آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

هم هوایی

من و بیتا - قله دماوند غربی

 

آخر هفته پیش هم به دماوند گذشت. با دوستانم بیتا و کاظم پنجشنبه صبح زود از پارکینگ غربی یکروزه قله را صعود کردیم و از مسیر جنوبی برگشتیم.  من بارگاه پیش امین و تیم آلمانی اش که برای صعود از جنوبی آمده بودند موندم  و بیتا و کاظم برگشتند تهران. مسیر جنوبی و خصوصا بارگاه مملو از جمعیت بود. دست برقضا آب پناهگاه هم قطع شده و همه آب معدنی ها هم فروخته شده بود. کمبود آب باعث شده بود صف طولانی ای برای برداشتن آب از لوله ای که قطره قطره ازش آب می اومد تشکیل بشه. ناراحت کننده اینکه با وجود این همه تبلیغات برای آلوده نکردن محیط کوهستان و همایش هفته گذشته و این همه تذکر و خواهش و آموزش، باز به هر طرف که نگاه میکردی امکان نداشت زباله نبینی! صبح زود بیدار شدم. امروز، روز هم هوایی تیم امین و دوستانش بود. البته اونها اصرار داشتند همین امروز قله را صعود کنند چون دو روز قبلش توچال بودند اما امین موافقت نکرد. 

احساس خستگی نمیکردم برای همین تصمیم گرفتم امروز هم برم قله. نکته جالبش این بود نسبت به صعود دیروز یک ساعت و نیم تایم صعودم کمتر شده بود.

شاید به خاطر هم هوایی بود.چشمک

damavand33-32

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳
تگ ها :