آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

یه پاتو بردار



توی سال هایی که "روایت فتح" شب‌های جمعه پخش می شد، یه خاطره از یه رزمنده پخش شد و داستان اینجوری بود که دو تا قایق کنار هم ایستاده بودن که یکی پشت جبهه می رفت یکی سمت عملیاتی بی بازگشت !! راوی می گفت : دو دل بودم؛ یه پام تو این قایق بود یه پام تو اون قایق. یه شهید (که اسم اش خاطرم نیست) به راوی می گه: یه پا تو بردار!

حالا هم یکی باید پیدا بشه تا به بعضی از ما بگه یه پاتو بردار !

تویی که حاضری یکماه از سال شونزده هفده ساعت روزه بگیری و گشنگی و تشنگی رو تحمل کنی اما مابقی سال حاضر نیستی پنج دقیقه نماز بخونی. یه پا تو بردار !

تویی که می‌گی اسلام مال ۱۴۰۰ سال پیشه ولی ارثیه خواهرت رو نصف میدی، یه پاتو بردار!

آهای خانم! تویی که هم می‌خوای امتیاز زن شرقی رو داشته باشی و مهریه‌ات رو بگیری و به جای مشارکت در تولید توی خونه بشینی و هم از مزایای زن غربی بهره مند باشی و فریاد فمینیسم سر بدی، یه پا تو بردار !

داداشم! نمی تونی یه زن باربی بگیری که هر روز برات میزانپیلی کنه و در عین حال بوی قرمه سبزی تو راهروی خونه‌ات بپیچه و بدون اجازه‌ات خرید نره ولی با هم بشینید اندر وصف سکوت سمفونی بتهون صحبت کنید. یه پاتو بردار !

دانشجوی عزیز! نمی‌تونی برای رسیدن به دوره‌ی تحصیلی بالاتر، جزوه هات رو از هم اتاقیت قایم کنی و تو شبکه های اجتماعی در وصف خساست ایرانی ها و open بودن خارجی ها سر به فیس بوک بکوبی. تو هم یه پاتو بردار !

روشنفکر امروز! تویی که به ذهن سکولار و مدرنیته خود می بالی ولی در لحظات بحرانی دست به کتاب دعا میشوی، یه پاتو بردار!

استاد گرامی، پژوهشگر ارجمند ! شما هم نمی تونی تابلوی ( قلم علما افضل من دما شهدا) رو روی دیوار خونه‌ی ۴۰۰ متریت بکوبی، در حالی که افزایش حقوق استاد تمومیت، از مقالات دانشجوهات بدست اومده، با عرض پوزش شما هم یه پاتو بردار!

حاجی بازاری دیروز و بیزینس ‌من امروز، تویی که عمرا بتونی رادیکال ۴/۲ رو حساب کنی، اما میخوای از احترام یک دانشگاهی و فرهیخته برخوردار باشی  شما حتما یه پاتو بردار!

نماینده‌‌ی عزیز ! تویی که پول تبلیغات میلیاردیتو "هِبِه" گرفتی؛ نمی‌تونی بعدا رانت ندی و عضو کمیته حقیقت یاب اختلاس باشی! اگه بهت بر نمی‌خوره شما هم یه پاتو بردار!

آدم هایی که می‌خوان تو هر دو تا قایق باشن، کارشون مثل راننده خودرویی می مونه که هم راهنما به چپ می زنه هم به راست  و پشت سریه حتما می‌فهمه حال راننده خوب نیست.

ما خیلی وقتا حالمون خوب نیست!  تضاد و دوگانگی در شخصیت نهایتا باعث سقوطش می شود. فقط با خودمان صادق باشیم. واقعا مهم نیست اینطرفی یا آنطرفی. اما اگر میل به پیشرفت داریم و درپی رفع عیوب خود هستیم باید سعی کنیم این نقیصه را برطرف کنیم. بسیاری از ضعف های شخصیتی ما به همین نکته ریز گره خورده. برای حل این مشکل هرگامی که برداریم خواهیم دید که گره های دیگری از کلاف سردرگم شخصیتمون خود بخود باز میشه. این یک کلید است. اما اگر همین یک کلید را در دست داشته باشیم شاید همه ی قفل ها با همین باز شدن. کسی چه میدونه !

(منبع : اینترنت با کمی ویرایش)

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٤
تگ ها :