آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

کل جنون آخرين صعود

با اجازه ری رای عزيز:

کل جنون آخرین صعود

 

 

 نوشته انیس شهبازی و زهرا جلیلیان(ری را)

ویژه دومین همایش گزارشهای کوهنوردی کانون کوهنوردان ایران

 

زندگی یعنی خطر،

زندگی یعنی خطر پذیری ،

زندگی یعنی رفتن از شناخته به ناشناخته

ازقله ای به قله ی دیگر،

صعود به قله های بکر ،

حرکت برپهنه ی دریای ناشناخته بی هیچ نقشه ای

بی هیچ راهنمایی

تنها در این هنگامه است که زندگی

پرشوری خواهی داشت

و تنها در این گیر و دار است که در خواهی یافت زندگی چیست؟

و مـا ، در جستجوی معنای زندگی ، کوه را برمی گزینیم می خواهیم پایــمردی، استواری و صلابت را از کوه بیاموزیم.

دستی آشنا  ما را در گرمای تابستان و در سرمای جانفرسای زمستان تا قلــه های کوه می برد.آن  بالا انگار عالـم دیگری است.آنجا تمام دغدغه ها را از یاد می بریم و آرامش از دست رفته مان را همچون کودکی کـه از مادرش دور بوده در آغوش کوه باز می یابیم.

آری می خواهیم معنای زندگی را در کوه بیابیم و همواره دیدار او را در سر داریم.

می گوند مرگ به زندگی زیبایی می بخشد احسان و محمود  در جستجوی معنای زندگی به زندگیشان زیبایـــــی بخشیدند.

و مهدی، فرشاد و مسعود هم در جستــــجوی زنده دیدن همنوردانشـــــــان در دل اشترانکوه به نحوی دیگر به زندگیشان زیبایی بخشیدند.

آری آنها رفتند و با رفتنشان توانستند زندگی را زندگی کنند.

 

این نگاشته تنها بخشی از حادثه ای است  که برای عزیزانمان رخ داد.

ماندگاری آنها نه به این تلاشهـا و نگاشته های کوتاه ونــه در اذهان میرای مــاست. آنچه کردیم باشد بــــرای تسلای خودمان و شادی ارواح آنها. که حق آنها بر ما بیش از این  یادها وخاطره هاست.

یکی از زیبا ترین صعودهای هر کوهنـوردی صعود زمستانی به یکی از دشوارترین کوههــای مورد علاقـــــه اش است و شاید آرزوی خیلی از کوهنوردان ایرانی در فصل زمستــان صــــــــعود به خط الرأس اشترانکـــوه باشد. 

در روز 25 آذر 85 سه کوهنورد کرمانشــــــــاهی بنامهای حمید امیری احسان شهبازی و خواهرش همراه با کانون کوهنوردان اراک و چند تن از دوستان تهرانی خود به سمت کله جنود در اشترانکوه رهسپـــــــــــــار می شوند در آنجا به دلیل شرایط جوی نامساعد  

تصمیم گرفته می شود که تیم به سمت قله حرکت نکند و به سه گروه تقسیم شوند:

گروه اول در پناهگاه می مانند.

گروه دوم که قصد تمرین یخ و برف داشتند و گروه سوم متشکل از : محمود قدیمی ، حمید امیری ، احسان شهبازی و مصطفی عباسی  در ساعت 11پناهگاه کامران سلیمــــــــــانی را به سمت قله ترک می کنند.

تیم صعود حدود  ساعت 2ظهر  به قله می رسند که در آنجا با کولاک شدید مواجه می شوند که باعث کاهش دید آنها شده

و راه برگشت را گم می کنند.

و دوباره به سمت بالا حرکت کرده تا راه اصلی را پیدا کنند اما به یک پرتگاه می رسند و بدلیل تاریک شدن هوا و کولاک تصمیم می گیرند شب را همانجا می مانند.

وسایر اعضا تیم که پناهگاه بودند بنا بر تصمیم مسئولان تیم به سمت اراک حرکت کرده و اصرارهای خواهر احسان مبنی بر ماندن در پناهگاه و منتظر برگشتن تیم صعود   راه به جایی نبرده و به اجبار او را همراه با سایر اعضا تیم به اراک می رسانند.

و شب سرپرست تیم به انیس شهبازی (خواهر احسان) خبر می دهد که بچه ها پناهگاه هستند و جای نگرانی نیست!!!

 

اما غافل از اینکه آنها هنوز بالا هستند و راه را گم کرده اند.

 

 ميتوانيد ادامه اين گزارش را در وبلاگ بيستون دنبال کنيد.

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٥
تگ ها :