آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

امید مادرانه

توی یکی از همین روزهای داغ و لعنتی تابستون که هنوز جستجوها در برودپیک ادامه داشت و اخبار رسانه ها راجع به اون حادثه حرف میزدند، به اتفاق  جمعی از دوستان  تصمیم گرفتیم به خانواده پویا سر بزنیم. حالا دیگه نه تنها کوهنوردها  بلکه همه مردم پیگیر این موضوع هستند و عمیقا امیدوارند خبرهای خوبی بشوند. امیدی که با گذشت بی رحمانه روزها، ساعتها و دقیقه ها کمرنگ و کمرنگتر میشه. خیلیها همون روزهای اول امیدشونو رو از دست داده بودند و میگفتند که باید واقع بین بود.

سربالایی های سعادت آباد درست آخرین خونه ی پای کوه توی یکی از مرتفع ترین طبقات محل خوبی برای پرورش یک ذهن آماده و عاشق به کوهنوردی بود.

از رویارویی  با پدر و مادرش شدیدا مضطرب بودم. نمیدونستم باید چی بگم! اونها اصلا منو میپذیرند؟ اما وقتی داشتم از اونجا می اومدم بیرون حس خوبی داشتم. از این همه شعور و درک بالا، از این همه بزرگواری، از این نگاه زیبا به کوهنوردی و حتی به اتفاقی که برای عزیزشون افتاده. اونها با شور و اشتیاق از خاطرات شیرینی که پویا با دوستان ما داشت حرف میزدند و عشق و علاقه بی پایان فرزنشون به کوه. جالبتر این بود که هیچ پشیمونی ای تو چهره شون ندیدم. انگار از اینکه فرزندشون قدم تو راهی گذاشته که بهش عشق میورزیده  راضیشون میکرد.  اونها آدمهای فوق العاده ای بودند.

از اون  روز دو هفته گذشته  و خیلی اتفاق ها افتاده. دیشب خونه آیدین رفتیم و با خانواده صمیمی و خونگرمش ملاقات کردیم. همه چیز درست شبیه اون چیزی بود که خونه پویا دیدیم  و خصوصا یک چیز قویا  بین اونها مشترک بود . امید بغض آلودی که هنوز تو دل  مادرانشون موج میزد.

اونها هنوز منتظر برگشت بچه هاشون هستند. کوهنوردها رو دوست دارند و هنوز نمیخواهند دنبال مقصر بگردند. همه اخبار و مطالب مرتبط با حادثه رو میخونند و دنبال میکنند. از فتح بزرگی که بچه هاشون انجام دادند احساس غرور میکنند.  اونها برای برگزاری باشکوه مراسم های بزرگداشت آیدین، پویا و مجتبی چشم انتظار حضور همه هستند. اونها الان نیاز به همدلی و تسلی خاطر دارند . نه تسلیت ، نه دنبال مقصر گشتن ، نه سکه ها و تقدیرنامه های مسئولان! 

.....

.....

.....

پی نوشت : مراسم گرامیداشت یاد و تلاش صعودکنندگان مسیر ایران در برودپیک1392

چهارشنبه 16مرداد- تهران-  سالن همایشهای برج میلاد- ساعت 6:30 تا 8:30

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :