دلتنگ کوهم ... دلتنگ خودم ... دلتنگ روزهای قاب شده در خاطرات ...

چهارسال پیش در چنین روزهایی  -  آذرماه 1388

فقط میتونم بگم یادش به خیر . . .

و

و

  

 

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من ترا بدرود خواهد گفت

نگاهت تلخ و افسرده است

دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است

غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است

تو با خون و عرق این کوهرا رنگ و رمق دادی

تو با دست تهی با آن همه طوفانِ بنیان کن  درافتادی

تو را کوچیدن از این کوه ، دل بر کندن از جان است

تو را با سنگ سنگ این کوه پیوند پنهان است

من اینجا ریشه در خاکم

من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم

من اینجا تا نفس باقیست می مانم

من از اینجا چه می خواهم؟ نمی دانم !

. . .

من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید

سرود فتح می خوانم

و می دانم

تو روزی باز خواهی گشت .

 

(فریدون مشیری)

  . . .


..    

/ 23 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهیل

خوشبحالتون من همیشه کوه وکوهنوردی رو دوس داشتم اما هیچوقت ندونستم باید از کجا شروع کنم واس همین هیچموقه نشده حرفه ای دنبالش کنم[ناراحت]

تازه كار

برعكس تو آذر 88 براي من يكي از بدفرجامترين ماههاي طول عمرم بود. آخراي اين ماه بود كه رباط صليبيم پاره شد. راستي دست تو چطوره؟ كاملا خوب شده؟

غلامرضا اینانلو

آناجان تشکر از اطلاع رسانی مراسم یاد بود

اکرم

عزیزم... خیلی زیبا و پر از احساس...

حامدبختیاری

سلام و دورود ببخشید آناخانم اینقد درگیر این مصیبت شدیم وقت نشد به شما تبریک بگیم . امیدوارم خوشبخت و خوشحال موفق باشید.

mbz

فوق العاده ست....

مه نیک

خیلی قشنگ بود آنا جان میگم من بیام که تو این سرما قندیل میبندم همین الانم تو خونه دو تا جوراب و یه پلیور پس من برنمیاند[نیشخند] الان کامنت گذاشتم یعنی این پستت هم خوندم لال از دنیا نرم[نیشخند]

مه نیک

در مورد پست آخرت هم "خدایش بیامرزد"[گل]

کلماتی از یک کوهنورد

سلام هشتمین سالگرد تاسیس وبلاگ کلماتی از یک کوهنورد از این به بعد با قالب حرفه ای جدید

برج سینا

یاد باد! تازه داشتیم شروع میکردیم به ساختن همه چی از اول. من و اون. ههه