلوتش و دماوند برام تعریف کرد و گفت عکسهای اون روزا رو برام میاره که اینجا منتشرش کنم.  البته همراه سی دی عکس ها یک سنگ گوگردی زیبا و کم نظیر هم هدیه آقا رضا بود که از دل دماوند و از داخل دهانه نیمه مذاب گوگردی آن کنده شده بود. البته کندن سنگ از آنجا ریسک و خطر بسیار زیادی داره و همین به ارزش اون سنگ اضافه میکنه. الان هم توی یک شیشه نگهداریش میکنم که با تابش نور از زاویه های مختلف درخشش و زیبایش دو چندان میشه اسمش هم هست اشک دماوند. ایشالا حتما  عکس این سنگ رو هم میزارم. آقا رضا پس از بازگشت از دماوند به شکرانه این پیروزی و عرض ارادت به امام رضا به مشهد رفت و پس از آن به سبلان.  جا داره به خاطر محبتهاشون به اینجانب از ایشون تشکر کنم.

تابستون و این برف !!! مجسمه خدا بیامرز رو میتونید ببینید؟

..................................................................................................

صبح و سایه دماوند که روی جبهه غربی افتاده است. سایز واقعی عکس

.......................................................................................................

غروب و سایه دماوند که روی جبهه شرقی افتاده است. سایز واقعی عکس

........................................................................................................

غروبی زیبا از کاسه دماوند  سایز واقعی عکس

...............................................................................................

تولد ماه  سایز واقعی عکس

.................................................................................................

 تولد خورشید  سایز واقعی عکس

...................................................................................................

نمای تپه گوگردی از روی قله  سایز واقعی عکس

......................................................................................................

کمپ آقا رضا (چادر و کیسه خوابی که خودش دوخته و اکثر وسایلش هم ساخته دست خودش است)   سایز واقعی عکس

.....................................................................................................

این هم خود آقا رضا. موقعی که این عکس و ازش گرفتم هیچی به من نگفت اما بعدها گفت نزدیک جایی که ایستاده بودم  زیر یه سنگ جمجمه یک انسان وجود داشت که شاید هیچکس از وجود آن اطلاعی نداشته باشد. (توی این عکس هم دیده میشه. پایین سمت چپ)  ولی هر چی فکر میکنم باورم نمیشه همچین چیزی اونجا بوده باشه و من ندیده باشم!!!!!  در سایز واقعی عکس بهتر میشه اون جمجمه رو دید؟ نظر شما چیه؟!!

....................................................................................................

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ دی ۱۳۸٦
تگ ها :