آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

هاشمی رفسنجانی

دو تا پله یکی  میدوام به قطار بعدی برسم و با  زور و خواهش و التماس در حالیکه فقط جا برای یک کفشم هست یه لنگه پا می ایستم دم در. این داستان هر روز منه برای رفتن به سر کار. ولی امروز مترو بیشتر از روزهای عادی دیگه شلوغه. شاید چون امروز رایگانه !!! راهرو تا در خروجی اونقدر آدم کیپ تا کیپ هست که برای یک لحظه دچار تنگی نفس شدم.  بالاخره  اومدم بیرون. همه به سمت خیابون انقلاب و دانشگاه تهران در حال حرکتند.  عده ای پلیس و انتظامات با لباس شخصی  توی میدون مستقر هستند. یکی از همکارامو بین اونها تشخیص میدم!  چند نفر گوشه دیوار ایستادند و دارن پوستری از هاشمی و روحانی در کنار هم  رو بر میدارن.

سکوتی عجیب.. صدای حزن انگیز مداحی..  صبحی تاریک و در سایه...  مردمی با چهره های  مستاصل!  ناگهان صدای جمعیت روبروی دانشگاه بلند میشود. اول فکر کردم اشتباه میشنوم!  شعارهای بعدی و بعدی .. و نگاه شاهدان و رهگذران نگاهی از سر کنجکاوی، از روی خشم، تعجب و تحسین. و جمعیتی که این بار نه به سمت میدان آزادی که برخلاف همیشه به حرکت در می آید  و من که به دیوار نرده ای دانشگاه تکیه داده ام و فقط نظاره گرم. نظاره گر تاریخی که می آید و همیشه از جلوی همین دانشگاه  پیر و خسته  می رود.

خبر کوتاه اما آنقدر بزرگ بود که نمیشد یادگاری از آن در اینجا ننوشت و اینروزها همه ی ما درگیر این خبر و حواشی اون بودبم. آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی 19 دیماه امسال درگذشت.

 

 

 

.. .. .. .. ..

توضیح عکس: محسن هاشمی رفسنجانی، مدیرعامل سابق متروی تهران.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٥
تگ ها :

کمپین منع کپی پیست مطالب کوهنوردی

 

 

" به دنبال برگزاری نشست وبلاگنویسان در رابطه با  دزدی مطالب و اخبار وبلاگ‌ها و سایت های کوه و کوه‌نوردی توسط تعدادی از کانال‌های تلگرام که چند هفته پیش در پارک  آب و آتش برگزار شد، تعدادی از دوستان آن نشست با همکاری سایر کوهنویسان احساس تکلیف کرده و  داوطلبانه تصمیم گرفتند این حرکت را در تلگرام ادامه دهند. " 

 


این مقدمه ی مطلبی بود که دیروز عصر قصد داشتم منتشرش کنم. هر چند در آن گروه که بنا به ضرورت گاهی نظر دادم  و حتی دیگر وبلاگنویسان که احساس وظیفه کرده و از وقت و زندگی خود گذشته  مباحث را به طوری جدی پیگیری می کردند، با بداخلاقی هایی از سوی برخی ادمین کانال های تلگرامی که اسم محترمشان به عنوان یک فعال کوه نویس تا به حال به گوشم نخورده بود مواجه شدم.  بد اخلاقی و تهمت و سپس ترک کردن گروه بدون شنیدن نظرات مخالفان و بدون پاسخگویی کاری بود که چندین نفر انجام دادند.

آنجا هم گفتم برای پیش بردن هدف (مقابله با سرقت  مطالب و کپی بدون ذکر منبع ) باید بحث کنیم و کاملا طبیعی است که بحث ها گاهی دوستانه نباشد و تذکرها کمی قاطعانه تر و تندتر باشد.  ولی عده ای همین روال را تاب نمی آوردند و از گروه می رفتند.  ولی عده ای دیگر با وجود تحمل فشار و ناراحتی، به خاطر اعتقاد قلبی ای که به عنوان این کمپین داشتند ترجیح دادند که بمانند و موثر باشند.  از جمله خود من که تصمیم داشتم متنی در وبلاگم بنویسم و همه علاقمندان را دعوت کنم.

امروز در کمال تعجب دیدیم این گروه بدون پیش زمینه و اعلام قبلی  و بدون عذرخواهی از اعضای 90 نفره آن یکباره حذف شد!!  یعنی تمام آن وقت گذاشتن ها، بحث کردن ها ، نتیجه گیری ها و انرژی ای که دوستان گذاشتند به هیچ انگاشته شد.

دیروز می خواستم اینجا بنویسم که کمپین اخیر نشانه ای کم نظیر از هم اندیشی و از خرد جمعی در بین کوهنوردان و کوه دوستان است. ولی حالا حرف نانوشته ی خود را پس میگیرم. ما حالا حالا ها تا رسیدن به تفکر و حرکت جمعی فاصله داریم. 

دیروز می خواستم دعوت تان کنم که با عضویت در آن کمپین و بیان نقطه نظرات خود از این حرکت حمایت کنید ولی امروز خوشحالم که اینکار را نکردم. باید صبر کرد.  هنوز ظرفیتش  مهیا نیست.  هنوز عده ای حرمت به قلم و کوهنویسان و خودشان را یاد نگرفته اند. برای آقای قیدی نژاد متاسفم.  

 

- از آقای علایی که در ابتدا از عوامل اصلی ایجاد این کمپین و یکی از ادمین های این گروه بودند و بعد از مجادلات بی ثمر مجبور به واگذاری مدیریت آن و همراهی با کوهنویسان شدند و به خاطر ایده خوبشان تشکر میکنم و امیدوارم این حرکت زمانی دیگر و در جایی دیگر توسط ایشان و سایر دوستان ادامه پیدا کند. 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٥
تگ ها :