آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

تخریب کوهستان زیبای الوند

بهشان  می گویند  وندال ، خرابکار ، مردم آزار  . ....... 

بهشان  می گویند خرابکاری ، بلا، مصیبت ، انگار پخش شده اند همه جا ، همه جای شهر ......

 و کافی است سرت را بچرخانی تا یکی شان را ببینی که دارند روی اعصابت با کلید خط می کشند......!!!

من معادل وندالیسم را مندالیسم مینامم چرا که افرادی هستند خرد صفت و کوچک احوال که بزرگی خود را در من من بودن جستجو میکنند و ...  (از وبلاگ دیار الوند)

(عکس ها در ادامه مطلب)

.................................

حدود یکماه پیش دوست خوبم آقای الوندی مطلب و تصاویری تلخ درباره وندالیسم کوهستان در وبلاگ خود منتشر کردند که گویا کوهنوردان قیداری تصمیم گرفته بودند کوچکی و حقارت خود را با زخم زدن به سنگ های پاک الوند و با رنگ و اسپری جاودانه کنند. شاید عدم بازتاب گسترده آن توسط کوهنویسان و بی تفاوتی مسئولان باعث شد این عمل زشت دوباره تکرار شود. این بار کوهنوردان با فرهنگی از تهران گلستان و نقده!!!!

این وبلاگ ضمن تقبیح این عمل نابخردانه از مسئولان محترم هیات ها و گروه های مربوطه تقاضا دارد موضوع را پیگیری نموده و با تذکر جدی  به این کوهنورد نماها تکرار چنین خطاهایی را کاهش دهند.

از دوستان عزیزی که این موضوع آنها را نیز  آزرده خاطر ساخته  خواهشمندم با انتشار این عکس ها در وبلاگشان خشم جامعه کوهنوردی را نسبت به آن   بازتاب بیشتری دهند.

....

....

(با تشکر از رامیار)

وبلاگ هایی در این فراخوان شرکت کرده اند:

دیار الوند

 رامیار

هیات کوهنوردی استان همدان

کوهنوشت

مهشید

گروه  کوهنوردی اوراز تهران

کلاغ ها

میثم

گروه کوهنوردی پرستو

آقای نجاریان

حامد حصاری (من کوه تنهایی)

جواد حاجی زاده

امین خادم

گروه کوهنوردی زربین رامیان

دیده بان کوهستان

 مسعود عسگری (طلوع سپیده)

 

...

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

یادی از خاطرات خلنو

آدم وقتی تنبل میشه و برنامه نمیره وبلاگشم تنبل میشه دیگه حرفی برای گفتن یا نوشتن نداره. چند وقت پیش داشتم دفتر خاطراتمو میخوندم که با مشورت مستان جون تصمیم گرفتم یادی از گذشته های نه چندان دور و خنده دار کوهنوردی مون بکنم.  البته تو این قسمت به مستان نقشی داده نشده ایشالا تو قسمت های بعدی بیشتر ازش صحبت میکنیم (نیشخند) معمولا اولین ها همیشه مهم هستند. اولین باری که کوه رفتیم. اولین باری قله رفتیم. اولین باری که تنها و انفرادی قله رو صعود کردیم. برامون اهمیت خاصی داره. مثلا اولین باری که به خلنو صعود کنی اونم تنها. برای من خاطره اش فراموش نشدنیه.

این قسمت (خلنو):

چهارشنبه: بعد از ظهر مهتاب بهم زنگ زد و گفت آخر این هفته دارن میرن خلنو . من و مستان هم باهاشون بریم. مهتاب دوست مستان بود. هم رشته ی من ولی دانشگاه تهران درس میخوند و من به واسطه ی مستان میشناختمش اما تا به حال نشده بود که ببینمش. خیلی خوشحال شدم. سریع و بدون اینکه فکر کنم  قبول کردم. به مستان زنگ زدم. اما اون گفت که نمیاد.خلنو سخته. نمیتونیم. آبرومون میره و ... این حرفا ! ولی من تصمیم گرفتم برم هرچند نمیشناختمشون ولی همین که خلنو را میدیدم برام کافی بود. به سکینه قول داده بودم آخر این هفته پیشش باشم و تنهاش نگذارم اما عشق خلنو همه چیز و از یادم برد! قلب

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

اطلاعیه شماره 2 صعود قلم

بالاخره نتایج رای گیری برای تعیین قله صعود قلم مشخص شد. بدین ترتیب مهرچال با ۴٢ رای از ٧۴ رای یعنی ۵۶ درصد آرا  انتخاب شد!

البته دوستان عزیزی که قصد شرکت در این برنامه رو دارند لطف کنند یک بار دیگه  در رای گیری دوم که تاریخ برگزاری اون برنامه رو مشخص میکنه در وبلاگ کلماتی از یک کوهنورد شرکت کنند.

تاریخ های پیشنهادی میزبان برنامه عرفان فکری وبلاگ (ورجین) صعود به قله مهرچال لواسان


1- جمعه و شنبه 18 و 19 تیر ماه

2- پنجشبه و جمعه 31تیر و 1 مرداد 

تاریخ اتمام رای گیری و نظر سنجی ١ تیر سال جاری خواهدبود یعنی ۶روز از تاریخ درج در وبلاگ ها

....

...

به عرفان فکری از همین الان خدا قوت میگیم!

به امید دیدار دوستان در مهرچال

...

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

لیلا اسفندیاری در راه K2

برای لیلا اسفندیاری آرزوی موفقیت دارم.

...

..

..

..

..

به نقل از باشگاه دماوند:

هم نورد پرافتخار لیلا اسفندیاری با پیشینه سرپرستی و صعود قله نانگاپاربات  اینک پای در راه صعود به قله k2  نهاده و در سفری انفرادی در ساعت 18  روز دوشنبه 17 خرداد از فرودگاه امام خمینی پرواز خواهد کرد.برای این هیمالیانورد وغارنورد بزرگ آرزوی پیروزی و سلامتی در راه پرخطر پیش رو داریم.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

نظرسنجی " مکان اجرای پنجمین صعود قلم"

مانند سالهای گذشته  به احترام دوستان کوهنویس قبل از اجرای صعود  قلم یک نظرسنجی برگزار میشود تا قله مورد نظر با بیشترین رای کوهنویسان انتخاب گردد.

اگر تمایل به شرکت در این برنامه دارید لطفا نظرتان را اعلام فرمایید.

و اما از وبلاگ کلماتی از یک کوهنورد:

..

:

سلام به همه بچه های وبلاگ نویس کوهنورد

حدودا یک سال پیش در چنین ایامی همه و یا می شه گفت اکثر بچه های وبلاگ نویس پیگیر چهارمین صعود قلم بودند حال بعد از گذشت یک سال امسال هم استارت صعود قلم خورده است و بچه هایی که خواستار میزبانی برای صعود قلم بودند اکنون امسال هم خواستار صعود قلم به میزبانی شهر خود هستند .

دوستانی از جمله

١- سونیا (عشق کوهنوردی )و دوستان ویلاگ نویس شیرازیشان خواستار اجرای صعود قلم به شهر شیراز هستند برای صعود دنا

امکاناتشون : سالن برای محل تجمع – خوابگاه  تربیت بدنی - وسیله ایاب و ذهاب (با هزینه خود شرکت کننده )– لوح یادبود

٢- عرفان فکری (ورجین) خواستار اجرای صعود قلم به شهرتهران منطقه لواسان برای صعود مهر چال و سه قله در یک خط الراس

امکانات : سالن برای محل تجمع – خوابگاه تربیت بدنی – لوح یادبود – یک وعده غذا – وسیله ایاب و ذهاب از تهران به منطقه لواسان

٣- مرتضی صالحی (کلماتی از یک کوهنورد  )و مهران خواجه زاده خواستار اجرای صعود قلم به شهر مشهد هستند برای صعود بینالود و شیرباد

امکانات : سالن برای محل تجمع – منزل مرتضی صالحی – لوح یادبود – وسیله ایاب و ذهاب به منطقه فریزی

نظر خودتون رو نسبت به اجرای برنامه اعلام کنید بیشترین آرا اجرای برنامه در همان منطقه و شهر خواهد بود

تاریخ اتمام رای گیری و نظر سنجی 25 خردادماه سال جاری خواهد بود یعنی 15 روز از تاریخ درج در وبلاگ ها

به امید اجرای صعودی موفق و شرکت همه دوستان وبلاگ نویس خواهشمندم نظرات خود را در وبلاگ من (کلماتی از یک کوهنورد  )به صورت عمومی درج کنید تا همه ببینند.

 

موفق و پیروز باشید

لبخند

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

گلگشت دماوند

چهارشنبه و پنجشنبه هفته پیش فرصت خوبی پیش اومد که یه سری به رینه و مصطفی و دماوند بزنیم. مشولی عزیز هم مهمون ما و اصل این برنامه به افتخار ایشون بود. خانواده لاریجانی طبق معمول برامون سنگ تموم گذاشتن. مصطفی به تازگی یه لندرور خریده.  دستی دنده کمکی رو کشید و از یه شیب خاکی ۶٠ درجه بالا رفت. تعجبخیلی هیجان داشت. همش فکر میکردم الانه که ماشین چپ کنه. تشویق ما رو برد دامنه های زیبا و بکر دماوند. جایی که مطمئنم کمتر کسی رفته. قلب واقعا روز قشنگی بود فقط حیف که شقایق ها سه هفته دیگه در میان.ناراحت

عکس های اون روز: 

دست خط ساجده
از بین عکس ها پوستر ها و تابلو های رنگ و وارنگ اتاق خونه مصطفی یه پرچم کوچیک جلب توجه میکرد.  دست خط ساجده کشمیری بود که ٣٠ بهمن ٨٧ وقتی از صعود زمستونه شمالشرقی دماوند برگشتند اونو امضا کرده بود. دیدن دست خطش درست همزمان با روزهای سالگردش  حالمو دگرگون کرد.ناراحت
............................................................

دماوند- اول خرداد 89
نمای زیبایی از دماوند باشکوه.  البته نسبت به سال گذشته این روزها حجم برف کمتری داره. امیدوارم تابستون خشکی نداشته  باشیم!متفکر
..........................................................

مشولی و دماوند
اینم مشولی که به خاطر یه دوره آموزشی اومده بود تهران اما کلاس چهار صد و پنجاه هزار تومنیشو پیچوند که بیاد از اینجا دماوند و نگاه کنه.نیشخند
.............................................................

پرنده
کی میدونه این کوچولو اسمش چیه؟عینک   توی اون دره ای که بودیم کلی بدبدک برامون آواز میخوندند.بغل
.............................................................

آتش دماوند
چه جوجه ای زدیم تو رگ. مهمون مصطفی بودیم. ما به علاوه ی  لیلی و همسرش و مهدی و مصطفی. الهی بمیرم هنوزم تو فکر مهدی هستم که وقتی غذا تموم شد مظلومانه برگشت گفت: من هنوز گشنمه!دل شکسته
.................................................................

کودک دماوند
اینم کودک دماوند. مهدی کوچولوی شیطون و بامزه. برادرزاده ی مصطفی.  خدا رو چه دیدی شاید یه روزی وقتی بزرگ شد کار عموشو ادامه بده و کوهنوردا رو تو مسیر رینه جا به جا کنه.  البته وقتی ازش پرسیدم دوست داری چه کاره بشی گفت: راننده کامیون! زبان

 مصطفی میگفت قانون جدیدی قراره از امسال اجرا بشه که دیگه هیچ ماشین شخصی ای اجازه نداره از اول جاده خاکی بالاتر بره. فقط نیسان و لندرور. قراره رینه به گوسفندسرا و پلور به گوسفندسرا خطی بشه. هر کوهنورد 2000 الی 2500 تومن. این خبر خیلی خوبیه. محیط گوسفندسرا هم کمتر الوده  به زباله کوهنوردان و طبیعت گردان میشه.

چقدر تو این برنامه جای آقای خاکسار و آقای رادمنش و علی قادری و دایی علی و بقیه کوهنوردای خوب جنوب رو خالی کردیم.  با عکس های آقای رادمنش زندگی کردم.بغل

...

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

به یاد پرتقالی ترین کوهنورد

ساجده کشمیری

هنوزم از بلندای فلات نصیری گنو می ایستی و فکر میکنی کجای کوهنوردی کشور و جهانی؟ هنوز پای رفتنت دور و دیر است؟ دل بی تابت چطور؟ چه خوش نشستی بر فراز بلندای کشورت تا ابد.

...

 هنوزم تمام چیزای پرتقالی رنگ تو رو به یاد ما میاره.

.

.

یکسال گذشت. چه زود رفتی!

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

خاموشی یک کوه-وبلاگ

آخرین پست چنگ الماس به عنوان یک چالش برای همه وبلاگنویسان حوزه کوهنوردی تامل برانگیز خواهد بود. در سال های اخیر چند وبلاگ کوهنوردی از نسل اولیه کوهنویسان سراغ داریم که برای همیشه خاموش شده اند؟! نسلی که مهمترین خصیصه شان عمق و غنای مطالبشان و روابط وبلاگی آنها بر پایه احترام و منش کوهنوردی بود. چه شد که عطای این فضای مجازی را به لقایش بخشیدند؟

..

..

..

 از وبلاگ چنگ الماس:

آذر ماه سال 1381 وقتی با "کوه فراخوان بی تفسیر عشق است..." نوشتن از کوه در فضای مجازی را آغاز کردم، می پنداشتم این فضا نیز چون فضای پیوند قلم و کاغذ از ساختار، حرمت و اعتبار مقبولی برخوردار است که خوشبختانه همین گونه نیز بود و آنهایی که می نوشتند، می خواستند با هم کیشان خود درد دل کنند، یاد بدهند و یاد بگیرند و پایگاهی در ایجاد و حفظ دوستیها داشته باشند. با ورود خیل عظیم علاقه مندان کوه طبیعت به این وادی، به همان اندازه که کمیت وبلاگها افزایش یافت کیفیتشان افول کرد! رقابت بی اساس، حرمت شکنی، فرافکنی و ترویج مطالب نامربوط آنچنان در بیشتر این دست نوشته ها رخنه کرده است که نه تنها از مسیر صحیح خود خارج شده اند، بارها و بارها دیده ام نگاه دیگران به کوهنوردان هم به بدبینی مبتلا شده است.یک نگاه اجمالی به وبلاگهای ورزش هایی که از ساختارهای فرهنگی در سطح بسیار پایینتری از کوهنوردی قرار دارند، نشان می دهد کوهنویسان نسبت به نوشته هایشان بسیار کم لطفی کرده اند! شاید به این دلیل که بسیاری از آنان کوهنورد نبوده و در جستجوی یک فضای باز اینجا را یافته اند و یا کوهنورد بوده و یادشان رفته کوهنورد کیست! آنچه در کوه همواره از استادانم شنیدم و سعی کردم همواره به شاگردانم منتقل کنم چیزی نبود جز: گذشت، احترام و شخصیت. حلقه های گم شده وبلاگهای کوهنوردی!!

با تقدیم احترام مجدد به اساتید، دوستان و همنوردانم که بعضا سعی در اصلاح این فضا داشته اند، از این جامعه مجازی قبلا عملی و اکنون رسمی و عملی خداحافظی می کنم باشد تا روزی که متوجه شویم که هستیم و که باید باشیم!

حامد منصوری

 

...

...

سوالمتفکر

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

سفر شمال

  مدتی بود برنامه ریزی کرده بودیم برای سفر تا اینکه دیروز فرصتش پیش اومد. نسرین عزیزم به همراه سارای شر و شیطون از ارومیه اومدن واسه کنکور ارشد. نگار هم که چند ماه بود گریه و التماس میکرد منو با خودت ببر برنامه دیگه دیدم بچه دلش دریا میخواد . رفتیم شمال. سحر کوچولوی شیطون رو هم بردیم با خودمون. 

تا ظهر ساحل نوشهر و  کلار آباد . عصری هم نمک آبرود هرچی پول داشتیم زدیم زمین. . از جاده جنگلی عباس آباد رفتیم کلاردشت. عالی بود. جون میداد واسه دوچرخه سواری و پیاده روی. مه فوق العاده غلیط هم زیباییش رو دو چنان کرده بود.  شب قرارگاه رودبارک خوابیدیم. خیلی دوست داشتم صبح زود قبل از اینکه بچه ها بیدار شن برم پیاده تا بریر. به یاد روزهای جوونی که میرفتم سرچال و علمچال.

دریاچه کوهستانی ولشت هم  جایی بود که برای اولین بار رفتم. نزدیک روستای سنار و حسن کیف. یکی از مرتفع ترین دریاچه های اون منطقه است (٩٠٠متر) و عمق آبش هم زیاده . خیلی زیبا بود و نسبتا تمیز و شلوغ!  راه برگشت یه سری هم به پل خواب زدیم.

وقتی برگشتیم شام مهمون بودیم. یه آبگوشت مشتی که خیلی چسبید!  دو و نیم نصفه شب نسرین بیدارم کرد و گفت رتبه کنکورش شده ٣٨.  جیغ خوشحالی و گریه شادی .  یا دانشگاه تهران قبوله یا امیرکبیر. چقدر حسودیم شد خدا!  دیگه تقریبا  نود درصد دوستای دوره لیسانسم  الان فوق قبول شدن.

بچه ها: مستان - مرجان - سارا - سولی - سمیرا - ناهید و فرح   جاتون خیلی خالی بود.

 

نمک آبرود

....

ولشت

...

.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :