آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

روز ملی دماوند و صعود یال لومر

13تیر. . .  روز ملی دماوند. . . بر همه ایرانیان و برعاشقانش مبارک

 
عکس از فرخنده قنفیلی

 

همزمان با این مناسبت ،  پنجشنبه ظهر به همراه تیمی11نفره از خانه کوهنوردان تهران به قصد صعود دماوند از یال جنوبی راهی پلور شدیم. مصطفی مارا تا گوسفندسرا رساند و ساعت 4 بعد از ظهر زیر آفتاب سوزان و از میان شقایق های سرخ ، صعودمان را آغاز کردیم. گروه های زیادی در حال بازگشت بودند و خبر شلوغی و ناکارامدی پناهگاه را میدادند. ظاهرا همه ناراضی اند از شیوه مدیریت پناهگاه و معترض . اما چه فایده؟ سالهاست که دماوند و پلور با این شیوه مدیریت میشود  و کوهنوردان عادت میکنند. هر سال بدتر از پارسال میشود، اتاق ها و دستشویی های پلور از کثافت و بوی گند بالا می آورد، دماوند زنجیر میشود، آشغالها انبوه میشود، پتوها و کیسه خوابها لانه  حشرات میشود، اتاقهای خصوصی بی در و پیکر می شود، برخورد مسئولان با کوهنوردان طلبکارانه تر میشود، و . . .  و باز هم کوهنوردان عادت میکنند!

بین اینهمه جریانات ناخوب ، یک اتفاق خوب هم در بارگاه در جریان بود. ستاد حفظ محیط کوهستان دماوند زیر نظرکارگروه محیط زیست فدراسیون برای اولین بار اکیپی را در بارگاه مستقر کرده بود برای اطلاع رسانی در خصوص توجه بیشتر کوهنوردان به مسائل زیست محیطی و اجرای صعود مسئولانه بر تفکیک، بسته بندی و بازگرداندن زباله ها و همچنین جمع آوری بخش قابل توجهی از بنرهای نصب شده زیر فنس های سکوهای زیر بارگاه  بر جای مانده  از سالهای گذشته . یادم هست که در همین وبلاگ راجع به بنرهای وندالی در بارگاه و روی قله چندین پست گذاشتم. به بچه های ستاد خسته نباشیدی گفتم و جویای احوالشان شدم. گفتند همه چیز خوب است فقط قرارگاه پلور و بارگاه سوم  در ابتدای امر (باتوجه به هماهنگی های قبلی) حاضر به همکاری با ما نبودند و حتی  از در اختیار گذاشتن اتاق و غذا به ما خودداری کردند که بعد از کلی رایزنی و تماس تلفنی مسئول کارگروه با مسئول پناهگاه اجازه اسکان پیدا کردند!!!!!  واقعا عجیبه کسانی با عشق و احساس مسئولیت حاضر شدند وقت بگذارند برای این مساله مهم، به جای تشکر و قدردانی با آنها سرد و بی تفاوت برخورد بشه.. حتی طلبکارنه!  مثل همیشه!

بگذریم!

ساعت 7 به بارگاه سوم رسیدیم. تیم ما خیلی خوش شانس بود که یه اتاق 6 تخته نصیبش شد. البته 6 تخت برای 12 نفر!

جمعه صبح ساعت 5 از بارگاه خارج شدیم. با هماهنگی قبلی که عزیز سروری (سرپرست) با ما انجام داد گروه دوقسمت شد. قرار شد یک تیم سه نفره  از یال لومر قله را صعود کند و مابقی اعضای تیم از یال جنوبی.

من در معیت استاد ناصر جنانی و همراهی دوست خوب مهدی جهانی راهی لومر شدم. چون نمیخواستم هیچ فرصتی را برای صعود از یالهای فرعی دماوند از دست بدهم.. چه فرصت بی نظیری.. مسیر واقعا زیبایی بود با آن خاک سرخ رنگش.  البته همجواری اش با مسیر جنوبی و دیدن و حتی شنیدن صدای کوهنوردان یال جنوبی، حس پرت بودن و تنها بودن به فرد  نمی داد. برایم جالب بود که لومر قبل از یال جنوبی قدیمیترین مسیر صعود به دماوند بوده است. اگر بخواهیم لومر را کامل صعود کنیم از گوسفندسرا حدود 500 متر به سمت غرب پاکوب همیشگی میرویم تا به ابتدای یال برسیم. در ارتفاع بین 4500 الی 5000 چند بار دست به سنگ شدیم.. چون دقیقا از روی گرده سنگی صعود میکردیم. میشد با بیست سی متر فاصله از گرده سنگی، آنرا دور زد. اما به نظرم زیبایی این مسیر همان رفتن روی سنگهاست. دو سه تا صخره سنگی هم در مسیر هست که بعضی آنهارا سنگ میمون و بعضی به آن آدمکهای سنگی می گویند و نماد این یال هستند. سپس مسیر دو شقه میشود که اصطلاحا به آن جناقی می گویند و ما میبایست از مسیر چپ صعود کنیم.  از ارتفاع 5300 تا قله شن اسکی بسیار نرم و عمیقی مواجه شدیم... با هر قدم سه قدم عقب می رفتیم! و درنهایت ساعت 9 صبح در هوایی صاف و دل انگیز به قله رسیدیم.

راه برگشت را نیز از یخچال زیر یال لومر انتخاب کردم و به تنهایی بازگشتم.  حدود یکساعت بیشتر طول نکشید چون تقریبا تا نزدیکی های بارگاه میتوان از روی برفها آمد... البته با احتیاط فراوان...

 

عکس ها (از مهدی جهانی) :


Damavand 42  // 1395.4.11

  
نویسنده : آنا ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٥
تگ ها :