آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

گیج علی 2

نیشخندپست "گیج علی"  تازه کار بهانه ای شد واسه یادآوری خاطره ای که همین اواخر برام اتفاق افتاد. ماجرای تازه کار از اون لحاظ برام خیلی دلنشین بود  چون خودم هم از این کارا زیاد میکنم.چشمک  فرصت نشد گزارشی از اون برنامه تهیه کنم. یکروزه رفتیم خط الراس دارآباد به توچال. ۶:٣٠ صبح از پارکینگ  حرکت کردیم . ۴ بعد از ظهر رسیدیم قله و وقتی اونجا خواستم گوشی نازنینمو که تازه خریده بودم برای عکس گرفتن در بیارم دیدم وااااای جا تره و بچه نیست!  ١١ شب خسته و کوفته رسیدم خونه. مجبور شدیم برای پیدا کردن گوشی فرداش مرخصی بگیریم و  همون مسیر دیروزی رو دوباره صعود کنیم نیشخند خندهزبان

خوشبختانه گوشی روی تیغه های قبل از قله لزون پیدا شد! 

امان از این کار اداره که هوش و حواس نمی ذاره واسه آدم. تا خل نشدم باید بررسی کنم ببینم  تا حالا چند تا گوشی گم کردم تو کوه!!  دو تا... سه تا... چهارتا؟!!! تعجب 

..

"البته یادی و تشکری صمیمانه میکنم از همنورد با معرفت اون برنامه که خیلی کمکم کرد!قلب"

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩
تگ ها :