آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

سالی که گذشت ...


 

 

اسفند از راه رسید و باز نوبت آن شد که به رسم همیشگی ، خودم را در سالی که گذشت ارزیابی کنم. بهترین اتفاق این سال برای من شروع زندگی مشترک بود و حادثه تلخ برودپیک و از دست دادن سه دوست کوهنورد قطع به یقین بدترینِ آن.  ای کاش این حادثه ها و ایکاشهای مکرر ما تکرار نمیشد، اما چاره ای نیست، از حادثه های تلخ و شیرین ، زندگی را گریزی نیست.

در سالی که گذشت سفرهای زیادی نرفتم اما آن چند تایی هم که رفتم خوب بود.  در اردیبشهت با عشایر بختیاری از ایزه تا چلگرد، فراز و نشیب زردکوه را پیمودیم. سپس به آنسوی دیگر سرزمینم رفتم و مهمان محبت و سادگی مردمان سیستان و بلوچستانی شدم.  از تابستان کمابیش راضی بودم. دماوند عزیز شش بار مرا پذیرفت . هرچند نتوانستم برنامه ای که در ذهن داشتم را عملی کنم و موکول شد به سالهای بعد، اگر خدا بخواهد  .

خب روی دیگر سکه را هم نباید فراموش کرد. از کم و کاستی ها هم باید گفت.  کارم عوض شد و ساعت کاری ها زیاد و خسته کننده. . . در سالی که گذشت کتابهای زیادی نخواندم. فیلمهای زیادی ندیدم. قله های زیادی صعود نکردم. سنگنوردی نکردم. در شغلم بی انگیزه بودم و در وبلاگنویسی بی حوصله. در سیاست منفعل بودم و در اجتماع کمرنگ. 

خیلی خوبه که دوستانم هم  مطلبی با موضوع خودارزیابی آخر سال از کارهایی که انجام داده و نداده اند ، از برنامه ها و آرزوهای 93 ،  از خودشان در وبلاگشان بنویسند.

امیدوارم نمره ی همه ما سال نیکوی  1393 مانند بهارش که در 20:20:20 تحویل میشود ، بیست باشد و بتوانیم کاستی هایمان را جبران و خواسته هایمان را با سعی و تلاش برآورده کنیم.  برای همه عزیزانم سلامتی و سربلندی آرزو می کنم.


سال نو بر شما مبارک

.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٢
تگ ها :