آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

خط الراس کلون بستک به سرکچال

 

جمعه 5 خرداد:  حس خوبی دارم . چون بالاخره بعد از ماه ها دوری اجباری امروز قراره  با کوه ها آشتی کنم . اگه درفک رو کنار بگذاریم این اولین برنامه جدی ایه که  قراره انجام بدم. هم خوشحالم هم نگران از اینکه ممکنه ضعف بدنیم هنوز اجازه این کارو نده.

  ساعت 5 صبحه و  تجریش داریم حلیم میخوریم. اونقدر ترافیک به خاطر این حلیم فروشی زیاده اول صبحی که  برای متفرق کردن ماشینها پلیس  هم سر رسید!

5:30 از تهران به سمت لواسان و جاده فشم  حرکت میکنیم . حدود 6:30 به گردنه دیزین میرسیم. هوا فوق العاده سرد و سوزداره.  بطوریکه موقع بستن کوله ها و پوشیدن کفش ها  مجبوریم کت پر بپوشیم.  ماشین رو همونجا کنار راهداری پارک میکنیم و ساعت 7 صبح صعودمون رو از گردنه دیزین به سمت شرق شروع میکنیم  و از جاده خاکی بالا میریم. انتهای جاده چند تا ماشین پارک کردند. دو تا کوهنورد آشنا میبینیم. دوستای خوبمون پریسا و نیما که شب گذشته زیر قله کلون بستک شبمانی کرده بودند و الان داشتند برمیگشتند.

آفتاب  خیلی تیزه و اجازه نمیده  قله رو درست ببینم.

خوشبختانه مسیر خلوته و کلا  14 نفر تو منطقه ایم. به سختی بالا میرم. احساس ضعف میکنم.

 وقتی ساعت 10 صبح روی قله کلون بستک به دوستانم که مدتی قبل به قله رسیده بودند پیوستم پیشنهاد دادم که اونها خط الراس رو ادامه بدن و من از همینجا برگردم پایین. اونها هم موافق بودند. تو برنامه اول نباید به خودم زیاد فشار می آوردم.

حدود 20 دقیقه که روی قله استراحت کردیم و تنقلات و چایی خوردم احساس کردم جون گرفتم. با مشورت بچه ها تصمیم گرفتم منم همراهشون برم خط الراس.


نمایی از خط الراس از روی قله کلون بستک- برای مشاهده جزئیات عکس کلیک کنید

 


 بعد از پوشیدن تجهیزات حرکت کردیم. برف زیادی تو منطقه خوابیده بود. خیلی بیشتر از انتظارمان از خرداد ماه!  هفته گذشته بچه ها تا کلون آمده بودند و گفته بودند برفِ روی مسیر تیغه ها یخ زده است. به همین خاطر کرامپون و کلنگ آورده بودیم. اما کرامپون ها خیلی هم  به کارمون نیومد. چون  تمام مسیر تا سرکچال رو برفکوبی کردیم. گاهی تا بالای زانو تو برف فرو میرفتیم.

 بلافاصله بعد از قله کلون بستک  به تیغه های معروفش میرسیم که عبور از آن مستلزم احتیاط زیادیست. از هردو طرف پرتگاه و شیب بسیار تندی تا دامنه های شمالی و جنوبی امتداد داره. در این فصل هنوز هم نقاب برفی های خطرناکی  روی تیغه ها وجود داره که باید برای عبور از کنار آن خیلی احتیاط کرد. عبور از تیغه ها بیشتر از یک ساعت زمان برد.


تیغه ها - پشت سر قله کلون بستک - ساعت 11

 بعد از آن مسیر کم شیب و هموار تر شد. ( البته با برف زیادی که در حال آب شدن بود! ) هر از گاهی باد شدید میوزید و برف های یخزده را مثل تکه های کاغد سفید در هوا میچرخوند. این صحنه رو تا به حال ندیده بودم. هوا صاف و به شدت آفتابی بود. اگه یه لحظه عینکمو برمیداشتم کور میشدم. واقعا تو این برنامه  استفاده از عینک آفتابی استاندارد از ملزومات بود. و همچنین استفاده از کلاه طوفان به خاطر باد. این دومی رو چون با خودم نبرده بودم صورتم به خاطر سرما کمی سوخت.


یک ساعت تا قله سرکچال

  به نظر من این خط الراس یکی از زیباترین خط الراس های البرز مرکزیه. اکثر قله های مورد علاقه ام اینجا جمعند. برج،  ژاندارک، خلنو ها ، سرکچال ها،  هرزه کوه،  جانستون،  خرسنگ، آبک و آن دورتر ها دوخواهرون و نرگس ها با وقار و زیبایی نشسته اند و انگار صعود منو تماشا میکنند.

 پس از تلاشی 6 ساعته از گردنه دیزین  به قله سرکچال غربی میرسیم. ساعت حدود 2 بعد از ظهر است. به علت وزش باد سرد و خیس بودن کفشها و جورابها از سرکچال 1 صرفنظر میکنیم و از همین یال  تا پناهگاه لجنی فرود می آییم.


پناهگاه لجنی - ساعت 4 بعد از ظهر

پناهگاه لجنی ناهار و استراحتی یک ساعته داریم. به دیوار پناهگاه تکیه دادم و قله کلون بستک رو از دور تماشا میکنم. آیا واقعا امروز این مسیر رو کوهنوردی کردم؟  از اینکه صبح برنگشتم و تونستم بدون مشکل کلون بستک رو به سرکچال برسونم واقعا از خودم راضی ام.

راه برگشت به آرومی طی شد. مناظر بهاری کوهستان واقعا زیبا بود. وقتی ساعت 6 عصر به  روستای سپیدستان رسیدیم تصور نمیکردیم برای گرفتن ماشین و رفتن به گردنه دیزین اینقدر اذیت بشیم!  هرچی کنار جاده منتظر شدیم تا یه ماشین با معرفت  سوارمون کنه و تا گردنه  (پیش ماشینمون) ببره هیچکس ما رو سوار نکرد. حتی وانت ها و کامیون ها!  تو یکی از وبلاگ ها خوندم که بهترین کار اینه که ماشین رو تو شمشک پارک کنیم و بریم دیزین. چون وقتی خسته  از برنامه برمیگردیم این معطلی ها واقعا خستگی رو دوبرابر میکنه. مجبور شدیم مسافتی رو به سمت پایین پیاده بریم تا برسیم به یک تاکسی سرویس و دوباره برگردیم گردنه دیزین. ساعت 8 غروب بود. ای کاش این یکی دو ساعت رو همونجا میموندیم و از فضای اونجا استفاده میکردیم و آخر شب  میرفتیم تهران تا اینکه تمام این زمان رو توی ترافیک وحشتناک فشم بمونیم. 10:30 شب رسیدم خونه.

مشخصات برنامه:

تاریخ: 5 خرداد 91

تعداد نفرات: 3 نفر

مبدا حرکت: گردنه دیزین به ارتفاع 3300 متر

زمان حرکت: 7 صبح

مسیر: قله کلون بستک (4200متر) - خط الراس به طول هفت کیلومتر

مقصد: قله سرکچال3 (4050 متر)

زمان رسیدن به قله: 2 بعد از ظهر

مسیر فرود: لجنی- مسیر تابستانه (چشمه) – روستای سپیدستان

شرایط جوی: هوا صاف به همراه باد نسبتا شدید – حجم برف زیاد و شل

تغذیه: یک وعده ناهار- میوه -  تنقلات – نفری یک لیتر آب (با توجه به اینکه در تمام طول مسیر آب و چشمه ای وجود ندارد)

پوشاک و لوازم: کفش نیمه سنگین –  کت پر - گتر – کلنگ - کلاه کاسک – کرامپون  -  تسمه و طناب انفرادی

کرایه آژانس از شمشک تا دیزین: 8 هزار تومن

 

عکس های بیشتر :


تیغه ها و نقاب های بعد از قله کلون بستک

 


 روی خط الراس پس از طی کردن تیغه ها

 


روبرو قله های سرکچال 1 و2 و3  و سمت راست پناهگاه لجنی است. یالی که از پناهگاه لجنی بالا میرود مستقیما به سرکچال 3  میرسد.

 


نمای قله کلون بستک از پناهگاه لجنی

 


راه بازگشت- نزدیک چشمه - (پشت سر: قسمتی از خط الراسی که طی کردیم)

چشمک

 

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱