آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

حاج خانم رفت!

هر وقت خسته و کوفته از دماوند برمی گشتیم یه نفر بود که با روی خندون و لهجه دلنشینش به پیشوازمون میومد... هر دفعه یه چیزی برای پذیرایی همراهش بود...

زمستونا یه لیوان چای داغ... تابستونا یه لیوان دوغ محلی خنک...

و همیشه خنده روی لباش بود اما از دل پر دردش کسی خبر نداشت.... در این روزگار بی محبت و بی وفا اون یکی از با محبت ترین و مهمون نواز ترین آدم های دنیا بود... مصمئنا همه ی کسانی که حاج خانم (مادر مصطفی لاریجانی) رو دیدن همین حس رو دارن...

این روزها دیگه حاج خانم مهربون در بین ما نیست و با یه دنیا حسرت مصطفی و همه کوهنوردا رو برای همیشه ترک کرد...

به مصطفی عزیز تسلیت میگیم...

مراسم ختم:

 روز سه شنبه 15/1/91 ساعت 10 تا 2 بعد از ظهر در مسجد باب الحواج رینه (شب سه)

 روز پنجشنبه 17/1/91 ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر در امامزاده طاهر  رینه (مراسم ختم)

 روز جمعه  18/1/91 ساعت 10 تا 2 بعد از ظهر در مسجد باب الحواج رینه

برگزار خواهد شد. (شب هفت)

 

. . . . . . .

 

این حیاط با صفا برای خیلی از ما کوهنوردا آشناست.  اونقدر تمیز بود که میشد پابرهنه هم توش راه رفت... اونطرف حیاط هم اتاقکی بود که حاج خانم همیشه اونجا نون محلی میپخت... همیشه سماورش جوش بود و بساط چایی به راه... 

حالا دیگه با رفتنش اون خونه صفاشو از دست میده. دیگه دل رفتن به اونجا رو ندارم. رینه بدون حاج خانم رو دوست ندارم. دماوند صعود کردن بدون بدرقه ( لبخندها) حاج خانم رو دوست ندارم. هرچند که نباید مصطفی رو هم تنها گذاشت.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :