آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

پروانه کاظمی بر فراز اورست و لوتسه

این خبر رو دیروز شنیدم. واقعا خوشحال کننده بود.  اما صبر کردم تا از یک منبع موثق منتشر شود.

و حالا به نقل از سایت باشگاه اسپیلت:

 

"ساعت ۱۳:۳۰ (به وقت محلی) روز جمعه ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۱  تلاش ۴۵ روزه پروانه کاظمی برای صعود قله اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر به بار نشست و او موفق شد به عنوان سومین زن ایرانی و اولین بانوی هیمالیا نورد کشورمان که به طور مستقل اقدام به این صعود کرده است ، به بام جهان دست یابد."


پروانه کاظمی بر فراز اورست

 

 

و همچنین:

" امروز جمعه 5 خرداد سال 1391 ساعت ۷:۰۰ به وقت محلی پروانه کاظمی و شرپا (نیما گیالزن) موفق به صعود قله لوتسه به ارتفاع ۸۵۱۶ متر شد. پروانه کاظمی این صعود را طی تماسی از روی قله تقدیم به روح بلند لیلا اسفندیاری کرد."

 به این ترتیب تا این لحظه پروانه کاظمی تنها بانوی کوهنورد در جهان است که توانسه است دو قله اورست و لوتسه را پی در پی در یک فصل صعود کند.

 

 

 این دو صعود ارزشمند را به خانم کاظمی و همه زنان کوهنورد ایران تبریک میگویم

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

جعفر ناصری

اردیبهشت 88 دماوند جبهه جنوبی بود. بالاتر از بارگاه سوم من از دوستانم جدا شده بودم و به تنهایی به سمت قله میرفتم.  دو کوهنورد در مسیر بودند که گاهی من از کنارشان رد میشدم وگاهی آنها و هر بار با خسته نباشیدی و تعارفی به خوراکی  مرا به ادامه مسیر تشویق میکردند. و این سرآغاز آشنایی و دوستی با کوهمردانی بی ریا و صمیمی و بامعرفت شد. یکی از آنها مرحوم فخرالدین صدر بود و دیگری مرحوم جعفر ناصری.

این روزها از هیمالیا خبرهای زیادی میرسد. یک روز در عین ناباوری خبر صعود آناپورنا  و یک روز دیگر صعود ماکالو و ماناسلو. خوشحال کننده و غرورآفرین است.  بهار امسال 17 نفر در منطقه هیمالیا در تلاش برای صعود قله های خود بودند. از این بین فقط جعفر ناصری بود که بیشتر از دیگران او را میشناختم و او را به نوعی همنورد و دوست خودم میدانستم و بالطبع از شنیدن خبر صعودش بیشتر از دیگران خوشحال بودم. میخواستم امروز اینجا برایش پیام تبریک بنویسم.  اما . . . . . !!! 

 چیزی نمیتونم بگم!

وقتی ساجده رفت غم و اندوه شدیدی را در چشمهای جعفر دیدم. دیدم که او برای پایین آوردن جسد دوستش تمام تلاشش را انجام داد. حالا که خودش در بین یخهای سرد ماناسلو افتاده چه کسی میخواهد با جان و دل برود  پی جسدش؟  هیچکس! جعفر تنها و در سکوت رفت. مثل لیلا. رفت کنار فخرالدین و ساجده.

هرچند تنها و سرد رفت. اما یادش همیشه کنج قلبمان گرم خواهد بود.

 یادش گرامی!

.

.

.

.

.

(این پست مخصوص خاطره ها و یادهای ما با جعفر ناصری است. برای شناساندن  او به دیگر کوهنوردان. اگر خاطره ای یا صحبتی هست خوشحال میشویم که از زبان شما بشنویم و بخوانیم)

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

درفک (از مسیر اشتینیف)

درفک و سماموس جز کوه هایی بود که قصد کرده بودم امسال حتما سری بهشون بزنم. بنابراین وقتی برنامه کوچ عشایر در خوزستان کنسل شد این پیشنهاد خوب رو سریع پذیرفتم. بله درفک برنامه ای بود که برای تعطیلات دو هفته گذشته انتخاب کردم.  از درفک چیز زیادی نمیدونستم و تصورم یک قله سرسبز کم ارتفاع و آسان در مسیری جنگلی بود. اما  الان میدونم که درفک قله مرتفعی است به ارتفاع 2730 متر از سطح دریا (یعنی تقریبا ارتفاعی بیشتر توچال و با دامنه های وسیع تر) که چندین مسیر برای صعود داره (به روایتی 11 مسیر!) که معروف ترین اونها یکی سیاهکل و شاه شهیدانه و یکی دیگه رستم آباد و دفراز . این دو مسیر دسترسی ساده تری دارند حتی با دوچرخه  هم میشه به قله رسید. اما مسیری که ما انتخاب کرده بودیم نسبتا مسیر سختی بود که از امامزاده هاشم و اشتینیف  یا بطور دقیقتر : گیلان- رودبار-رستم آباد -امام زاده هاشم-شهر بیجار-موش بیجار-رودسرا - هلو کله- کفتر خانی - اشتنیف- به درفک میرسید. این برنامه سه روزه بود. در مجموع روز اول 10 ساعت  و روز دوم 14 ساعت کوهپیمایی کردیم.  یک روز هم برای رفتن و برگشتن به تهران.

 

سه شنبه 5 اردیبهشت ساعت 12:30 شب 13 نفر در محل قرار حاضر بودیم و با مینی بوس به مقصد رشت حرکت کردیم. من که خوب خوابیدم و وقتی چشممو باز کردم هوا روشن شده بود منجیل رو رد کرده بودیم. امامزاده هاشم بودیم  و داشتیم از کنار تاسیسات سد! میگذشتیم. یک مسیر جنگلی که تک و توک خونه های روستایی در اطراف دیده میشد و اهالی سحرخیز اونجا که مشغول کار شده بودند. بعد از خوردن صبحانه  جلوی منزل یکی از اهالی و چیدن نهایی کوله ها ساعت 9 صبح  حرکت کردیم.

 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

فراخوان همکاری در ساخت مجسمه لیلا

منبع عکس: ایران را بگردیم

.

.

چند روز پیش وقتی برای تمرین عکاسی رفته بودم لواسون ، به پیشنهاد یکی از دوستای خوبم به دیدن یک موزه عجیب و جالب رفتیم.  اونجا پر بود از مجسمه ها ، تندیس ها و تابلوها که برای درک پیام اصلی سازنده آنها آدم باید کمی فسفر بسوزونه. قصد توصیف آن باغ ابتکاری را ندارم. اما دیدن تندیس دختری با یک شمع، بهانه هم صحبتی ام  با طراح و صاحب اون موزه  شد. متوجه شدم  ایشون به ورزش و کوهنوردی علاقمندند و درصدد ساختن مجسمه ای از لیلای ما هستند. با اینکه لیلا رو ندیده بود اما آنچنان با شور و احساس درباره اش حرف میزد که من بغض کردم. انگار لیلا را اصلا نشناخته بودم. این استاد مجسمه ساز برای ساختن مجسمه یکی از بهترین کوهنوردان زن ایرانی  فقط احتیاج به چند عکس خوب از لیلا دارد تا کارش را همین امروز شروع کند.

به ایشون قول دادم از کمترین کاری  که میتونم در انجام این اثر انجام بدم دریغ نکنم.

از دوستان و همنوردان  گرامی خواهشمندم اگر عکس هایی از لیلا اسفندیاری در اختیار دارید (خصوصا در حالت نیمرخ یا سه رخ)  به ایمیل من : a_mountainer@yahoo.com    یا   anna.farahani@gmail.com   ارسال کنید..

سپاس

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :

زباله به جای لاله

زباله‏ های پلور، در دامن پاک دماوند تخلیه می‏شوند.
 
امسال به جای شقایق های طناز و لاله، زباله به استقبال کوهنوردان و طبیعت گردان دماوند خواهد رفت. بعد از داستان عوارضی دماوند که دسته گل بخشدار محترم(!) رینه بود اکنون به دستور دهیاری محترم (!) پلور   زباله‏ های کارخانه های آب معدنی و رستوران های کنار جاده را نثار دامن دماوند کرده و زخمی بر چهره دماوند و قلب دوستداران آن زده اند. از پلور تا دور راهی رینه به دشت لار، زباله ها جای لاله ها را گرفتند.
 
 
 

 

 
 با انتشار این خبر و محکوم کردن این عمل غیر انسانی و غیر اخلاقی!  از گسترش این فاجعه جلوگیری کنیم.
این کمترین ادای دین ما به این کوه اسطوره ای و مقدس است.
لطفاً این خبر را منتشر کنید.
سپاس
...........................................................
.
.
.
.
.
.
(با تشکر از گروه اسپیلت البرز برای ارسال این خبر)
  
نویسنده : آنا ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :