آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

برای زندگی

زندگی چیست ؟
  اگر گریه است چرا خنده می کنیم؟ 
      اگر خنده است چرا گریه می کنیم ؟ 
         اگر زندگیست  چرا میمیریم ؟
            اگر مرگ است چرا زندگی می کنیم؟
               اگر عشق نیست چرا عاشق می شویم ؟
                   و اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟

 

 

 

(دکتر شریعتی)

 

.

.

پی نوشت:  دیشب شب خوبی نبود. این مدت که نبودم فکر می کردم دیگه احتیاجی به این حرفا ندارم فکر میکردم زندگیم عوض شده باز این زندگی داره غمی رو برام زنده میکنه.  غم زندگی و غم از دست دادن سادگی.  به خیلی چیزا فکر میکردم. به شکست اما با سربلندی. به نگاه پرتجربه اما بی حاصلم به گذشته. . به بی رحمی تقدیر.  به سرنوشتی که هم سازنده اش بودم و هم قربانی اش. ... بازم دم چاوشی گرم که تا صبح برام خوند:
 مجنونم و دلزده از لیلیا. خیلی دلم گرفته از خیلیا . . .   اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد. اما تو کوه درد باش. طاقت بیار و مرد باش. طاقت بیار و مرد باش . . . .

.

.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :