آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

یک برنامه جنگلی ناموفق

دو سه هفته پیش با گروهی از دوستان به یک برنامه جنگلی رفتیم. عنوان برنامه جنگل های تاش شاهرود به جعفر آباد گرگان بود. مسیری 42 کیلومتری که توسط کوهنوردان شاید تا به حال پیمایش نشده باشد.

پنجشنبه صبح برنامه از شمال روستای تاش از توابع شاهرود شروع شد. از روی نقاط مشخص شده در GPS به سمت یال مورد نظرمان حرکت کردیم. پس از حدود 2ساعت کوهپیمایی و بالا رفتن از یال اصلی به اولین سنگ چین قله رسیدیم که نشان از شروع مسیر بروی خط الراس میداد. ولی خبری از جنگل نبود. همچنان با فرود و صعودهای متعدد ادامه داده تا اینکه نزدیک غروب مجبور به پیدا کردن محلی برای شب مانی شدیم که از مکان مشخص شده در نقطه GPS (امامزاده) و برنامه ریزی سرپرست حدود 5 کیلومتر فاصله داشت.


روز اول و شروع برنامه

 

صبح روز بعد با وجود اینکه میدانستیم چند نفر از اعضای تیم ضعیف هستند و باید وقت بیشتر در برنامه صرف شود با تاخیر از خواب بیدار شده و پس از صرف صبحانه و جمع آوری چادرها با حرکت از مسیر پاکوب به راه افتادیم.

حدود ساعت 12ظهر به گوسفندسرای دیگری رسیدیم که در این جا سرپرست تصمیم به تغییر مسیر گرفت تا به صورت میانبر با فرود از دره (با توجه به سرعت کند گروه) قبل از تاریکی به مقصد برسیم. این مسیر تا به حال پیمایش نشده و پیش زمینه ای از مسیری که قرار بود برویم نداشتیم. اما وجود نقشه کامل منطقه (که حتی محل گوسفندسراها نیز در آن مشخص شده بود) و GPS و نیز چند مسیر که سرپرست از قبل برای موارد ضروری فرود در نظر گرفته بود ما را مطمئن میکرد.

از اینجا به بعد ، در واقع 30 ساعت بعد از شروع برنامه ، بالاخره  وارد جنگل شدیم. اما من و دوستانم که انتظار مسیری جنگلی با شیبی ملایم و راهپیمایی لذتبخش را داشتیم با تراورسهای خطرناک و شیب تند و مسیر لغزنده مواجه شدیم. اما چاره ای نبود روز آخر بود و میخواستیم قبل از شروع بارندگی ها که پیش بینی شده بود از امشب شروع میشود برنامه را تمام کنیم. اما ادامه راه به دلیل وجود پرتگاه و شیب تند و همچنین پرآب شدن دره، با وضعیت نامناسب تیم (همراه نداشتن کلاه ایمنی و تجهیزات فرود از دره) بیشتر از آن غیر ممکن بود .

بنابراین مسیری که برای آن سه چهار ساعت زمان صرف کرده بودیم را دوباره بازگشتیم و از جنگل خارج شدیم و قبل از تاریکی هوا با پیدا کردن یک گوسفندسرا در آن نزدیکی چادرها را برپا کردیم. اینبار مجبور شدیم جی پی اس و نقشه را کنار گذاشته و از راهنمایی کوهنوردان محلی کمک بگیریم. با چند تماس تلفنی و راهنمایی کوهنوردان خوب گرگانی که آنجا را مثل کف دست میشناختند برنامه فردا را از یک مسیر کاملا جدید تنظیم کردیم.  ناخواسته یکروز به برنامه اضافه شد هرچند به اندازه کافی آذوقه به همراه داشتیم .


قرمز مسیر کل برنامه و  زرد مسیر میانبر روز دوم و سبز مسیر بازگشت  روز سوم


جنگل مایان

 

فردا صبح روی یال ادامه مسیر پاکوب را از سمت راست پیش گرفتیم. امروز بالاخره توانستیم جنگل را ببینیم و در میان درختانش نفس بکشیم. هرچه پایین تر میرفتیم بر زیبایی های جنگل افزوده میشد.  حدود ساعت سه بعد از ظهر به روستای مایان رسیده و دوستان گرگانی آقای شریعت و آقا مصطفی که برای یافتن این مسیر تلفنی مارا راهنمایی کرده بودند را دیدیم که با کیک و  آبمیوه به استقبالمان آمده بودند و مینی بوسی که  هماهنگ کرده بودند برای بازگشت به گرگان.

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳
تگ ها :