آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

دوست دانا و قانون

جمعه با سه تا از دوستانم توچال بودیم.  تا چشم کار میکرد برف بود و آسمان آبی. از تماشای برف های بکری که هنوز نه آلودگی به خود دیده بودند نه ردپایی لذت میبردم که ناگهان وسط  اون همه سپیدی و قداست و پاکی چشمم به یه وصله به شدت ناجور افتاد. یه پوست پفک قرمز رنگ!  کمی جلوتر یه پوست چیپس و کمی بالاتر پلاستیک های رنگارنگ دیگه!!! حالم بد شد.  به دوستم گفتم: ای کاش خدا کاری میکرد هرکی که تو طبیعت  آشغال بریزه تا یکساعت دلدرد بگیره. اونوقت دنیا گلستان میشد. اما دوستم گفت : فکر نمیکنم. به نظرم اونوقت همه ی مردم از دلدرد می مردند!

 

. . . . . . . . . . . .

هنوز باورم نمیشه. توی اینترنت میچرخم. از دوستام میپرسم. به وبلاگها سر میزنم. میخوام مطمئن بشم که شایعه است. اما انگار که حقیقت داره. حالا موندم بخندم یا گریه کنم. دستورالعمل جدید نیروی انتظامی میگه  دختران زیر 18 سال حق اسکی ندارند. دختران و زنان بالای 18 سال هم با اجازه پدر یا برادر و شوهر میتوانند به پیست اسکی بروند!

شهر هرت که میگویند همینجاست دیگه. وقتی آدم حسابیاش میزارن و میرن از این مملکت  دیگه . . . .!  این قانونه؟ یا یک جوک تلخ؟  تلخ . تلخ.

امروز ورود دختران مجرد به پیست اسکی ممنوع اعلام میشه. فردا ورودشون به کوه و لابد پس فردا هم برای رانندگی کردن و مدرسه رفتن و غذا خوردن و دستشویی و نفس کشیدن هم اجازه ولی قانونی لازمه!

امسال با شوق زیادی وسایل اسکی مو کامل کردم وا قرار شد جدی تمرین کنم. یکی از آرزوهام اینه که دماوند رو اسکی کنم. خب آرزوئه دیگه. فعلا که حق آرزو کردن رو ازمون نگرفتند. به دوستم گفتم: باید بگم هر هفته بابا و داداشم از شهرستان بیان تهران و منو ببرن پیست اسکی در غیر اینصورت باید دورشو خط بکشم!  و دوستم گفت: خب یه قلاده بندازن گردنمون و بدن دست صاحبمون راحت بشیم دیگه!

اما کمی دیر این فکر به ذهنش رسید چون قانونگذاران عزیز زودتر بهش رسیدند و دستورالعملش رو هم صادر کردند. قلاده اش هم همین قانونه. همین قانونی که برای آرامش و آسایش و امنیت هموطنان وضع شده. به قول تابناک برای نلغزیدن پای نیمه دیگر جامعه!  قانونی که میگه وقتی نمیتونی مساله رو حل کنی آسونترین راه پاک کردن صورت مساله است. 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :

دانشگاه و برف پاییزی

دیدیم همه از برف دیروز عکس گرفتن و گذاشتن تو وبلاگشون. گفتیم ما هم از قافله عقب نمونیمچشمک

ولی چه برفی بود. چش نخوره ایشالا. دیروز عصر وقتی از اداره دراومدم فهمیدم چترمو جا گذاشتم. برای همین تا خونه یکساعت و نیم پیاده رفتم. جای همه خالی.نیشخند

سه شنبه صبح( 17 آبان) دانشگاه شهید بهشتی:

عکاس: نسرین جبارپور

این آدم برفیه هم منم ! عینک

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :

"شاه بابای ورزش ایران" کیست؟

گرچه موهایش سفیدگشته و لرزش دستانش گواهی بر کهولت سن او دارد اما چهره گرم وصمیمی او همچون یک رزمنده پرشور و انرژیست. وقتی درکنار تندیسش ایستاد تا عکس بگیرد متوجه شباهت تواضع و اقتدار او همانند حالت مجسمه اش شدیم، شاید مقایسه چهره او برای شما جالب باشد ولی برای ما باورش سخت بود.

اگرشما هم سری به دربند زده باشد حتماً مجسمه ای او را دیده اید. آری او گروهبان امیر شاه قدمی است که در کنار مجسمه خود عکس یادگاری می گیرد. او متولد 1309 و عضو مربیگری کوهنوردی، چتربازی و مربی ممتاز اسکی است. مردی که مجسمه اش 48 سال است در میدان سربند تهران نصب شده است. این مجسمه با ارتفاع حدود سه متر، نماد کوه‌نوردان شناخته می‌شود.

 شاه قدمی معروف به شاه بابا علاوه بر فتح قله های مختلف، به دلیل همکاری در عملیات مربوطه به نجات یک فروند هواپیمای آمریکایی سقوط کرده در قله زردکوه بختیاری به ارتفاع 3870 متر در سرمای 30 درجه زیر صفر در سال 1340 که موفق به نجات افراد آن گشته از طرف رییس جمهور وقت آمریکا (کندی) مدال لیاقت نیز دریافت کرد.

از طرفی در سال۱۳۳۷، حسن وجدان‌خوش‌، از کوه‌نوردان با سابقه کشور، پیشنهاد نصب یک مجسمه کوه‌نوردی را ارائه کرد که ‌مورد تأیید سایر کوه‌نوردان قرار گرفت. وجدان خوش پیشنهاد خود را نزد رئیس فدراسیون کوه نوردی، سرهنگ بیات، برد. این پیشنهاد تایید شد و مهام‌، شهردار وقت تهران‌، هزینه ساخت آن را قبول کرد. سرهنگ بیات که رئیس مرکز آموزش کوهستانی ارتش نیز بود، امیر شاه قدمی‌، گروهبان ارتش و مربی کوه‌نوردی مرکز آموزش کوهستانی و مربی اسکی کشور را به عنوان مدل به استاد رضا لعل ریاحی، استاد دانشکده هنرهای زیبا، مجسمه‌ساز و سرهنگ ارتش معرفی کرد و شهرداری مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان هزینه ساخت مجسمه را پرداخت.

درسال ۱۳۳۸، مدل گچی آن آماده و در میدان سربند نصب و طی مراسمی از آن پرده‌برداری شد. متأسفانه در زمستان همان سال‌، به علت بارندگی و یخ‌زدگی‌، دست و قسمتی از بدنه مجسمه خرد شد. این قسمت مدت‌ها با پرچم ایران پوشانده شده بود. درسال ۱۳۴۱، با پیگیری استاد رفعتی افشار، رئیس وقت فدراسیون‌، مجسمه سیمانی آماده شد و خلیل میلانی و عبدالحسین امین از طرف فدراسیون مأمور نصب آن شدند. این مجسمه هنوز پا برجا است. در آبان‌ماه سال۱۳۵۰، بنا به پیشنهاد فدراسیون کوه‌نوردی ایران و موافقت انجمن شهر و شهرداری تهران‌، نام میدان سربند به میدان کوه‌نوردان تغییر یافت.

 

ماجرای ساخت تندیس دربند را از زبان "شاه بابای ورزش ایران" در ادامه مطلب بخوانید :

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :

آسمانکوه

"آسمان کوه" زیباتر و جذابتر و سخت تر از اون چیزی بود که تصورش رو میکردم. هرچند آماده نبودن و تمرین نداشتن من هم به سختیش اضافه شده بود.  به هرحال برنامه از 4 صبح تا 12 شب طول کشید و ما 13 ساعت بی وقفه کوهنوردی کردیم.

آسمانکوه (3850متر)  تک قله ای زیباست که وسط دشت لار قرار گرفته. هیجانزده ام. شاید به خاطر اینکه اولین باره پامو  تو این منطقه میگذارم. بعد از طی کردن جاده خاکی و دشت لار به سمت شمال غرب  به چشمه ای بزرگ رسیدیم.  دیگه از دنج بودن اونجا و سکوت و سنگینی فضاش چیزی نمیگم و یکراست میرم سراغ چشمه دوبرار. این دشت کلا چشمه های جوشان زیادی داره. اما این یکی. واااااااااااااااااای. نمیدونم چی باید بگم. صحنه ای که میدیدم برام باور کردنی نبود. چیزی که اصلا در یک عکس نمیشه زیباییش رو به تصویر کشید. باید اونجا باشی و حسش کنی. چشمه ای به اون بزرگی. با آب خنک و گوارا میجوشید و میخروشید و به شکل یک رود نسبتا پر آب در این دشت بی همتا جاری میشد. نمیدونم چند دقیقه محو تماشای اون چشمه بودم. مسیر صعود تا خود قله، گرده سنگی زیبایی بود  و سمت چپمان پرتگاه. قبل از رسیدن به قله اصلی یک قله فرعی وجود دارد که روی آن تابلو فلزی نصب شده  و خیلی ها آنرا به عنوان قله اصلی  میشناسند که پس از رسیدن به اینجا و گرفتن چند عکس باز میگردند. در حالیکه از آنجا تا قله اصلی آسمانکوه  یکی دو ساعتی راهه. اون هم مسیر دست به سنگ که باید با احتیاط طی بشه. صعود زمستانی این مسیر واقعا با ارزشه.  حدود 12:30 ظهر به قله رسیدیم و از پشت قله و کمی بعد به سمت راست فرود آمدیم. اما هدف نوشتن این پست گزارش برنامه نیست بلکه  انتقادی به نحوه مدیریت و سرپرستی در این برنامه است. برمیگردیم به اول صبح:

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :

پروانه کاظمی آمادابلام را صعود کرد

طی تماس تلفنی با خانم پروانه کاظمی مطلع شدیم امروز ۳/۸/۹۰ ساعت ۱۲:۴۵ دقیقه به وقت محلی این بانوی هیمالیا نورد ایرانی موفق شده قله رفیع و زیبای آمادابلام به ارتفاع ۶۸۵۶ متر را در کشور نپال صعود کند.

این قله که در منطقه یخچال خمبو (هیمالیا) و در نزدیکی قله اورست واقع شده ،یکی از قله های فنی و یخچالی منطقه محسوب می شود و تا کنون هیچ بانوی ایرانی نتوانسته پای بر چکاد آن بگذارد.

پروانه کاظمی این قله را به سبک سرعتی (آلپی) و بدون هم هوایی،در طی ۳ روز صعود کرده است.

ایشان همینطور طی تماس تلفنی از روی قله این صعود را تقدیم لیلا اسفندیاری دیگر بانوی هیمالیا نورد ایرانی که اخیرا در قله گاشربروم سقوط کرد و ناباورانه در گذشت،تقدیم نمود.

(از سایت باشگاه کوهنوردی اسپیلت)

..........................

 

"به دوست خوبم پروانه کاظمی صمیمانه تبریک میگویم"

 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠
تگ ها :