آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

زنگوله و چشمه نرگس

پنجشنبه توچال را از مسیر چشمه نرگس صعود کردیم. به نظر میرسد چشمه نرگس مرتفع ترین چشمه آن منطقه و تامین کننده آبشار دوقلو و رودخانه دربند و جوی های خیابان ولیعصر باشد! برای صعود از این مسیر می بایست از سمت راست باغچه کنار شیرپلا در امتداد رودخانه حرکت کنیم که دره ای بسیار دنج و زیباست. اگر میخواهید صعودی زیبا و آرامش بخش را به توچال تجربه کنید حتما سری به چشمه نرگس و چارپالون بزنید. برای راحتی عبور کوهنوردان قسمتهایی از مسیر طنابکشی شده است.  البته ما بعد از نیم ساعت ، آگاهانه از مسیر اصلی متمایل به چپ خارج شدیم. سمت راستمان چشمه نرگس و تک و توک کوهنوردانی که پا در راه بودند و در سمت چپمان یال منتهی به جانپناه امیری و قله توچال که کوهنوردان در حال صعود به وفور دیده میشدند. میخواستیم در راهی باشیم بکر که کوهنوردان از آنجا تردد نمیکنند.  فقط آثاری از چوپانها و سنگچین هایشان بود و زنگوله ای خوش صدا و شاخ میشی که تازه شکسته شده بود. خب همانطور که مردم به نعل اسب و شبدر چهاربرگ اعتقاد دارند ، به نظر من زنگوله و شاخ اشیاﺀ خوش یمنی هستند. شاخ رو در شکاف سنگی علم کردم و زنگوله رو به کوله ام بستم و به سمت راست تراورس کردیم و کنار چشمه خنک و گوارا لختی استراحتی کردیم. حجم آب بااین واقعیت که در کم آب ترین ماه سال هستیم قابل قبول  بود. واقعا نمیدونم توی اون ارتفاع و اون موقع سال این همه آب از کجا میزد بیرون!! خدایا بزرگیت رو  شکر.  دوباره به سمت چپ برگشته و در یک مسیر مستقیم به سمت شمال و قله پیاز چال حرکت کردیم. بعد از گذر از سنگهای ریز و درشت به پاکوب خط الراس رسیدیم و در نسیم خنک پاییزی همراه دوستان خوبم آمنه و آرش به قله توچال . 


بالاتر از شیرپلا


 پناهگاه امیری در یال روبرو  و سمت چپ


چشمه


مسیر صعود ما و قله پیازچال

. . . . . . . . . . . .

 

پی نوشت: خوش شانسی زنگوله اونجا مشخص شد که در راه برگشت یه قطعه طلای نسبتا درشت پیدا کردم. این طلا هنوز پیش من امانته. در آن محل اعلامیه ای زده ام. اما اینجا باز اگر کسی خود را با آن مرتبط میداند اطلاع و مشخصات دهد. شاید صاحبش پیدا شد!

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۳
تگ ها :