آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

توضیح دو کامنت سانسور شده در کلاغها

(( فرامرز نصیری))

صعود قلم برگزار شد.  حضور بعضی ها  مرا شگفت زده کرد مثل فرشید داوودی  و جای عده ای  خالی بود مثل آقای عزیزالهی. اما خیلی ها منتظر آمدن فرامرز نصیری بودند. هرچند که من از نیامدنش خوشحال  بودم. رفتارهای عجیب و غریبش را نمیفهمم. از تخریب ها و توهین های سال گذشته و به راه انداختن جنجال و حاشیه  برای برنامه مهرچال تا دفاع محکمش از برنامه یخچال و بعد از آن سکوتی سوال برانگیز ... و در نهایت شرکت نکردن در برنامه.  امروز در وبلاگ سیاه کلاغها و در پست مربوط به صعود قلم کامنت آرش نقافی را دیدم. کامنتی که  به نرمی و شوخی میخواست به نوعی باب دوستی را باز کند هرچند  که من مخالف این حرکت آرش هستم. آرش در بلک لیست فرامرز نصیری بود یعنی ممنوع الکامنت. اما باید بداند برای از بین بردن کدورت ها و پیش قدم شدن در این کار  باید اول ظرفیت طرف مقابل را سنجید که فرامرز نصیری بارها ثابت کرده  فاقد آن است.

آرش نوشته:

"فواد گفته بود که ثبت نام نکردید اما راستش باور نمی کردم. درست یا غلط ما که گذاشتیم به حساب نوعی شرم ولی گذشته ها گذشته و واقعا" دوست داشتیم (شما و آقای عزیزالهی) حضور داشتید و می دیدید، شاید باور می کردید.
ما, احسان و فرشید را هم (به زور) نمایندگان شماها فرض کردیم. احسان که جان سالم به در برد, فرشید را نمی دانم آیا سدممد برایش جشن پتو گرفت یا نه؟!
ضمنا همگی عهد کردیم جلو گسترش کامنتهای توهین آمیز (مخصوصا کامنتهای جعلی) را بگیریم. نمی توانیم مانع ارسال آنها شویم ولی می توانیم مانع نمایش آنها در وبلاگهای خود شویم."

و پاسخ مغرضانه نصیری در برابر این کامت ساده و از روی اخلاص را ببینیم:

" شرم ؟! شرم برای چی ؟! بابت انتقادهای سال گذشته ؟!
حتی در همین پیام های مثلا دوستانه تان هم نمی توانید مودب باشید؟!
اگر قرار است کسی احساس شرم کند این شما هستید، بابت تمام آن رفتارهای لوده و دلقک گونه نه انتقادکننده از شما چند نفر !!
هم چنان قصد دارید به همین رویه کینه توزانه ادامه دهید ؟!
عهد برای منع کامنت های توهین آمیز ؟! هنوز دو روز نگذشته ... با همین کامنت می بینم که پیش قدم توهین به نویسنده وبلاگ کلاغ ها شده اید !!
اما اگر واقعا می خواهید معنی شرم را بدانید ... از عرفان فکری سوال کنید در آن روز دیدار در دفتر انجمن و صحبت در باره مسائل صعود کوه نویسان چه کسی خود را برای روبرو نشدن، به شکلی شتاب زده در دست شوئی(!)  انجمن پنهان کرد ؟! اگر عرفان جوابتان را نداد از خانم حبیبی عضو هیئت مدیره انجمن بپرسید آن فرد شرمنده چه کسی بوده است !! "

 

چیزی که مرا به واکنش واداشت قسمت دوم پاسخ نصیری و تحلیل مضحکش بود در روز که در انجمن کوهنوردان با عرفان راجع به مذاکره با نصیری مشورت میکردیم. من موافق بودم و میخواستم  باز فرصتی به او دهیم که اگر نیت بدی ندارد  و واقعا هدفش انتقاد و اصلاح این سیستم است به ما کمک کند اما تاکید کردم که خود عرفان این مذاکره را با وی داشته باشد و من به هیچ وجه حاضر به هم صحبتی با نصیری نیستم که در همین حین ایشان وارد شدند.

 

و این پاسخ من به نصیری که با تیغ سانسور نصیری مواجه شد:

" آن فردی که آن روز در آبدارخانه انجمن و نه دستشویی (!!!) برای رو در رو نشدن با شما به آن پناه برده بود من بودم. نه از روی شرم . بلکه از روی نفرت . شرم بابت چه؟؟خنده دار است این تلقی شما..  متاسفانه آنقدر چهره زشتی از خود نزد من ساخته اید که حتی تحمل دیدن قیافه تان را هم نداشتم چه رسد به جلسه و هم صحبت شدن با شما. برای همین تصمیم گرفتم قبل از اینکه دیدن ناخواسته شما روزم را خراب کند راهی برای رو رد رو نشدن پیدا کنم. خانم حبیبی را نمیشناسم اما میتوانید از عرفان بپرسید.."

 

شاید لحن پاسخم محترمانه نباشد، آن هم به این دلیل است که باور دارم با هرکسی باید به فراخور شخصیتش حرف زد،  اما هیچ کدام  از گفته هایم را توهین و بدگویی نمیدانم . که عین واقعیت هستند.

نشان دادن تعمدی چهره آن شخص به عنوان فردی بزدل از سوی فرامرز که از او میترسد و از شرم و خجالتش به دستشویی انجمن پناه میبرد توهین نیست؟ و دفاع  آن شخص از خودش و بیان واقعیت ها توهین است؟؟  جل الخالق!!

فرامرز نصیری با این رفتارها نشان میدهد  تا چه حد به انحطاط  فکری همراه با توهم خود بزرگ بینی کشیده شده است و تا چه حد تنهاست. مجیز گویان وبلاگش مشتی بی نام و نشان هستند و  او برای فرار از واقعیت ها از حقیرانه ترین حربه یعنی سانسور نظرها استفاده میکند. فرامرز نصیری خودبزرگ بینی است که احساس عمیق مهم بودن و  بی نظیر بودن به خود را دارد.  همواره خود را یک منتقد معرفی میکند اما تحمل انتقاد از سوی دیگران برایش سخت است و در مقابل انتقاد، خشمگین می شود و طرف مقابل را به نادانی و حماقت و عدم شعور و عدم آگاهی متهم می کند. اما باید بداند از آنجا که تکبر در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعی اش هر روز شکننده تر از دیروز خواهد بود.

 

به راستی که برای حذف لینک وبلاگم از پیوند وبلاگ سیاه کلاغها باید جشن گرفت.

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

((آقای عزیزالهی))

در همین پست کامنتی از سوی آقای عزیزالهی نیز درجواب کامنت آرش منتشر شد:

" آقای نقافی  اینبار که شما در اجرای برنامه صعود ششم هیچ کاره بودید دیدید که با تدبیر فواد و بچه های خوب و فهیم همدانی ، همه چیز بخوبی و خوشی انجام شد و پایان یافت. هیچ حاشیه ای هم نداشت. آیا اینجا شما اولین نفری نیستید که با بیان " شرم " به آقای نصیری  دوباره و بی هیچ دلیل می خواهید التهاب آفرینی کنید ؟من حق دارم که شما را بدلیل علاقه سیری ناپذیرتان به " مطرح بودن "  سرزنش کنم یا نه ؟!تو که خود را در جایی " نظریه پرداز صعود قلم " خوانده ای ، چرا ؟؟واقعآ نمی شد همین یک کامنت را هم ننویسی !؟؟دست بردار آرش ! بخدا حیا و خجالت هم خوب چیزیه ! "

آقای عزیزالهی قبل از هر توضیحی باید به خاطر کامنتی که همراه با خشم و احساس بد برایتان نوشتم عذرخواهی کنم.  هرچند بعد از صعود مهرچال در کنار فرامرز نصیری ضربه های مهلکی به جمع صعود قلمی ها  وارد کردید که هرگز بخشودنی نیست اما همیشه برای شما احترام قائل بوده و هستم. به دنبال سیاست هایی که مدتیست دنبال میکنید ارسال این کامنت از سوی شما چندان بعید نبود. اما نشان دادید که خود شما بیش از هرکسی به دنبال مطرح شدن و جنجال هستید. آرش در برنامه مهرچال هم هیچ کاره بود! اگر فواد برای اجرای این برنامه رسما از 15 نفر دیگر کمک گرفت در برنامه مهرچال عرفان فکری تقریبا دست تنها بود. حاشیه ها و مشکلات برنامه های بزرگی چون صعود قلم اکثر مواقع ناخواسته و غیر عمد بوجود می آید.  اگر نیتمان خیر باشد گذشت و ارائه پیشنهاد بهترین کار است و نیش و کنایه زدن و تمسخر جایی دریک انتقاد صحیح ندارد. اگر صعود ششم حاشیه هایی داشت که نمیخواهم به آن بپردازم، صعود مهرچال یکی از بی حاشیه ترین برنامه ها بود. متاسفم که از راه دور برای هرکسی و هر موضوعی که در آن شرکت هم نداشتید این طور شتابزده اظهار نظر میکنید.

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ تیر ۱۳٩٠
تگ ها :