آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

گوشه ای از مشکلات خانم ها

سلام. امروز می خوام از اتفاقی که پنجشنبه برام افتاد بگم و قسمت خیلی کوچکی از مشکلاتی که خانم های کوهنورد ما با اون ها صبورانه دست و پنجه نرم میکنند. واقعا کوهنوردی با شرایطی که ما داریم سخت تر و مشکلتر از آقایونه. پنجشبه صبح رفته بودیم سه سیم (تو میدون سربند). همه چیز خوب پیش میرفت. راه رفتن روی یک سیم نازک در اون ارتفاع هم هیجان خاص خودش رو داشت وسط مسیر کارگاه بسته شد و من رفتم که فرود برم رو سقف تاکسی های دربند تجریش! که یکدفعه چشمتون روز بد نبینه!!! یه کم باد میامد و روسری منو تکون میداد و باعث شد با یک لحظه غفلت گوشه روسری تو هشت گیر کنه و من يك ربع تلاش ميكردم درش بيارم كه بي فايده بود. فرود آمدم اما روسری ام از حرارت ذوب شده انگار انداخته بودنش تو آتیش. اما مجبور بودم همون روسری سوراخ سوراخ رو سرم کنم و برگردم خونه!!  اونقدر از دست خودم عصبانی بودم که دفعه دوم که رفتیم رو سه سیم برای ریختن طناب به ایستگاه اول که رسیدم اومدم حمایت رو از ایستگاه رد کنم اون موقع فهمیدم واای!!!! من اصلا حمایت ندارم!! یادم رفته بود حمایتم را بزنم . برای یه لحظه پام شل شد. اما سعی کردم خودمو کنترل کنم . چون دیگه تا کارگاه چند قدم بیشتر فاصله نداشتم. به هر حال تجربه ای بود تا :

۱- دیگه موقع فرود جهت باد و وزش باد رو در نظر داشته باشم.

۲-  حتی الامکان کلاه سرم کنم. اما اگه هوا خیلی گرم بود و کلاه غیر فابل تحمل لااقل روسری رو (از دستش که نمیتونم راحت بشم)  پشت سرم (مثل کلفت ها!!) گره بزنم

۳- و در هر حالتی و هر جایی اول خود حمایتم رو چک کنم.

  

نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :