آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

زمستان در راه است... ورزقان را دریابیم

 دوست خوبم امیر نعمتی نویسنده وبلاگ شعر کوه با همراهی دوستانش مدتهاست که در کمک رسانی به مردم زلزله زده آذربایجان  فعالیت میکند. پیش از این دو فراخوان کمکهای مردمی از سوی این گروه منتشر شده و  اکنون در آستانه رسیدن سرما و زمستان سومین فراخوان را  امیر نعمتی در صفحه فیسبوکش منتشر کرده است.  آنها در تعطیلات آخر این هفته راهی منطقه ورزقان خواهند شد.  اگر کسی تمایل به همراهی یا همکاری یا کمک نقدی دارد  هرچه زودتر اعلام کند.  برای امیر و دوستان گمنام اما  باغیرتش آرزوی موفقیت دارم.

 . . .  

 

آذربایجان لرزید...  دلهامان لرزید... و همه به یاری هم شتافتند. ما هم رفتیم. رفتیم تا خودمان را پیدا کنیم و کمی زندگی بیاموزیم.  ورزقان  تنها نبود چرا که همه بودند  و به آفتاب ارس سلامی دوباره دادند. هرچند گفتند میسازیم اما هنوز دست های مادران و پدران و کودکان از سوز سرما به ترک نشسته است. گفتند میدهیم و بسیاری از غم نداری هنوز صبورند و آرام و چشم براه  اما باشکوه چون ارس. گفتند و گفتند و گفتند....

ما اما نگفتیم. ما دست هایشان را به مهر فشردیم که خود محتاج آن بودیم.  با آنها همراه شدیم و در دردهایشان در غمی که از نگاه و استغنایی که در وجودشان لبریز بود که خود نیازمند ترحم بودیم.  رفتیم و شدیم. لااقل کم نشدیم و کاری نداشتیم که باد موافق است یا مخالف. کیسه های آرد را به روستاهای صعب العبور "ملک طالش"، "ونستان"، "خاکوانق" و "کالیجان" بردیم سوخت را به روستاهای دیگر. کمک کردیم که بیمارانی که هنوز در نامعلومی بسر میبرند به آرامش برسند.  ما "رقیه" دختری که ترومای شدید مغزی شده و در آستانه ی مرگ بود را به پنجاه درصد بهبودی رساندیم. اینها را مدیون دوستانی هستیم  که  در منطقه ماه ها زندگی کردند. دوستانی که طاقتشان طاق نشد و هر روز مصمم تر.  هر روز استوار تر. انگار خون ارس در رگ هایشان مدام جریان دارد. گروهی معتمد و متخصص و بی ادعا که بودنشان غنیمتیست برای همه.

 گفتیم سرما میرسد اما  نمیدانستیم اینگونه به آذربایجان و ورزقان میزند. سرمایی که چادر و کانکس  قادر به مقابله با آن نیست.  سرمایی که بعضی روستاها را عملا غیر قابل دسترسی کرده است و همه را نگران. مانند روستاهای قشلاق بالا و پایین که با برف 23 آبان حتی با ماشینهای مجهز هم امکان دسترسی به آنها میسر نبود. 

حال تصمیم  داریم در فراخوان سوم  تا بیشتر از این دیر نشده  با کمک این دوستان  برای خرید بخاری هالوژنی کم مصرف و ایمن، پتو، دستکش، لباس گرم، برنج و روغن و آرد، نصب تنورهای نانوایی، درزگیری کانکس ها با اسپری فوم و ساماندهی بیماران برای روستاهای "مهترلو" "علی کندی" و "زنگ آباد" اقدام کنیم و البته نیازمند کمک خوبان هستیم.

در فراخوان قبلی دوستان زیادی با کمک های نقدی خود همراه شدند که با افتخار نام تک تک آنان در کنارمان هست. دوستانی هم شماره حساب گرفتند و شاید در هیاهوی عسرت این روزها گرفتار. دوستان زیادی هم به اشتراک گذاشتند این فراخوان را  که دست همه را به گرمی میفشاریم.

امیدوارم طبق روال قبلی کمک های نقدی شما برای این عزیزان آسایشی ناچیز فراهم کند و از یاد نبریم که هیچگاه نشستن و و به تماشا نشستن رسم ما نبوده  و نیست...

فاجعه ای در راه خواهد بود اگر . . .

دوستانی که تمایل به کمک های نقدی دارند اعلام بفرمایند تا شماره کارتی که به این امر اختصاص داده شده  را مسیج نمایم.

 

 

با سپاس

امیر نعمتی

 

 

 

. . . .

(عکس های بیشتر  در ادامه مطلب)

ادامه مطلب   
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :

دربند و دیدار دوستان وبلاگنویس

پنجشنبه هوا برای پیاده روی عالی بود. با همراهی یکی از  دوستان گرامی سری به دربند زدم و  از اون هوا -منظره ها  -بوی بارون -فضای پرخاطره و حس بی نظیری که فقط تو کوهستان میشه پیداش کرد لذت بردم.

یکی از قسمتهای خوبش هم دیدن چندنفر از دوستان وبلاگنویس بود که برای شرکت در کافه کوه آمده بودند.

 

 

 ...................................

این هوا وسوسه ام کرد که فرداش حتما دوباره سری به اینجا بزنم.

دیروز رفتم توچال. هوا ابری و مه آلود بود. از شیرپلا به بالا برف زیادی نشسته. پیست اسکی هم باز شده. جای همه دوستان خالی.

 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :

توزیع رایگان کتاب زنده یاد اسمعیل زاده بین کوهنوردان کشور

و بالاخره در سال روز نبود فریدون اسماعیل زاده (16 آبان ماه 84) کتاب او چاپ و آماده توزیع گردید تاخیر هفت ساله انتشار آن را به مانند همه چیز در عدم مسئولیت پذیری، بوروکراسی اداری و رخوت شرقی همه ما باید گذاشت. ما که دیر اقدام کردیم، ارشاد که دیر مجوز نشر داد و کسانی که دیر دست به جیب شدند.

 

در این کتاب هیچگونه ویرایش و بازنویسی از طرف انجمن کوه نوردان ایران، باشگاه آرش و دوستان فریدون انجام نگرفته و مطالب کتاب عیناً همان است که در زمان حیات فریدون و با کمک نشر نی (جعفر همایی) آماده چاپ شده بود که فریدون نماند و نشر نی در چنبره مسائلی دیگر.

خوب بود که این کتاب همراه با عکس های مرتبط با موضوع (بیش از 600 عکس) چاپ می شد اما بعلت هزینه فوقالعاده گران جهت چاپ عکس رنگی در متن کتاب (ضمن اینکه کیفیت عکس ها نیز بعلت نقائص دوربین پائین بود) صرفنظر گردید. بنابراین عکس های اسماعیل زاده بصورت CD همراه با کتاب توزیع می گردد.

باید توجه داشت که هدف اسماعیل زاده از گردآوری این گزارشات و چاپ آن بصورت کتاب و همان طور که از نام آن بر می آید دادن اطلاعات لازم برای صعود قله های عمدتاً بیش از 3500 متر ایران بوده. پس این کتاب و رنجی که برای تهیه مطالب آن متحمل شد برای خاک خوردن در قفسه کتابخانه های شخصی نیست و بهتر است همه ما به ایده و عقاید او احترام گذاشته و کتاب را بصورت چرخشی برای اجرای برنامه های کوه نوردی در اختیار کوه نوردان قرار دهیم.

این کتاب برای خرید و فروش نیست و هیچگونه وجهی بایت توزیع این کتاب از هیچ کس  دریافت نمی شود و هزینه چاپ و توزیع آن بوسیلۀ انجمن کوه نوردان ایران و تعدادی از دوستان زنده یاد فریدون اسماعیل زاده از سراسر ایران پرداخت می شود. (کیومرث بابازاده)

 

 

از عموم تشکل های کوه نوردی در سراسر ایران تقاضا می شود آدرس دقیق خود (جهت ارسال پستی) یا نحوه دریافت کتاب را از طریق ایمیل Q.BABAZADEH@gmail.com  و با ذکر یک شماره تلفن جهت تماس به آقای کیومرث بابازاده اطلاع دهند.

 

(کوه نیوز)



 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :

یکی از واقعیت های تلخ زندگی ما!

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دومی  وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود.
 
این داستان حکایت زندگی ماست. کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم(رابطه هایی را آغاز می کنیم) اما وقتی متوجه می شویم از آنها چیزی عایدمان نمی شود، رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم.
روابط  ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر روابط تجاری و اقتصادی نیست.
دوست داشتن بر مبنای ترس و ضعف و حسابگرانه است. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد. حساب و کتاب دارد . اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود . اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم.
 
چه ستمگر است آنکه از جیبش به تو می بخشد، تا از قلب تو چیزی بگیرد.
 
 
. . . . .
. . . . .
. . . . .
خیلی دلگیرم از بعضی آدم های این دنیا !
 
...
  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :

یک وسیله سنگنوردی جدید

دستگاه های شبیه ساز ورزشی شاخه ای از محصولات ورزشی هستند که امکان انجام ورزشهای گوناگون را در محیط های کوچک با هزینه اندک فراهم می آورند. این دستگاه ها توانسته اند با داشتن مزایای بالقوه نیاز روز مردم جهان را به تفریح همزمان با ورزش تامین کنند  و علاوه بر سلامتی و تناسب اندام به آرزوی افراد برای ادامه دادم یک ورزش تخصصی در منزل نیز جامه عمل بپوشانند.

 

دستگاه شبیه ساز سنگنوردی  (ریوال)  شامل یک صفحه عمودی گردان است که بوسیله نیروی وزن افراد در خلاف صعود  به حرکت در آمده و احساس  صعود از یک دیواره واقعی مرتفع را برای صعود کننده بوجود می آورد. سرعت چرخش و همچنین شیب دیواره قابل تغییر است و صعود کننده می تواند با تنظیم آن ها با سرعت دلخواه و شیب های مختلف روی این دیواره سنگنوردی نماید.  این دستگاه توسط مهندس لواییان طراحی و با کمک شرکت ریواتک ساخته شده است. (ریواتک)

. . .  

با اطلاع رسانی یکی از دوستان عصر یکشنبه 30 مهر  به مصلی (محل نمایشگاه تجهیزات ورزشی) رفتیم.  روز آخر کار نمایشگاه بود. آنجا در غرفه شرکت ریواتک با آقای لواییان  طراح و سازنده ایرانی این دستگاه آشنا شدیم. شلوغی غرفه در مقایسه با سایر غرفه ها نشان از استقبال خوب بازدیدکنندگان حتی افراد غیر کوهنورد از این وسیله میداد. همچنین حضور اساتید و پیشکسوتان همچون آقای بابازاده نیز مایه دلگرمی بود. تقریبا همه شانس خود را در صعود از این دیواره متحرک امتحان کردند و دستی به دیواره زدند.  با کمک این وسیله میتوان تا کیلومترها صعود کرد و انتهای مسیر جاییست که دیگر توانی برای صعود وجود ندارد! همچنین گیره های این دیواره در رنگهای مختلف بوده و محل نصب آن روی پنل قابل تغییر است. به این ترتیب توسط گیره های مختلف و کم و زیاد کردن شیب میتوان مسیرهای بسیار متنوعی را روی آن طراحی نمود. آقای لواییان در رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی اصفهان تحصیل کرده و به کوهنوردی علاقمندند. این علاقه به طراحی ریوال و ابتکار در این رشته منجر شده و امیدواریم در آینده با حمایت نهادهای مختلف خصوصا مراکز ذینفع شاهد موفقیت های بیشتر این دوست خوبمون باشیم.

عکس هایی از نمایشگاه:


آقای لواییان: طراح ریوال

 

 ..................................................

پی نوشت:

این دستگاه با نام "تردوال" حدود دو سال پیش توسط برورز لج ساخته شده است. در واقع "ریوال" برای اولین بار توسط یک ایرانی با هزینه بسیار کمتر طراحی و ساخته شده است.  برای اطلاعات بیشتر به اینجا و اینجا سری بزنید.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :