آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

شهباز

جمعه هفته گذشته به همراه پدرم ساعت 8:30 در يك هواي مه آلود صبحگاهي به قصد صعود قله شهباز (بلندترين ارتفاع استان مركزي 3۲۴۲ متر) از اراك راهي شازند و روستاي سورانه شديم. از اراك تا شازند با ماشين شخصي نيم ساعت و از آنجا تا روستاي سورانه و امامزاده عبدالله (مبدا صعود) ده دقيقه راه است كه به علت مه فوق العاده شديد و عجيبي كه جاده را پوشانده بود بارها در جاده هاي فرعي و اصلي گم شديم و نهايتا  ساعت 10 به امامزاده رسيديم.  ۱۰صبح براي صعود يكروزه قله شهباز حتي در تابستان هم خيلي دير است. آسمان آفتابي و صاف شده بود. پيش بيني هوا اين بود كه از بعد از ظهر هوا رو به خرابي ميگذارد و تمام سعي ما اين بود كه خود را به پناهگاه رسانده و با سنجيدن موقعيت هوا و زمان اقدام به صعود كنيم. شهباز با وجود ارتفاع كم قله آساني نيست. مسافت زياد مبدا حركت تا پناهگاه و تيغه اي  بودن مسير پناهگاه تا قله و بي آبي منطقه بر دشواري صعود مي افزايد. دو تيم كه قبل از ما و ساعت 8 صبح راه افتاده بودند خوشبختانه مسير را پاكوب كرده و اين باعث بالا رفتن سرعت ما شده بود. طوري كه ساعت دوازده ظهر٬ ده دقيقه بعد از گروه اول به پناهگاه رسيديم. برف زيادي كل دشت و دامنه هاي كوه را پوشانده بود. از امامزاده يك شيب نسبتا تند و مستقيم به سمت بالا وجود دارد كه به يك تپه كم شيب و گسترده منتهي ميشود و به سمت راست (غرب) ميرود و در منتهي اليه خود كه اين تپه خاكي با دامنه سنگي شهباز تلاقي پيدا ميكند مسير به سمت چپ ادامه پيدا ميكند (يك تراورس طولاني) تا به پناهگاه شهباز در يك زمين نسبتا صاف (گوسفندسرا) ميرسد.

استراحتي كرديم. تيم پنج نفره  کانون از صعود انصراف داده و بازگشت. البته چندین نفر از اعضا کانون از مسیر دیگری در حال صعود بودند. باد شدت  و دمای هوا افت زیادی پیدا کرد. هنوز مردد بوديم. تصميم گرفتيم تا هر جا كه توانستيم بالا برويم. ساعت 12:45 دقيقه هرچه لباس داشتيم پوشيديم و به راه افتاديم. كم كم با ارتفاع گرفتن ما٬ هوا بهتر شد. مسير پاكوب نشده بود برف پودري و نرم حدود 80 سانت كه روي آن سفت بود چه در صعود و چه در فرود گام برداري را مشكل كرده بود. كم كم به ابتداي تيغه رسيديم و روكش دستكش ها را براي صعود اين قسمت كه دست به سنگ اجتناب ناپذير دارد درآورديم. توجه شود صعود زمستانه از مسير شرقي (تيغه) صد در صد نيازمند طناب و ابزار حمايت است و صعود بدون حمايت ريسك بسيار بالايي دارد و اصلا پيشنهاد نميشود.  ساعت 3 استراحت پنج دقيقه اي داشتيم و دوباره حركت ساعت حدود 4 بعد ازظهر به قله رسيديم. قله های اطراف را مه گرفته بود و شرایط بدی را خبر می داد. سریع از همان مسيري كه صعود كرده بوديم فرود آمدیم. البته نه از سنگها بلكه با كمك برفهايي كه بين شكاف سنگها  انباشته شده بود. چون سطح رويي برف سفت بود به صورت تخته اي ميشكست  و سر ميخورد. خيلي از جاها برف روي حفره ها را پوشانده و بايد مراقب آنها بود. یکبار هم پای من در شکاف بین دو سنگ که زیر برف بود گیر کرد و زانوی چپم آسیب دید که البته جدی نبود. ساعت 5 به پناهگاه رسيديم و بدون فوت وقت و استراحت راه پايين را پيش گرفتيم و اين بار هم از شيب بالاي پناهگاه ميانبر زديم به تپه بالاي امامزاده . از صبح ساعت ده تا 6:۳0 شب در مجموع 45 دقيقه استراحت كرديم. تمام گروه هايي كه امروز براي صعود يا تمرين يخ و برف تو منطقه بودند٬ رفته بودند. يكساعتي از تاريكي كامل هوا ميگذشت كه با استقبال گرم شغالها به امامزاده و پاي ماشين رسيديم.

//

اين صعود به مناسبت يادبود زنده ياد محمود قديمي و جان باختگان حادثه كل جنون اجرا شد و چون بعد از ظهر فرصت نشد كه در مراسم شركت كنيم٬ بلافاصله پس از رسيدن به اراك جهت عرض تسليت و همدردي به منزل حاج آقا قديمي رفتيم.

// 

متاسفانه به علت فشرده بودن زمان برنامه فرصتي براي خوردن ناهار يا تنقلات نداشتيم چه رسد به عكاسي در مسیر تیغه ها..  و اين هم چند عكس از برنامه آنروز توسط گروه كانون گرفته شده و از وبلاگ كانون برداشت شده است.

 

 

 

 

....................................................................................................

  
نویسنده : آنا ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ دی ۱۳۸٥
تگ ها :