آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

سد طالقان

...

این هفته قرار بود به یاد دوستی (!) برم دماوند غربی. کوله ام رو هم بسته بودم. اما آخرش دیدم اصلا نمیتونم. روزهای سخت و خسته کننده ای رو پشت سر گذاشته بودم. برنامه رو تغییر دادم به شبونه توچال. اما حتی اونم  از اراده ام دور میدیدم. آخرش تبدیل شد به جاده چالوس و چون جاده یکطرفه بود سر از طالقان درآوردم. خیلی وقت بود دنبال فرصتی بودم به این منطقه که قدمتی 4500 ساله داره سری بزنم. یاد نوید و کل کل هاش افتادم که میگفت برای رفتن به طالقان باید ویزا داشته باشم! به این فکر میکردم که اگه کمی از مسیر این کوه ها به سمت شمال صعود میکردیم به علم کوه میرسیدیم و به دوستامون که الان در جدال با گرده  آلمانها هستند سلامی می کردیم. هرچند اینجا به یادشون کنار سد یه املت خوشمزه افطار کردیم.

120 کیلومتری شمال غرب تهران. در مسیر اتوبان تهران-قزوین. حتما دقت کنید بعد از زیرگذر خروجی طالقان و زیاران رو رد نکنید تا مثل ما مجبور نشید برید تا قزوین دور بزنید !!!

کنار سد غروب غم انگیزی را به تماشا نشستیم. ممنون از دوستان خوبم که منو تنها نگذاشتند و همراهم شدند: سولی- فرح- محبوبه.

 

سد طالقان- مرداد 1390

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :