آناپورنا

وسیع باش..... و تنها..... و سربه زیر ..... و سخت

دومين اردوی هيماليا نوردی بانوان

پنجشنبه و جمعه هفته گذشته در ارتفاعات دماوند دومین اردوی هیمالیا نوردی بانوان در راستای تحقق برنامه های برون مرزی سال جاری فدراسیون  برگزار شد.

من به شخصه از ادامه اردو ها و اعزام تیم نا امید شده بودم و همچنین به خاطر شروع فصل امتحانات که از خرداد تا هفته گذشته ادامه داشت فرصت اجرای یک برنامه خوب و تمرین نداشتم. فکر میکنم بقیه هم کم و بیش شرایط منو داشتند.

صبح زود من و فرشته و رویا دربست گرفتیم و رفتیم  قرارگاه پلور. ثبت نام  کردیم. وسایل چک شد. آقای نوری برای ما صحبتهایی راجع به منطقه و قله ای که قرار بود تیم اعزام شود داشت و چند دقیقه ای پرسش و پاسخ کوهنوردان و مربیان.

بعد با نیسان تا گوسفند سرا رفتیم. هوا مه آلود بود .  فاصله ده متری دیده نمیشد چه رسد به قله! شماره ها را به کوله ها نصب کردیم و به راه افتادیم. ساعت ۱۱ صبح.

از همان ابتدای راه ریتم تند (سر قدم پروین رضایی) و کوله های فوق العاده سنگین سختی و جدیت این برنامه رو به ما ثابت کرد و چند تا از بچه ها عقب افتادند و یکنفر انصراف داد و برگشت.

از رودخونه دوم به بعد از مه خارج شدیم حالا ابرها زیر پای ما بود و قله درخشان بالای سرمان. هوا چندین درجه گرمتر شد. در کل مسیر گوسفندسرا به بارگاه سه تا استراحت یک دقیقه ای و یک استراحت نیم ساعته داشتیم. در کل این قسمت تا بارگاه با وجود سنگینی بارها  نفس گیر بود و برایم جالب بود اکثر بچه ها در شرایط ایده آلی بودند و  تیم با سرعت خیلی خوبی حرکت میکرد.

بعد از ظهر به بارگاه رسیدیم چادر ها را برپا کرده و مشغول استراحت شدیم. از ساعت ده شب بارش باران شروع شد. قرار بود ساعت ۲ حرکت کنیم برای همین ۱ بیدار شدیم و کوله حمله ها را که دیشب بسته بودیم چک کردیم. چادر تمیز کرده و رفتیم توی صف. باران نم نم میبارید. دقیقا راس ساعت ۲ تیم حرکت کرد. به سرقدمی آقای علیمحمدی. ریتم ملایم و فوق العاده ایشان باعث شد تا یک ساعت و نیم بدون حتی یک ثانیه استراحت صعود کنیم. اصلا احساس خستگی نمیکردم. عالی بود. هر چه بیشتر ارتفاع میگرفتیم هوا سرد تر و بارش برف بیشتر میشد. در ارتفاع ۴۹۰۰ متری کمی بالاتر از آبشار هستیم و برای اولین بار استراحتی طولانی میکنیم. هوا روشن شده اما مه آلود همراه با بارش برف و کاملا گرفته و سرد است. باورم نمیشه وسط تابستون همچین هوایی!! همه قبول داشتند شرایط کاملا زمستونی بود.

موقع استراحت من یکی به دستکش هام و کلاه اضافه کردم و آماده که آقای نوری دستور بازگشت دادند. با اینکه نقطه های آبی تو آسمون داشت کم کم نمایان میشد ولی ما درست زمانی که هوا داشت صاف میشد برگشتیم. خب هدفمون صعود قله نبود و همین که در شرایط دشوارتری صعود کردیم کافی بود. ساعت ۸ صبح به چادرهایمان رسیدیم. صبحانه را خورده و چادر ها جمع میکنیم و راس ساعت ۱۱ به سمت گوسفند سرا به راه می افتیم. تیم های زیادی  که اکثرا خانم هم هستند در حال صعود میباشند. ساعت ۱ گوسفند سراییم و باز وسط مه فوق العاده غلیظ !! طوری که آقای علیمحمدی توصیه میکند عینکهای آفتابی را از چشم برنداریم. 

به پلور بازمیگردیم. برنامه تمام شده است. اما تا تهران هنوز چند ساعت راه مونده!!  

  

نویسنده : آنا ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :