آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

دماوند در آخرین هفته تابستان

 

جمعه باز خدا کمک مون کرد و باز دماوند روی خوش نشون داد و ما شانس آوردیم و ....  موفق شدیم بار دیگه از مسیر شمالی بر بام ایران بایستیم.

دوستان خوبم در این برنامه: سونیای عزیز و دوست داشتنی که تنها از شیراز اومده بود به خاطر دماوند. کارش واقعا تحسین برانگیزه.  عرفان فکری  که خیلی خوب و قوی صعود کرد اما هنوز شیرینی اولین صعودش از مسیر شمالی رو نداده! چشمک علی فلاح و مجید الهی زاده دوستان خوب و مهربونمون از شهرستان تفت که در این برنامه افتخار آشنایی و همنوردی باهاشون رو داشتیم و از الان قول یه برنامه زمستونه برفخانه تزرجان رو ازشون گرفتیم. و همینطور آقا جواد و آقای پاداش و دوستشون که تو جانپناه ۴٠٠٠ بهشون زحمت دادیم و تا برگشت به ناندل همراهیمون کردند. . . . (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :

دره چاکرود


عکس ازحسین طائفی-چاکرود مرداد ٨٩


عکس از حسین طائفی - چاکرود مرداد ٨٩

...

...

سه هفته پیش چهارشنبه هما  زنگ زد و گفت داره با دوستاش میره  برنامه دره و آبشار. وقتی پیشنهاد داد منم باهاشون برم وسوسه شدم. تا به حال همچین برنامه ای نرفته بودم. بحث کنیونینگ و دره نوردی هم که این روزا حسابی رو بورسه... خلاصه اینطوری شد که  سریع کوله بارمو بستم و یازده و نیم  همون شب رفتم خونه هما جون. اونجا با سحر آشنا شدم. 12:30 شب بچه ها اومدند دنبالمون و با بدرقه مامان هما راهی گیلان شدیم. . .  (بقیه در ادامه مطلب)

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :

سخنی با یک دوست

 

دیروز که اس ام است رسید اول متوجه منظورت نشدم. بعد که فهمیدم چه اتفاقی برایت افتاده دوباره خواندمش. با اینکه امید در آن موج میزد اما دلم گرفت.

 

تو گفتی:

"و آنگاه که باید کوتاه شدن سقف آرزو ها را پذیرفت داشته هایت ارزشمندتر میشود!"

و من میگویم:

دوست عزیزم آرزوهای بزرگت را پاس میدارم و با توجه به شناختی که از تو به عنوان یک انسان سخت کوش و بااراده دارم پذیرفتن این اینکه سقف آرزوهایت کوتاه شده دشوار است

هرگز نباید به هیچ کسی خصوصا هویت ذهنی خودت اجازه دهی سقف و تعداد آرزوهایت را کم کند و روی آن محدودیت بگذارد

تو تا قبل از فرا رسیدن روز حسرت فرصت داری بزرگترین آرزوهای زندگی را به وجود خود راه دهی حتی اگر کیلومترها بالاتر از تو باشد

 پس تا میتوانی آرزو کن! دوست من! رویاهایت را با حقیقت زندگی گره بزن و بدان هرگز در طوفان حوادث زندگی تنهایت نخواهم گذاشت و برای رهایی و اوج به سوی آن آرزوها  پر پروازت خواهم بود.

برایت آرزوی سلامتی دارم!

و روزهای روشن آبی!

 

.......

......

.

....

..

..................................................................................

پی نوشت:

جمعه ساعت ١ نصفه شب فرودگاه مهرآباد به استقبال فاتحان نوشاخ رفتیم. تا اومدم خونه خواستم اولین نفر عکساشو بزارم که فهمیدم اکانتم تموم شده از فرداش هم که خودتون میدونید پرشین بلاگ بالا نمی اومد! و داشتم متهم میشدم به کم کاری و بدجنسی!  خلاصه امین معین و حمید سنجری با موفقیت از برنامه به تهران بازگشتند. بازم بهشون تبریکم میگم و در اولین فرصت عکس های استقبال رو در صفحه اخبار تیم نوشاخ٨٩ منتشر میکنم.

دیشب برای خودم کتابخونه کوچیکی درست کردم. وای که چقدر کتاب نخونده دارم. میدونم یکی که منو خوب میشناسه الان داره بهم میخنده و میگه زرشککک!! اما باور کن که دیگه این دفعه جدیه! با کتاب" جاناتان مرغ دریایی- نوشته ریچارد باخ" شروع کردم. دیشب تقریبا نصفشو خوندم. در عین سادگی انگیزه های خفته و خاک گرفته وجود آدم رو بیدار میکنه. روح آزاد کمال گرایی  شکستن محدودیت ها و بالا بردن کیفیت زندگی اصلیترین پیام این کتابه.

"چون خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی.."  پیام بالای وبلاگ به پیشنهاد دایی عزیزالهی عوض شد.لبخند

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :