سفر شمال

  مدتی بود برنامه ریزی کرده بودیم برای سفر تا اینکه دیروز فرصتش پیش اومد. نسرین عزیزم به همراه سارای شر و شیطون از ارومیه اومدن واسه کنکور ارشد. نگار هم که چند ماه بود گریه و التماس میکرد منو با خودت ببر برنامه دیگه دیدم بچه دلش دریا میخواد . رفتیم شمال. سحر کوچولوی شیطون رو هم بردیم با خودمون. 

تا ظهر ساحل نوشهر و  کلار آباد . عصری هم نمک آبرود هرچی پول داشتیم زدیم زمین. . از جاده جنگلی عباس آباد رفتیم کلاردشت. عالی بود. جون میداد واسه دوچرخه سواری و پیاده روی. مه فوق العاده غلیط هم زیباییش رو دو چنان کرده بود.  شب قرارگاه رودبارک خوابیدیم. خیلی دوست داشتم صبح زود قبل از اینکه بچه ها بیدار شن برم پیاده تا بریر. به یاد روزهای جوونی که میرفتم سرچال و علمچال.

دریاچه کوهستانی ولشت هم  جایی بود که برای اولین بار رفتم. نزدیک روستای سنار و حسن کیف. یکی از مرتفع ترین دریاچه های اون منطقه است (٩٠٠متر) و عمق آبش هم زیاده . خیلی زیبا بود و نسبتا تمیز و شلوغ!  راه برگشت یه سری هم به پل خواب زدیم.

وقتی برگشتیم شام مهمون بودیم. یه آبگوشت مشتی که خیلی چسبید!  دو و نیم نصفه شب نسرین بیدارم کرد و گفت رتبه کنکورش شده ٣٨.  جیغ خوشحالی و گریه شادی .  یا دانشگاه تهران قبوله یا امیرکبیر. چقدر حسودیم شد خدا!  دیگه تقریبا  نود درصد دوستای دوره لیسانسم  الان فوق قبول شدن.

بچه ها: مستان - مرجان - سارا - سولی - سمیرا - ناهید و فرح   جاتون خیلی خالی بود.

 

نمک آبرود

....

ولشت

...

.

/ 39 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابایی

سلام آنا نفسم خوبی عزیز دل بابایی ؟ الهی که همیشه خوش باشی عزیزم [گل][گل]

ننه اکبرآقا

..ننه....لول.....تو جیبای نگار خانومتون آبنبات پیدا نمیشه...!؟؟!؟!...لول...

نسرین

آناجون .خیلی خوش گذشت بهترین سفری بود که تو عمرم رفتم هیچ وقت فرامشش نمیکنم [لبخند] دستتون درد نکنه موفقیتم هم مدیون آنام خیلی ازش تشکر میکنم.[ماچ][قلب]

گشت ارشاد

لطفا پوشش اسلامی را رعایت فرمایید

نگار

فدای مستان و نقطه چین جیگر بشه [قلب]اون شال سفیده عتیقه هم می گه بهتون بگم دلش خیلی تنگولیده... به کوریه چش این آنای چش سفید[زبان]

آنا

چش سفيد بودن به از عتيقه بودن ! [قهقهه][مغرور]

کوهنورد تنها

سلام انا خانم با شال سفید صحبت کردین که مال من بشه به خدا اگه بخواد میرم تو بیستون تونل بکنم مثل فرهاد دیوونه

فاطمه

انا چیگده بهتون خوچک گذشتی هاااااااااااااااااااااااااا

هوشنگ

بعله منم اگر آقا بالاسرنداشتم هرروز با دخترای ..... توی کوه ودشت می رفتم ...