آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

لاله صدیق قهرمان رالی خاورمیانه

 

هیچ کاری نشد ندارد. فقط و فقط باید اراده کرد...

حساس و زود رنج، دل رحم، سمج در انجام کار، ساده و بی آلایش و مخالف زورگوئی اینها خصوصیاتش بود، البته از زبان خودش. اما آن چیزی که من در برخورد اول از او دیدم بسیار مهربان، خوش بیان، صمیمی و فروتن، آنقدر فروتن که اصلاً به فکر هم خطور نمی کرد این خانم که متولد 27 بهمن سال 1355 مجرد و فرزند ارشد خانواده است، نفر اول رشته اتومبیل رانی در خاورمیانه و نفر سوم همین رشته در دنیا می باشد؛ بله این بانوی موفق کسی نیست جز لاله صدیق، کسی که نامش در کتاب مشهور ترین زنان جهان به ثبت رسیده و این نکته زمانی مهمتر جلوه می کند که بدانیم از ایران تنها دو نفر اسمشان در این کتاب ثبت شده که یکی از آنها لاله صدیق است....  (بقیه در ادامه  مطلب)


 .......

متولد تهران است به گفته خودش از 13 سالگی رانندگی می کند.. دانشجوی دکترای مهندسی صنایع و در دانشگاه آزاد واحد مرکزی صنایع تدریس می کند.  روزی که برای مسابقات کشوری در پیست مجموعه ورزشی آزادی بود توسط حراست ورزشگاه از حضورش در پیست ممانعت به عمل آمد. البته به گفته خودش این حرکت ها برایش معمولی شده است و همیشه تا آخرین لحظات نمی داند که آیا می تواند در مسابقه حضور پیدا کند یا نه. جالب اینجاست که از حضور عکاس های خانم در پیست که همراه خانم صدیق بودند هم جلوگیری کردند. به هر حال خانم صدیق با پشتکار شخصی توانسته زن شماره یک اتوموبیل رانی در ایران باشد. خانم لاله صدیق قهرمان اتومبیل‌رانی (مشترک زنان و مردان) در ایران و خاورمیانه است .

گفتگویی با لاله صدیق:

 

-لاله تو به عنوان "شوماخر ایران" لقب گرفته ای. چه احساسی داری از اینکه توانسته ای به این مرحله برسی؟

این اسمی است که برخی از دوستان به مزاح به من لقب داده اند، من ترجیح می دادم به من بگویند لاله ایران و نگویند شوماخر ایران. چون فکر می کنم کاری که من انجام دادم که برای اولین بار توانستم در مسابقات سرعت با آقایان شرکت کنم، بهتر بود اسم خودم را مطرح می کردند تا اینکه اسم یک راننده ای که ایرانی نیست مطرح شود. از اینکه توانسته ام این موفقیت ها را به دست بیاورم خوشحالم اما این مشکلاتی که برای من پیش آمده را ناشی از تنگ نظری یک عده می دانم و فکر می کنم که پیشرفت کرده ام که این تنگ نظری ها نسبت به من بوجود آمده است. نسبت به این تنگ نظری ها حس منفی دارم اما از اینکه پیشرفت کرده ام و تعداد خانم ها در این رشته افزایش پیدا کرده اند خوشحالم چون من بخاطر همین مساله تا اینجا پیش آمده ام.

 
- فکر می کنم بهتر است کمی به عقب برگردیم. به اینکه چند ساله بودی که رانندگی یاد گرفتی و وقتی برای اولین بار پشت ماشین نشستی فکر می کردی که به صورت حرفه ای رانندگی را دنبال کنی؟  

من سیزده ساله بودم که رانندگی یاد گرفتم. پدرم به من آموزش داد چون بچه انرژیکی بودم و دوست داشتم کارهای هیجان انگیز انجام دهم. وقتی که گواهینامه گرفتم کاملا رانندگی را بلد بودم. در ابتدای کار به رانندگی به عنوان کاری هیجان انگیز و برای تخلیه انرژی نگاه می کردم. هیچ وقت فکر نمی کردم بتوانم حرفه ای بشوم. اما وقتی کم کم در مسابقات شرکت کردم و رقابت کردم، کم کم مقام آوردن ها شروع شد و من موضوع را جدی تر گرفتم و به اینجا رسیدم.

 

- برخی معتقدند که رانندگی خانم ها از آقایان بدتر است، این مساله را قبول داری؟

اصولا خانم ها مقداری ملاحظه کارتر هستند. یکسری ریسک هایی را کمتر قبول می کنند. اما نمی شود گفت که مهارت در رانندگی رابطه مستقیم با جنسیت دارد. برخی از آقایان هم هستند که رانندگی آنها افتضاح است.

 

- قدرت ریسک کردن تو چقدر است؟ تاکنون شده ریسک کرده باشی و بعد از آن پشیمان شده باشی؟

به نظر من مهارت در رانندگی فقط به خوش فکری، اعتماد به نفس و تصمیم گیری در کوتاه ترین زمان ممکن بستگی دارد و ارتباطی به جنسیت ندارد. کما اینکه می بینیم که تعداد خانم ها در پیست اتومبیلرانی درست است که کمتر از آقایان هستند اما واقعا با تکنیک های خوب و با توان پیش می روند و خیلی بهتر از آقایان رانندگی می کنند. برای موفقیت های بزرگ احتیاج است که آدم ریسک های متعارف کند. من اصولا از آنجا که به دنبال هیجان هستم، ریسک هم می کنم. در مسابقات اتومبیلرانی ریسک می کنم ولی معمولا در روال عادی زندگی سعی می کنم کمتر ریسک کنم چون نمی شود نتیجه یک ریسک را قطعا در نظر گرفت که مثبت است یا منفی است.

 

تصادفی داشته ای که خیلی خاطره بدی برایت به جا گذاشته باشد؟  

نمی توانم بگویم به اندازه موهای سرم ولی به اندازه یک پنجم موهای سرم تصادف کرده ام. البته اکثر تصادف ها ناخوشایند هستند و هیچوقت کسی نمی تواند بگوید که از تصادف خاطره خوبی دارد. اما تصادف هایی که منجر به صدمه جسمی می شوند، ناخوشایند تر از تصادف هایی هستند که صرفا خسارت مالی بر جای می گذارند. من یک بار در کنار پیست اتومبیلرانی ایستاده بودم و تماشاچی بودم ولی خیلی نزدیک به پیست ایستاده بودم. یکی از ماشین هایی که مسابقه می داد، از کنترل راننده خارج شد و با من برخورد کرد که منجر به شکستن گردنم شد و بدترین خاطره تصادفم بود.

 
- تا حالا پیش آمده خودت پشت رل باشی که تصادف بدی برایت رخ داده باشد؟

بله. یک بار در شهر رانندگی می کردم و منجر به شکستن پایم شد. باعث این مساله اشتباه از جانب یک راننده مینی بوس بود که تصادف خیلی بدی بود.

 
- ماشین خودت چیست و ماشین مورد علاقه ات چیست؟  

دوست دارم سوال دوم را اول پاسخ بدهم. ماشین مورد علاقه من "بوگاتی ویرون" است که البته سریع ترین ماشین شهری است که تاکنون ساخته شده است و چهارصد و هفت کیلومتر سرعت آن است. ماشین شهری من "هیوندای سوناتا" است و دوست دارم معمولا بین خانواده بنز یا بی..ام و  ماشین داشته باشم.

 

- سرعت چه حسی به تو می دهد؟ 

اگر راه باز باشد در حد متعارف سریع رانندگی می کنم چون عاشق سرعت هستم و وقتی سرعتم زیاد می شود یعنی سرعتم بیش از دویست و بیست یا دویست و چهل کیلومتر می شود، احساس می کنم که جوان تر می شوم و اکسیر جوانی در بدنم پیدا می شود و احساس می کنم به عقب برمی گردم و جوان تر می شوم.

...

..

..

..

(ممنون از اکرم برای ارسال این مطلب)

..

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :