آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

فراخوان ثبت نام داوطلبین کاندیداتوری هیئت اجرائی قلم

 

 

از وبلاگ صعود قلم:

بدینوسیله به اطلاع کلیه ی دوستان کوه نویس می رساند در راستای رشد و تعالی حرکت خود جوش کوه نویسان کشور٬ ثبت نام داوطلبین کاندیداتوری هیئت اجرائی قلم برای یک سال آینده در جریان هشتمین صعود قلم برگزار می شود. لذا خواهشمند است دوستانی که تمایل به کاندیداتوری به عنوان اعضاء هییت اجرایی قلم برای یک سال آینده را دارند٬ خود را در کامنتینگ وبلاگ رسمی صعود قلم به همراه قید موارد ذیل معرفی نمایند.

1-نام و نام خانوادگی

2-نام وبلاگ

3-آدرس وبلاگ

4-آدرس ایمیل

 

پی نوشت:

مهلت ثبت نام از ۲۲ مرداد ماه لغایت ۲ شهریور ماه سال جاری به مدت ده روز خواهد بود.

تمامی دوستان وبلاگ نویس (در زمینه کوه و کوه نوردی) مجاز به شرکت در این فراخوان خواهند بود و به درخواست دوستان غیر کوهنویس ترتیب اثر داده نخواهد شد.

پس از پایان تاریخ مورد نظر مشخصات تمامی کاندیداها جهت استحضار دوستان وبلاگ نویس در همین وبلاگ به نمایش عموم در خواهد آمد.

رای گیری در هشتمین همایش صعود قلم و به طور حضوری انجام خواهد شد.

تعداد اعضاء اصلی هیات اجرایی منتخب 5 نفر به همراه دو عضو علی البدل خواهد بود.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

دیدار دکتر عارف از خانواده های جراحی ، بزرگی و کیوان

 

  

آفتاب: 

دکتر محمدرضا عارف شامگاه 20 مرداد به همراه حمید فرخ‌نژاد در منزل مجتبی جراهی حضور پیدا کرد  در این دیدار خانواده‌های آیدین بزرگی و پویا کیوان نیز حضور داشتند.

عارف با تمجید از اقدام این 3 کوهنورد کار آنها را حماسه ارزیابی کرد و خاطرنشان کرد:کاری که این عزیزان انجام دادند باعث شد اهمیت ورزش کوهنوردی که متاسفانه آنچنان مورد توجه قرار نمی گیرد دو چندان شود.

وی با اظهار امیدواری از اینکه این اقدام بچه‌ها به فیلم مستندی تبدیل شود، گفت: این عزیزان کار بسیار بزرگ و ماندگاری انجام دادند که خانواده‌شان نقش ویژه‌ای در حرکت عظیم آنها داشته‌اند.

معاون اول دولت اصلاحات افزود: کوهنوردی تنها ورزشی است که رقیب ندارد و همه دنبال بُرد هستند، کسی به کسی پشت پا نمی‌زند و در پایان نیز همه به هم خسته نباشید می‌گویند.

در این دیدار خانواده سه کوهنورد مفقود شده از حمایت‌های مردم و اینکه در طول این مدت آنها را تنها نگذاشتند، قدردانی کردند.

خانواده‌های کوهنوردان مفقود شده اظهار امیدواری کردند این صعود ملی که کمتر از مدال المپیک نیست، ثبت شود.

حمید فرخ‌نژاد نیز که چندی پیش فراخوانی را برای یادبود این سه کوهنورد برای تجمع در میدان «دربند» اعلام کرده بود در این دیدار با اشاره به حضور پرشور مردم، علی رغم لغو آن توسط نیروی انتظامی گفت: مردم قدردان هستند و می‌دانند بچه‌ها چه‌کار کردند. به اعتقاد من این سه کوهنورد تفاوتی با بچه‌هایی که به جبهه رفتند و جنگیدند، ندارند. این عزیزان هم برای بزرگی کشورمان زحمت کشیدند. این بازیگر سینما بر لزوم ساخت فیلم مستندی درباره صعود کوهنوردان به «برود پیک» و نامگذاری مسیری بنام ایران تاکید کرد.

گفتنی است در این دیدار طی تماسی که فرزند دکتر عارف با مدیرعامل آتش نشانی تهران برقرار کرد مقرر شد ایستگاه 64 آتش نشانی تهران واقع در ولنجک به نام مجتبی جراهی که محل خدمت وی بوده است نامگذاری شود.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

امید مادرانه

توی یکی از همین روزهای داغ و لعنتی تابستون که هنوز جستجوها در برودپیک ادامه داشت و اخبار رسانه ها راجع به اون حادثه حرف میزدند، به اتفاق  جمعی از دوستان  تصمیم گرفتیم به خانواده پویا سر بزنیم. حالا دیگه نه تنها کوهنوردها  بلکه همه مردم پیگیر این موضوع هستند و عمیقا امیدوارند خبرهای خوبی بشوند. امیدی که با گذشت بی رحمانه روزها، ساعتها و دقیقه ها کمرنگ و کمرنگتر میشه. خیلیها همون روزهای اول امیدشونو رو از دست داده بودند و میگفتند که باید واقع بین بود.

سربالایی های سعادت آباد درست آخرین خونه ی پای کوه توی یکی از مرتفع ترین طبقات محل خوبی برای پرورش یک ذهن آماده و عاشق به کوهنوردی بود.

از رویارویی  با پدر و مادرش شدیدا مضطرب بودم. نمیدونستم باید چی بگم! اونها اصلا منو میپذیرند؟ اما وقتی داشتم از اونجا می اومدم بیرون حس خوبی داشتم. از این همه شعور و درک بالا، از این همه بزرگواری، از این نگاه زیبا به کوهنوردی و حتی به اتفاقی که برای عزیزشون افتاده. اونها با شور و اشتیاق از خاطرات شیرینی که پویا با دوستان ما داشت حرف میزدند و عشق و علاقه بی پایان فرزنشون به کوه. جالبتر این بود که هیچ پشیمونی ای تو چهره شون ندیدم. انگار از اینکه فرزندشون قدم تو راهی گذاشته که بهش عشق میورزیده  راضیشون میکرد.  اونها آدمهای فوق العاده ای بودند.

از اون  روز دو هفته گذشته  و خیلی اتفاق ها افتاده. دیشب خونه آیدین رفتیم و با خانواده صمیمی و خونگرمش ملاقات کردیم. همه چیز درست شبیه اون چیزی بود که خونه پویا دیدیم  و خصوصا یک چیز قویا  بین اونها مشترک بود . امید بغض آلودی که هنوز تو دل  مادرانشون موج میزد.

اونها هنوز منتظر برگشت بچه هاشون هستند. کوهنوردها رو دوست دارند و هنوز نمیخواهند دنبال مقصر بگردند. همه اخبار و مطالب مرتبط با حادثه رو میخونند و دنبال میکنند. از فتح بزرگی که بچه هاشون انجام دادند احساس غرور میکنند.  اونها برای برگزاری باشکوه مراسم های بزرگداشت آیدین، پویا و مجتبی چشم انتظار حضور همه هستند. اونها الان نیاز به همدلی و تسلی خاطر دارند . نه تسلیت ، نه دنبال مقصر گشتن ، نه سکه ها و تقدیرنامه های مسئولان! 

.....

.....

.....

پی نوشت : مراسم گرامیداشت یاد و تلاش صعودکنندگان مسیر ایران در برودپیک1392

چهارشنبه 16مرداد- تهران-  سالن همایشهای برج میلاد- ساعت 6:30 تا 8:30

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

صعود گرده آلمانها با یاد دوستان از دست رفته

 

پنجشنبه 3 مرداد 92  به همراه امین و آقا سعید رفتیم رودبارک و ساعت 9:30 صبح از ونداربن به سمت سرچال حرکت کردیم. حرکتمان خوب بود و به خاطر صعود یکروزه ای که هفته پیش و دو هفته پیش به دماوند داشتیم کاملا هم هوا بودیم.  ظهر به سرچال رسیدیم و بعد از ساعتی استراحت  به علمچال رفتیم و چادرمان را آنجا برپا کردیم. . هوا صاف  بود و دیواره نسبت به سال گذشته برف کمتری داشت. پناهگاه خرابه فقط ما بودیم. انگار هنوز فصل صعودها شروع نشده. البته دو سه ساعت بعد  یک تیم بزرگ هم وارد علمچال شدند هرچند قصد دیواره نداشتند.  چادر کوچکمان گنجایش سه نفر نداشت و من داوطلبانه بیرون از چادر خوابیدم. هرچند تا صبح پلک روی هم نگذاشتم. همیشه شبهای علمکوه برایم فضای سنگینی بوده. نگاه کردن به آسمان بیشتر از اینکه بهم آرامش بده دلهره آوره! حالا هم که هزارتا فکر جورواجور ذهنمو مشغول کرده. از دوستانی که اینجا آخرین روز زندگیشون بود مثل فخرالدین و آقا میکائیل ، از دوستانی که آخرین بار اینجا دیدمشون و الان بر بلندای برودپیک جاودانه شدند، از خودم ، از صعود فردا...  

باد شدید صبحگاهی همه رو  توی علمچال بیدار کرد طوریکه به سختی لوازم و چادر را جمع کردیم و اضافه آب معدنیها را کنار چادر کوهنوردان گذاشتیم  و با یاد خدا و آرزوی صعودی خوب  به سمت شانه کوه روانه شدیم. 9:30 صبح از گردنه شانه کوه  دست به سنگ شدیم. طبق معمول امین سرطناب بود، آقا سعید وسط حمایت میشد و من در انتها صعود میکردم. مسیر گرده به نسبت سالهای پیش تغییرات محسوسی داشته  ازجمله طناب ثابت های بیشتر خصوصا  در کراکس دو رکابی و تک رکابی که  کار را برای کوهنوردان متوسط و ضعیف تر آسان کرده است. تیم ما هم فقط در دو رکابی و سه رکابی از طناب حمایت استفاده کرد. البته این باعث نمی شود که از بردن طناب خودداری شود. به نظر من صعود گرده آلمانها بیشتر از مسیرهای نرمال دیواره علمکوه استرس و ریسک دارد و برای موفقیت می بایست تمام فاکتورهای صعود ایمن رعایت شود. بعد از زیارت سنگ سماور 2:30 بعد از ظهر از گرده خارج شدیم. و 2:45 بر فراز علمکوه ایستادیم.

امین کوله و طناب رو از خودش جدا کرد و درست بالای دیواره ایستاد و نگاهی به علمچال انداخت و اسم آیدین و پویا را فریاد زد. جوابی نیامد. بغض گلویم را فشار میداد. درست یکسال پیش اینجا آیدین و پویا را دیدم که صعودهای خوبی اجرا کردند.  درست یکسال پیش اینجا پویا بود با آن خنده همیشگی اش و آیدین با صمیمیتش! اما حالا علمچال خالی بود. امین دوباره بلندتر فریاد زد. باز هم پاسخی نشنیدیم جز پ‍‍ژواک صدایش. . . قرار بود آیدین امسال یک مسیر جدید روی دیواره غربی باز کنه. حتی به ما هم گفت که تمرین کنیم و همراهشون باشیم. پس چی شد ؟ چرا یکدفعه سر از برودپیک درآوردی؟! دیواره و یخچال هفتخوان هنوز منتظرته. این مسیر یک روز باز میشه . اون هم به اسم تو. مطمئنم.

در سکوتی سنگین هرکدام از یک مسیر راه بازگشت از حصارچال را پیش گرفتیم و حدود 7 بعد از ظهر تنگه گلو بودیم.  این برنامه به یاد تلاش، موفقیت و حادثه تلخ  تیم گشایش مسیر ایران روی قله  8047 متری برودپیک  انجام شد.

     " به یاد آنها که آرش وار مرز ایران را از فراز دماوند تا بلندای هیمالیا گسترش دادند. آیدین، پویا ، مجتبی ! همواره یه یادتان هستیم. "

 

. . .

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :