آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

فقط پولدارها کوهنورد بشن

در طول يكسال تقويم كوهنوردي همه چشم ها دوخته ميشه به دو تاريخ يكي 15 خرداد و يكي 22 بهمن. و هر گروهي سعي داره برنامه بهتري اجرا كنه. حالا هم كه 14 – 15 خرداد نزديكه و همه كوهنوردها در تب و تاب يك برنامه درست و حسابي. نميدونست چه كار كنه . خيلي دوست داشت بره دماوند اما مشكلات زيادي براي رفتن به دماوند داشت. مثل اكثر كوهنوردها مشكل او هم ريالي بود !!اگر مي خواست وسايلي كه نداشت و حتما بايد تهيه ميكرد رو ليست ميكرد اول كفش بود. بعد كيسه خواب!!حتي زيرانداز و دستكش ضد آب هم نداشت.  پس منطقا بايد قيدشو ميزد. پارسال زمستون براي هزارمين بار كفش هاشو برد تعمير. آقاي شاهپسند ديگه از دستش  شاكي شده بود و ميگفت ديگه اين كفش ها رو نيار اينجا براي تعميرو بندازشون دور!اما او كه گوشش به اين حرفها بدهكار نبود. كيسه خواب٬ زيرانداز٬ اجاق گاز و باتوم هاشو بخشيده بود به نفر ديگه. چون بيشتر از اون بهش احتياج داشت. به جز هزينه وسايل هزينه برنامه ها هم سرسام آور بود و کم از پول وسيله ها نداشت. تا حالا هر چی پول در می آورد خرج کوه ميکرد. هيچی پس انداز نداشت. در آينده چطور می خواست زندگی خودش و چند نفر ديگه رو اداره کنه؟  

اگه بخواهيم درست و حسابي كوهنوردي كنيم بايد حداقل وسايل استاندارد رو بخريم كه اون هم كمتر از 500 هزار تومان نيست. عموم كوهنوردي را به عنوان  يك ورزش سبك ٬ كم هزينه و سالم ميشناسند كه با يك جفت اسپرتكس 3 هزارتومني و يك كوله مدرسه ميشه اجراش كرد. البته اين نوع كوهنوردي همونيه كه ما بهش ميگيم كوه روي يا پيشرفته ترش كوه پيمايي ! اگه يكي از اين كوه رو ها بخواد كمي جدي تر كوهنوردي كنه يا سري به فروشگاه هاي بي انصاف لوازم كوهنوردي بزنه يا از آمار تلفات جاني كه هر ساله اتفاق مي افته مطلع بشه شايد براي هميشه كوهنوردي رو كنار بگذاره يا به همون پياده روي اكتفا كنه. حقيقت اينه كه كوهنوردي در ايران با اينكه هنوز به سطح پيشرفته و حرفه اي در دنيا نرسيده اما يكي از گرانترين و پر خطر ترين ورزش هاست. (هر چه حرفه اي ترو فني تر فعاليت كنيد خطرات آن هم بيشتر ميشود) مثلا سنگنوردي به نظر بعضي ها يك ورزش لوكس و ظريف است و سنگنوردان بچه مايه دارهاي مرفه بي درد كه براي تنوع و ايجاد هيجان در زندگي شون به ديواره ها و سنگ ها روي آورده اند. در حالي كه ميدونيم اينطور نيست و به خاطر تهيه يك وسيله كوچولو چقدر بايد تلاش كنيم !! كاش به كوهنوردها وام مي دادند. مثل وام خريد مسكن و خريد خودرو و خريد جهيزيه و ....  به ما هم وام خريد لوازم كوهنوردي بدون بهره!!  خيلي خوب ميشد! فكر كن!!!!

آخه هيچكس ماها رو درك نميكنه و ما با صبوري تمام مشكلات را تحمل ميكنيم. از قرض كردن وسايل گرفته تا استفاده از همون وسايل قديمي و به درد نخورو در نهايت سرمازدگي انگشتان٬ قطع آنها يا . . . !!البته خيلي هم خوشحال و راضي هستيم و همين كه برنامه اجرا شده برامون كافيه.

پارسال يك جفت كفش سالامون را نشون كرده بود.مدتي طول كشيد تا پولاشو جمع كرد ورفت سر وقتش .  براي يك برنامه مهم زمستوني كه از مدتها انتظارشو ميكشيد لازمش داشت و آدمي نبود كه وسيله از كسي بگيره.  اما فروخته شده بود. كل بازار از كفش سالامون و غير سالامون خالي شده بود. او هم نتونست برنامه اش رو اجرا كنه و مثل بچه خوب نشست تو خونه. يك فروشنده بهش گفت يكي از اين ادارات دولتي با بودجه دولتي اومده و براي تكميل تجهيزات كوهنوردي شون هر چي كفش تو بازار بوده خريده براي صعود سراسري به يك قله 4000 متري. از قضا دورادور آن گروه را ميشناخت و بعدا مطلع شد برنامشون اجرا نشده به هر علتي. نميدونم شايد به خاطر عدم توانايي اعضاي تيم براي صعود به يك قله 4000 متري !!!!!

حالا اون كفش ها تو انبار اون اداره داره خاك مي خوره و معلوم نيست دفعه بعد كه بخوان يك صعود سراسري ويرانگر اجرا كنند چند سال طول ميكشه.

 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٥
تگ ها :