آخرین برنامه سال 89 (دماوند)

9 رسیدیم لب جاده خاکی ساعت 11:45 گوسفندسرا استراحت کردیم. لهستانی ها با کفش ترکینگ آمده بودند و کمی اذیت شده بودند. ما زودتر از آنها (ساعت 12) براه افتادبم. از اینجا به بعد نوبت ما بود که برفکوبی کنیم. اما هوای خوب هم کمک زیادی به ما کرد و نهایتا 5 بعد از ظهر به بارگاه سوم رسیدیم. شب بسیار سردی را در خوابگاه سپری کردیم.صبح  بعد از خوردن صبحانه ای مختصر و با کمی تاخیر ساعت 7:30  صعود را آغاز کردیم. هوا سرد و باد هم بیشتر از پیش بینی هواشناسی بود! همنوردم به علت گلودردی که شب گذشته شدت پیدا کرده بود خیلی بد نفس میکشید از صعود انصراف داد. آهسته و پیوسته صعود کردم. یخزدگی قسمت های زیادی از مسیر نشان دهنده وزش باد شدید در روزهای گذشته بود. آبشار یخی استراحتی 5 دقیقه ای و باز ادامه مسیر... بابک و آقای صدر اولین کسانی بودند که امروز قله را صعود کردند. وقتی به تپه گوگردی رسیدم  آنها را در راه بازگشت دیدم.  نزدیک قله باد خیلی شدید بود و عبور از شیب یخزده زیر قله مستلزم احتیاط فراوان.  نهایتا حدود ساعت 2 بعد از ظهر به قله رسیدم و بدون فوت وقت برگشتم. 200 متر زیر قله اسکی باز اسلونیایی که خیلی قوی بود و از دره سمت چپ مسیر اصلی صعود کرده بود را دیدم. برای گرفتن عکس با او دوباره برگشتم قله. موقع فیلمبرداری از کاسه قله باد دو سه متر منو پرت کرد. به روبن توصیه کردم زود برگردیم. موافق بود. پایین تپه گوگردی او رفت که با اسکی فرود بیاید و من از مسیر پاکوب خودم بازگشتم.  زیر سنگ مثلث دو نفر را در حال صعود دیدم که یکیشون برگشت. ساعت 5 بارگاه بودم. بعد از استراحتی مختصر به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت 7:30 با تاریک شدن هوا به گوسفند سرا رسیدیم.  مهتاب بی نظیری بود. حیف بود شب به اون زیبایی را از دست بدیم. تصمیم گرفتیم بریم پایین و از اون شب بسیار بسیار زیبا بی بهره نمونیم.8:30 کنار جاده خاکی که امروز با کمک لودر باز شده بود مصطفی اومد دنبالمون و آخرین کوهنوردی سال ٨٩ من هم اینچنین به پایان رسید.

عکس ها:


جاده آسفالته. اول برنامه


مسیر گوسفندسرا تا بارگاه


قله

....

/ 74 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهروز _ تبریز

سلام عید هممون مبارک خدا كند انگورها برسند جهان مست شود تلوتلو بخورند خيابان‌ها به شانه‌ي هم بزنند رئيس‌جمهورها و گداها مرزها مست شوند و محمّد علي بعد از 17 سال مادرش را ببيند و آمنه بعد از 17 سال، چين‌هاي كودكش را لمس كند. خدا كند انگورها برسند آمو زيباترين پسرانش را بالا بياورد هندوكش دخترانش را آزاد كند. براي لحظه‌اي تفنگ‌ها يادشان برود دريدن را كاردها يادشان برود بريدن را قلم‌... ( کسیرین دمیرم قالاسیز یانا یانا ! ) [گل]

محمد گائینی

درووود بر آنای عزیز سال نو بر شما هم مبارک تبریک فراوان برای این صعود آخر و آرزوی سالی پر از صعود به دماوند برای دختر دماوندی ما [گل]

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم ، فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. پیروز باشید آدرس وبلاگ چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com

جاوید

سلام من جاوید هستم. مسئول وبلاگ رز و ریحان از سایت شما و مطالبش لذت بردیم.کلا دنبال افرادی هستیم که خوش فکر هستند. ما یک گلخانه تولید گل رز و آلستر هستیم که از طریق سایت: www.mmgflower.com گل خودمونو به صورت دسته گل ، سبد گل ،گلدان گل و ... می فروشیم. برای ما افتخاریه که با شما تبادل لینک داشته باشیم. لطفا اگر شمام متمایل بودید مارو با نام گلخانه مادشت لینک بفرمایید. موفق باشید

جاوید

سلام من جاوید هستم. مسئول وبلاگ رز و ریحان برای ما افتخاریه که با شما تبادل لینک داشته باشیم. لطفا اگر شمام متمایل بودید مارو با نام گلخانه ماهدشت لینک بفرمایید. موفق باشید

حامد

درود بر آنای عزیز خوبی؟ عکس یه دونه مونده به آخرت واقعا زیباست ببین آنا بعد از 6 ماه به روز نکردن تلافی این غیبت طولانی رو در آوردم و با یه پست استثنایی به روز شدم به امید دیدار

محمدابراهیمی

سلام وبلاگ یشیل داغ با گزارش مرور به خاطرات لنین به روز شد خوشحال میشم سر بزنید

بابك

باسلام افرين به ارادت شماآماده وقوي بوديدنترسوباوجوددمتگرم همه كوهنودا ديوانه اندشك نكن بايدديوانه باشي تاموفق بشي

غلامحسین حصاری

موفق باشید