آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

آخرین برنامه سال 89 (دماوند)

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خودمحورند

 اما آنان را ببخش

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند

 اما مهربان باش

اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند 

اما شریف و درستکار باش

نیکی های امروزت را فراموش میکنند

ولی نیکوکار باش

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد

و در نهایت میبینی که هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است،

نه در میان تو ومردم...

...........

دلقکقلب  " سال نو مبارک"  قلبدلقک

......

 

هوای صاف و آفتابی بعد از یک بارش جانانه بهونه ای شد تا آخرین تلاش برای صعود زمستونی دماوند رو انجام بدیم. چهارشنبه بعد از ظهر از تهران حرکت کرده و شب رینه بودیم. صبح مصطفی نتونست ما رو تا سر جاده خاکی برسونه . به علت بارش برف قسمت زیادی از جاده رینه تا پلور بسته بود. ساعت 8:15 از مصطفی خداحافظی کرده و 4 نفری از پاکوب سه نفر لهستانی و اسلواکی که یکی دو ساعت قبل از ما حرکت کرده بودند برنامه را آغاز کردیم.


9 رسیدیم لب جاده خاکی ساعت 11:45 گوسفندسرا استراحت کردیم. لهستانی ها با کفش ترکینگ آمده بودند و کمی اذیت شده بودند. ما زودتر از آنها (ساعت 12) براه افتادبم. از اینجا به بعد نوبت ما بود که برفکوبی کنیم. اما هوای خوب هم کمک زیادی به ما کرد و نهایتا 5 بعد از ظهر به بارگاه سوم رسیدیم. شب بسیار سردی را در خوابگاه سپری کردیم.صبح  بعد از خوردن صبحانه ای مختصر و با کمی تاخیر ساعت 7:30  صعود را آغاز کردیم. هوا سرد و باد هم بیشتر از پیش بینی هواشناسی بود! همنوردم به علت گلودردی که شب گذشته شدت پیدا کرده بود خیلی بد نفس میکشید از صعود انصراف داد. آهسته و پیوسته صعود کردم. یخزدگی قسمت های زیادی از مسیر نشان دهنده وزش باد شدید در روزهای گذشته بود. آبشار یخی استراحتی 5 دقیقه ای و باز ادامه مسیر... بابک و آقای صدر اولین کسانی بودند که امروز قله را صعود کردند. وقتی به تپه گوگردی رسیدم  آنها را در راه بازگشت دیدم.  نزدیک قله باد خیلی شدید بود و عبور از شیب یخزده زیر قله مستلزم احتیاط فراوان.  نهایتا حدود ساعت 2 بعد از ظهر به قله رسیدم و بدون فوت وقت برگشتم. 200 متر زیر قله اسکی باز اسلونیایی که خیلی قوی بود و از دره سمت چپ مسیر اصلی صعود کرده بود را دیدم. برای گرفتن عکس با او دوباره برگشتم قله. موقع فیلمبرداری از کاسه قله باد دو سه متر منو پرت کرد. به روبن توصیه کردم زود برگردیم. موافق بود. پایین تپه گوگردی او رفت که با اسکی فرود بیاید و من از مسیر پاکوب خودم بازگشتم.  زیر سنگ مثلث دو نفر را در حال صعود دیدم که یکیشون برگشت. ساعت 5 بارگاه بودم. بعد از استراحتی مختصر به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت 7:30 با تاریک شدن هوا به گوسفند سرا رسیدیم.  مهتاب بی نظیری بود. حیف بود شب به اون زیبایی را از دست بدیم. تصمیم گرفتیم بریم پایین و از اون شب بسیار بسیار زیبا بی بهره نمونیم.8:30 کنار جاده خاکی که امروز با کمک لودر باز شده بود مصطفی اومد دنبالمون و آخرین کوهنوردی سال ٨٩ من هم اینچنین به پایان رسید.

عکس ها:


جاده آسفالته. اول برنامه


مسیر گوسفندسرا تا بارگاه


قله

....

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :