آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

حمید ثابتی عاشق کوهستان

   سپیدی اولین برف تابستانی لباسی زیبا به شکوه یک رویا بر بلندای البرز لاجوردی پوشانده وتلآلو خورشید چنان سفره گسترانده که گوئی در معدن الماس هستم.

        جذابیت این حضور بقدری خیره کننده میباشد که نمی توانم چشمهایم را ببندم. احساس می کنم تمامی دوستانم درکنارم هستند و نظاره گر این درخشش بی نظیرند. سپاس خدا را که دریچه ای طلائی به رویم گشوده که میتوانم ناب ترین و قشنگترین لحظات رادرآن ببینم و لذت ببرم تصاویر زنده ای که همیشه و همه حال با من زندگی میکنند نیرو وانرژی می بخشنندوهوشیاری میدهند.

        این جا سرزمین عشق و میدان جواهرات قیمتی است که با هیچ سرزمینی قابل مقایسه نیست چه کسی میتواندمرا از دیدن این نمایش واقعی و با شکو ه الهی محروم گرداند..............

..

..

متن فوق بخشی از دلنوشته های کوهنورد با اخلاق حمید ثابتی است. حمید یک عاشق تمام عیار کوهستان است و یار همیشگی و باوفای توچال. او یکی از معدود کسانی است که نگاهی عرفانی به کوه دارد و با برف و باد و سنگ ها و صخره ها معاشقه ها . . . .

چند روز پیش خبری غیر موثق از مرگ ناگهانی او در میدان مجسمه دربند منتشر شد. ظاهرا که این خبر شایعه بوده است . . . .

این بهترین خبری بود که امروز شنیدم!

آقای ثابتی! معذرت میخوام. ایشالا صد و بیست سال زنده باشی!

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :

استعفای فریدیان

 

متن زیر  از سوی کاظم فریدیان به ایمیل من ارسال شده است.

 

...

به نام خدا

با سلام

در اعتراض به نادیده گرفتن خردجمعی و چندصدایی  که روح حاکم  باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند است و خود حق پنداری جمعی از پیران مصلحت!! اندیش باشگاه که در مراسم بزرگداشت شادروان لیلااسفنیاری مانع نمایش فیلم "لیلای بی لیلی" شدند اینجانب کاظم فریدیان، مدال صعود قله نانگاپاربات به باشگاه باز پس داده و استعفای خود از عضویت در باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند را تقدیم نایب رییس هییت مدیره جناب آقای اکبر مشهدی زاده می نمایم.

"لیلای بی لیلی" شرح مختصر و مستندی بود از سازوکار نخبه کشی جامعه ی کوه نوردی که لیلاهای این مرز و بوم را به ورطه ی پاکبازی و جانفشانی  می کشاند در حالیکه فرصت سوزترین و استعدادکش‌ترین افراد را بر مسند نشانده و تکریم می کند.

به امید پیروزی و سربلندی ایران و ایرانی

و

باشگاه کوه نوردی و اسکی دماوند

کاظم فریدیان

5/6/1390 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :

آقای رسولی نژاد معاون وزارت ورزش و جوانان

 

این داستان ادغام وزارت خونه ها و جنجال های ناشی از اون هم حکایتی شده برای خودش.  سرنوشت و زندگی هزاران کارمند به این بازی های سیاسی گره خورده و الان خیلی ها در بلاتکلیفی به سر میبرند. چند وقت پیش دکتر عباسی وزیر ما هم رفت و ما با دو تا سیستم  دیگه ادغام شدیم تا یک وزارتخونه بزرگ و بی در و پیکر ایجاد بشه  به نام  وزارت تعاون،کارو رفاه اجتماعی. خدا به آقای شیخ الاسلام صبر بده !

در حالیکه که همه امیدوار بودند از چهارتا معاون دکتر عباسی، آقای رسولی نژاد همچنان در پیکره تعاون باقی بمونه ، دیروز تو سالن همایش اداره مراسم تودیع  ایشون برگزار شد. همه با دسته گل و هدیه برای بدرقه اش آمده بودند. آقای رسولی نژاد به سمت معاون امور مجلس، حقوقی و امور استانهای وزارت ورزش و جوانان منصوب شد.

آقای رسولی نژاد در اداره تنها کسی بود که از برنامه های کوهنوردی من حمایت میکرد و دید روشنی نسبت به ورزش بانوان داشت. همه از رفتن ایشون ناراحت شدند. اما از اونجایی که من خودمو متعلق به جامعه ورزشی میدونم رفتن  دکتر عباسی (که در محافل دولتی به وزیر فرزانه شهرت دارند) و به دنبال آن دکتر رسولی نژاد (که محبوب همه کارمندان بود) به وزارت ورزش و جوانان را به فال نیک میگیرم  و از این بابت خوشحالم. از سوابق آقای رسولی نژاد در زمینه ورزش میتوان به عضو فراکسیون ورزش و کمیته فوتبال ، عضو هیات ریسه فدراسیون ژیمناستیک۷۳-۷۶ و نایب رییس اسبق هیات مدیره باشگاه استقلال اشاره کرد. برای این دو استاد و سایر دست اندرکاران آینده عرصه ورزش آرزوی موفقیت دارم.

. . .

. . .

پی نوشت:

پنجشنبه شب در سالن آمفی تاتر فرهنگسرای تامین مراسم بزرگداشت لیلا اسفندیاری برگزار شد. گزارشی از این مراسم به همراه عکس را در وبلاگ همطناب من ببینید.

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :

آقای صدر

 

دم غروب بود و تو صف نونوایی چرت میزدم که با تلفن یکی از دوستام پریدم. بعد از احوالپرسی از لیلا گفت و از فاطمه. نمیدونستم داستان فاطمه اینطوری بوده. نمیدونستم فاطمه که چند روز پیش خبر پروازش به دیار باقی در همه وبلاگ ها پیچید، نه بر اثر حادثه در کوه بلکه قربانی تعصب و فرهنگ و بعضی قوانین ظالمانه این جامعه شده بود. مشکلاتی که کم و بیش همه ما زنان ایرانی با آن دست به گریبانیم. واقعا متاثر کننده بود. دوستم اینها را گفت و گفت تا به خبر اصلی برسه. خبر فوت یک دوست و همنورد مشترک را در علمکوه.  کسی که سال گذشته در برنامه صعود جبهه شمالی دماوند همراهمان بود و پس از آن بارها و بارها دیدمش. و همیشه در اوج ها دیدمش. از دیواره بهاری شروین گرفته تا قله زمستانی دماوند!  کسی که شور و اشتیاقش به کوه و صعود قله ها کمتر از شور و انگیزه یک جوان تازه کوهنورد نبود. کسی که به خاطر صعودهایش همیشه برقی و لبخندی از رضایت در چشمان و لبانش موج میزد. تا جایی که یادم هست فقط در سال 89 دوازده بار دماوند رو صعود کرده بود.

یادش به خیر هر زمانی که منو میدید با اون لجهه غلیظ آذریش میگفت آخ اگه میدونستم میبینمت اون یه جفت کفشی که بهت قول داده بودم برات میاوردم و من هربار میخندیدم که من کفش نمیخوام  اگه راست میگی منو با خودت ببر دماوند. 

 آری صحبت از فخرالدین صدر است. کوهنوردی نسبتا سالخورده اما پرتوان و قدرتمند، درست مانند میکائیل عزیز. او پس فراز و فرودهای بسیار در کوه های این سرزمین، علمکوه زیبا را برای پرواز ابدی اش انتخاب کرد، درست مانند میکائیل عزیز.

آخرین بار هم تو باشگاه دماوند دیدمش. وقتی که بعد از شنیدن خبر فوت لیلا همه اونجا جمع شده بودیم.  می گفتند با اینکه اصلا در برنامه های باشگاه شرکت نمیکرد اما همیشه در غم و شادی همنوردانش شریک بود و همه جا حاضر. حتی وقتی برای دیدن خانواده  حادثه دیدگان دیزین برنامه ریزی میکردند او اولین نفر بود و خیلی موارد دیگر.

نمیدونم دستم بود که از داغی نون سنگک سوخت یا دلم از شنیدن این خبر! هرچه بود  شب بدی بود دیشب.

یادش گرامی و روحش شاد.

. . .

با نگاهی اجمالی به حوادثی که در سالهای اخیر برای کوهنوردانی چون مرحوم ابراهیم شیخی مرحوم میکائیل هاشمی  و مرحوم  فخرالدین صدر و ... اتفاق افتاده است وجه مشترکی میابیم. این کوهنوردان همگی باتجربه و بسیار قوی و البته با میانگین سنی بالا بودند. جسارت و توان بالایشان در هنگام صعود باعث شده بود بسیاری از جوانان آنان را نمونه و الگوی خویش قرار دهند. مرحوم شیخی و صدر هر دو بر اثر ایست قلبی و مرحوم هاشمی بر اثر خستگی مفرط و به دنبال آن سقوط فوت نمودند. این مساله برای کوهنوردانی که در دهه پنجاه و بالاتر زندگی خود بوده و همچنان به کوهنوردی های سنگین میپردازند زنگ هشدار است! امیدوارم از این حوادث درس بگیریم.

 

........................................

پی نوشت:

مراسم یادبود بزرگ بانوی کوهنوردی ایران "لیلا اسفندیاری" پنجشنبه 3شهریور ساعت 17 در فرهنگسرای تامین  (خیابان آزادی- ابتدای خیابان جیحون) برگزار خواهد شد.

 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :