آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

پاییز و علم کوه

 

ای دل غافل! که تا چشم بهم زدیم سال به نیمه رسید.  نفهمیدم چطوری گذشت این شش ماه. حالا دیگه پاییز شده و باز من  . . . ! از خوشحالی میخوام بمیرم. پارسال پاییزو با دماوند شروع کردم. امسال گویا خیلی خوش شانس بودم که یک شروع پاییزی از نوع علم کوه داشتم!  به خاطر کمردردی که دو سه روز بود بهش دچار شده بودم تصمیم گرفتیم برنامه رو یکروزه اجرا کنیم و کوله سنگین نکشیم. پنجشنبه عصر از تهران و جاده فشم- دیزین  به چالوس رسیدیم و شب رودبارک خوابیدیم. 4:30 صبح پویا ما چهار نفر (من امین اکبر اصغر) رو تا تنگه گلو رسوند. توی تاریکی هوا هم میشد وسعت خرابی سیل چند وقت پیش رودبارک رو دید. انگار کلا اکوسیستم منطقه رو عوض کرده بود. 6 صبح از تنگه گلو حرکت کردیم. هوا سرد بود و مجال ایستادن نمی داد. کم کم با روشن شدن هوا همینطور که به دشت حصارچال نزدیکتر میشدیم، اکبر هاشمی با شور و حرارت خاص خودش  همه قله ها، یال ها، تپه ها و حتی صخره های منطقه را با اسم های عجیب و غریب به ما معرفی میکرد، و با نمایان شدن هر قله ای از پشت تپه ها فریاد بلندی میکشید. نمیتونست حجم اینهمه خوشبختی رو تو وجودش تحمل کنه. آبیدر (4260 متر)، دیوچال( 4325متر)، سامان(...متر)، لشگرک ها (4256متر)، گردون کوه (4402متر) ، مناره(4300متر) ، ستاره(4100متر) ، خرسان ها(4650متر) ، ویران کوه (4580متر) علمکوه(4850متر) ، شاخک ها (4782متر) ، سیاه سنگ(4604 متر) ، تنگه گلو(4335 متر) . . . رو به رویمان قله محجوب زرده گل(4231 متر) و پشت آن قله زیبای مرجیکش (4580متر) .  وقتی که با نسیم خنک صبح روی چمنهای سبز قدم بزنی، دیدن این همه قله بلند و مغرور یکجا واقعا هم  آدم رو هیجانزده  میکنه.

برنامه ما صعود شاخک ها و سپس پیمایش خط الراسی قلل سیاه سنگ و چالون تا پسنده کوه بود. اما بادیدن حجم برف نسبتا زیادی که روی سیاه سنگ خوابیده بود تصمیم گرفتیم برنامه را با سرعت آهسته تر فقط در حد صعود شاخک میانی و برگشت از همین مسیر خلاصه کنیم.

 وسط دشت صبحانه خوردیم و یالی که مستقیم به قله مرجیکش منتهی میشد رو صعود کردیم. یعنی یال سمت راست مسیر نرمال!  ساعت ده روی مرجیکش زیبا بودیم. و سپس مسیر را ادامه دادیم. به دلیل کمبود زمانی تیم سه قسمت شد. امین شاخک میانی - اصغر علمکوه -  اکبر و من شاخک غربی رو صعود کردیم و برگشتیم.  ساعت حدود دوازده ظهر بود. تو این برنامه دوستای خوب وبلاگنویسمون عامر و مهرزاد از وبلاگ کالاهو رو دیدیم و چون تصمیم گرفته بودیم با ماشین اونها برگردیم رودبارک و اونها  هم کمی عجله داشتند بدون فوت وقت فرود آمدیم.  سه و نیم بعدازظهر تنگه گلو کنار ماشین ها بودیم و مهرزاد فرضی با سالاد الویه خوشمزه اش بیشتر ما رو شرمنده کرد.  

به دلیل اینکه اقامت در قرارگاه کوهنوردی رودبارک برای کوهنوردان آزاد یک مشکل و معضل بزرگ به حساب میاد تصمیم گرفتیم به هر ضرب و زحمتی که بود برگردیم تهران. هرچند هوا شدیدا مه آلود و تاریک باشه و ما از خستگی پشت فرمون چرت بزنیم و ممکن بود تو دره سقوط کنیم! در مورد این موضوع در آینده مفصل صحبت خواهم کرد.

همراهان من در این برنامه: اکبر هاشمی ،  اصغر پاشا ، امین معین ، عامر ازوجی ، مهرزاد فرضی.

...

(توجه: از دوستان خوبم خواهشمندم اگر ارتفاع قله هایی که نقطه چین مانده اند را میدانند اعلام کنند تا این پست تکمیل شود)

عکس های بیشتر از این برنامه در "ادامه مطلب"

..

.


. . .


خرسان ها

 


نمایی از کوه های اطراف از حصار چال (از چپ به راست: مناره- ستاره- خرسان- زرده گل - مرجیکش - شاخک ها )

 


 قله مرجیکش (قله های پشت سر: سمت راست شاخک میانی و شرقی- سمت چپ علمکوه)

 


شاخک شرقی (قله های دورتر: چالون و سیاه کمان)

 


علم کوه 4850 متر

 

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠
تگ ها :