همان قصه ی تکراری

داستان همان قصه ی تکراری است ... صحبت از دماوند است ... اولین اثر طبیعی ملی ایران. صحبت از کوهنوردان است که عاشق طبیعتند و حرمتش را نگاه میدارند و تلاش میکنند با حفظ محیط کوهستان دین خود را برآن ادا کنند.

صحبت از تولید زباله در کوهستان است و بنرهایی که با سختی و مشقت زیاد به قله رسانده میشوند که جاه طلبی و خودنمایی صاحبشان را به نمایش بگذارند. اما با بی مسئولیتی و بی شخصیتی همان صاحبشان در کوه رها میشوند.

درصعودی که جمعه 2 مرداد به دماوند داشتم سر قله با این صحنه روبرو شدم:

عکس با وضوح بیشتر اینجا

. . . .

باز هم نمیتوان سکوت کرد و چیزی نگفت. شاید نشان دادن زشتی ها و شناساندن  عاملین زشتی ها کمی فقط کمی تاثیر در کاهش آن داشته باشد. تصمیم گرفته ام از این پس فارغ از هرگونه ملاحظه ای آنها را در وبلاگم معرفی کنم. لطفا اگر با این افراد یا گروه ها ارتباط دارید پیام مرا به آنها برسانید. 

"شمایی که از کوه  انرژی و شادابی و طراوت و سلامت میگیرید، قدرشناس باشید و با تولید زباله دلش را نخراشید. به خود و به کوهستان احترام بگذارید."

. . .

. . .

. . .

 

Damavand 38// 94.5.2

در صعود یکروزه و انفرادی به دماوند - از مسیر جنوبی

واقعا دوست ندارم دیگه جنوبی و شمالی و غربی برم. دلم میخواد مسیرهای فرعی دماوند رو صعود کنم. اگر کسی برنامه داشت و برنامه اش هم یکروزه بود به من هم اطلاع بده.

پیلیز

 افسوس

/ 12 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
AkbarAgha

سلام.وقت بخیر.قطعا دوستان هیچ توجیهی در این مورد ندارند. سوال بنده اینست که این بنرها بعد از پهن شدن و عکاسی،در زمان فرود شما هنوز همانجا بودند؟

دیار الوند - علی بیات

ادعایی داریم فراتر از تاریخ، فراتر از زمان، هر آنچه می سازیم را بالاتر و بلند تر و اولین در خاورمیانه و جهان می نامیم ، مدیریت جهانی می خواهیم و می خواهیم جهان را تغییر دهیم ... غافل از اینکه شاید حتی اگر مسئولیت یک روشوئی عمومی را به ما بدهند از عهده اش بر نخواهیم آمد. هفتاد جور آرایش کرده ایم و لب هایمان را به سرخی کشیده ایم تا دلبری کنیم و ساپورتی بر تن تا در همان راستا دل بستانیم و ... اما همینکه بسته جیپس در دستانمان تمام می شود همانند محبتمان نمی دانیم به کجا انداخته می شود ... هیکل درشت کرده ایم و بازوانمان از قدیمی ترین سروهای مملکت کلفت تر شده است و گردنمان از تیر چراغ برق فراختر ... برای کلفتی بیشتر موز می خوریم و نمی دانیم پوستش را زیر پای کدام زن بارداری رها کرده ایم ... کفش چند میلیونی و لباس های مارک دار و عینک چند صد هزاری بر چشم زده ایم از ماهها پیش پُز دماوند داده ایم و بر سر قله ایستاده ایم و در سر مستی صعود اصلا نفهمیدیم "بنر" و هویت و شناسنامه گروه را کجا جا پذاشته ایم ... آری دوستان اگر هزاران بار دیگر بدنیا بیائیم و بمیریم قطعا همین خواهیم بود که هستیم و ما " نا امید

ا

سلام انی جون آخه دختر ابرو این جماعتو چرا بردی مخصوصا" بچه های بانک......

بهزاد

همیشه بر فراز ... سلامت باشید

لاتاری

من نمی دونم چرا فرهنگ ما ایرانی ها حتی تو مسائل کوچک هم پایین هست؟!

کوهستان اسرار آمیز

وااااااااااااااااای خیلی تاثیرگذار نوشتی. با دوستم ناراحت شدیم کلی. دلم برای صعود از مسیرهای فرعی دماوند تنگ شد [گل][گل]

کیانی

سلام علیکم خانم گل عرض کنم جمعه زفتیم غازک از این پایین تا اون بالا بوته های گون بز خواب را دونه دونه اتش زده بودند! و چرائی لازم بودن این ئرختچه در طبیعت را می دانید و می دانید که بواسطه ضمغغ وسط شاخه ها ریشه هم می سوزد و گون نابود می شود! و می دانید که در گدشته شاخه های دورو بر گون را می بریدند وباهاش خونه هاشون گرم می کردند ، غذا طبخ می کردند و حالا آتیشش می زنیم!!! چشمه بید شهباز (بابا می دونه کجاست) اون درختش که سه نفری دست می دادیم دورش نمی رسید هیزم ریخته بودن دورش آتش زده بودند ودرخت افتاده بود و اون درختانی هم که با دوستان کاشته بودیم از ریشه در آورده بودند؛جنگل دالخوانی رفتم و وحشت کردم از اون همه ویلا های نما یونانی که جای جنگل را گرفته (آب از سر ..)و هزاران هزار دیگر!!! ./خانم گل دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما آتش می زنیم تا دیگران با زجر بمیرند!!!و به قول اون خانم که می گفت نسلی که ما تربیت کردیم زندگی شون را دادند تا قادسیه دیگری تکرار نشه و این نسلی که ..... این رفتار بخشی از DNA شان شده (تعمیم به عام نیست).خلاصه اینکه خانه از پای بست ویران است/خواجه اندر بند نقش ایوان است-بدرود و سوی

محیط زیست

دادا دین شما رو نمی دونم اما توی دین ما طبیعت و محیط زیست خیلی هم جایگاه داره

کوهستان اسرار آمیز

سفر و صعود تابستان 2015 خیلی جالب بود ممنونم بی صبرانه منتظر قسمت دومش هستیم[رویا]

علم کوه

سلام علیک. دراین مورد حرفی برای گفتن ندارم...