آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

پاییز مبارک

پاییز بهاریست که عاشق شده است . . .

گاهی میشه عطرها طعمها و خاطره ها رو فراموش کنی. اونقدر فراموش بشه که انگار اصلا نبودند.  میشه از خیلی چیزا دور شد. اما گاهی هم میشه که این حس ها که  تو عمق وجودت خاک میخوردند بیرون بیان و تو رو لبریز کنند. مبهم قشنگ رنگارنگ خوشبو و خوش طعم هستند و اونقدر قوی که میتونند تو رو تا کودکی هایت هم ببرند. پاییز همون لحظه هایی که منو پر میکنه از این همه زیبایی. اینروزها میخواهم از حس های کمرنگ دیروز و پررنگ امروز بگویم. از همه چیزهای دوست داشتنی زندگیم. از آرزوهام. آرزوی نگه داشتن این حس برای همیشه. از نگرانی هام. نگران اینکه تموم بشه این روزهای طلایی و من باز از خودم دور بشم.

همه روزهاتون پاییزیقلب

..

..

.............................................................

پی نوشت:  پنجشنبه این هفته هم به افتخار شروع پاییز صعود یکروزه ای داشتم به دماوند از مسیر جنوبی.  هوا آفتابی بدون باد و ابر بود.  ساعت ۶ صبح از گوسفندسرا با ریتم آروم حرکت کردیم و ٢:٣٠ قله بودیم و موقعی که برگشتیم به گوسفندسرا ساعت ٧ غروب بود. (بیشتر از این توضیح نمیدم که باز مثل پست قبلی سر و صدای بعضی ها در نیاد!چشمک)

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :