گزارشی از یادبود لیلا اسفندیاری (تیرماه91)

متاسفانه  نتونستم به مراسم  یادبود لیلا برسم. جالب بود که از اون روز  گزارشی  از  برنامه به چشمم نخورده بود تا این گزارش رو از طریق وبلاگ آقای عباس محمدی پیدا کردم.

نوشته ای زیبا از آقای عیلرضا زیاری  درباره لیلای اسفندیاری عزیز و نگاهی به برنامه اجرا شده در قله توچال- تیرماه 1391

 

ما زنان کوهنورد کم نداشتیم والبته که کم هم نداریم از نصرت و فرخ ِ کوهکن و عصمت قاضی از پیشگامان ِ کوهنوردی زنان که درسال 1329 علم کوه را درنوردیدند تاشیرزنانی چون سهیلا تنباکوزاده ، فرشته نیک پور، شیما جمشیدی فرد ، مهری جعفری ، و رقیه سعدیی و.... که درسالهای اخیر خوش درخشیدند ولی تو لیلا، در دوره خودت نفسی تازه به کوهنوردی زنان ما دمیدی ،  کنش جدیدی  را به سرانجام رساندی ، خواستی و بر خواسته ات کنش نمودی ، همه هستی ات را درراه عشقی که به جانت افتاده بود نهادی و این ترا ماندگار و جاودانه زمانه ات کرد و الگوی توانستن شدی برای زن ِ ایرانی. اینک تصویر چهره ِ استوارِ تو از یکسو بر سینه دیواری  تکیه داده است که انصاف این است که تکیه گاه اش همان جاست ، بر سینه دیوار سنگی جان پناهی که کوهنوردان دهه های چهل وپنجاه بر بلندای توچال  عاشقانه بنا نهادند فرزندان ایران زمین ،  شب ها در پناه آن ، ایمن به تمرین کوهنوردی واستقامت وپایداری بپردازندو از آن سو تصویر چهره سخت کوش و وجود پر اراده ات  پرچمی گشته است با شعار زن ایرانی می تواند که بر کوله پشتی  قریب به صد کوهنورد شرکت کننده دراین یادواره درطول مسیر تا قله توچال واینک بر بام توچال در اهتزاز است .

      آری لیلا تو هم گردآفریدی وهم از این گونه ماندگاری . پیکر پر تلاش ات اینک  در پاکیزگی یخچال گاشربروم آرمیده و روان و جانت همانند روان وجان  آرش کماندار همواره در دل وجان هرایرانی جاودانه  است. "

 

 

 

/ 24 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی میرزاپور

سلام وبلاگتون خیلی عالیه، امیدوارم همیشه قلمتان همراه با قدمتان در اوج باشد. اگر تمایل داشتید یه سری هم به وبلاگ ما بزنید و ما را هم لینک کنید. hadimirzapoor.ir

حمید

سلام، اتفاقی وبلاگ رو که باز کردم یاد متنی افتادم که خودم گذاشته بودم، اولا از پاسخ کوتاه شما ممنونم ولی امیدوار بودم و هستم که کسی مثل شما یک روز بتوانندپاسخ آن سوال را بدهند! شاید بنده از ظلالت این نادانسته خارج شود که وقتی فتح یک قله نه برای اولین بار است (که بگوییم رکورد یا افتخار دارد) و نه در آن ورزش (برای سلامتی) مطرح می شود ولی به جای آن خطر جانی دارد، چه انگیزه ای به غیر از همین امیال عمومی انسانی که بخواهد (ببخشید) فخر بفروشد که من فلان مرتبه به دماوند صعود کرده ام! من فلان صخره را رفته ام، من کلاسم بالاتر رفته فلان قله پاکستان را هم صعود کرده ام، من درجاتم متعالی شده می خوام برم اورست! من من من من من!!! چه می تواند باشد. وقتی با دوستان نشست، سبد زندگی و عمرش را که باز کرد، از آن 5 تا قله دربیاید و بعد... آیا این انرژی نهفته در انسان برای اوج گرفت و بالا رفتن نیست که ما آن را در این گونه صعودهای خطرناک می سوزانیم؟؟ عکس روی ساقی چون در قدح جام افتاد، عارف از خنده می در طلب خام افتاد

شازده کوچولو

[گل]

مجید

سلام... با نوشتن قهر کردی انا؟!! کجایی پس؟!

پیام

سلام کوهم نمیری یا میری نمینویسی؟

کلماتی از یک کوهنورد

سلام 15 شهریور برنامه علم کوه و سبلان دارم بعد از 4 ماه که پسرم بزرگتر شده میرم علم کوه و سبلان البته اینم بگم که هفته پیش جمعه پسرم رو بر فراز بلندترین قله بیرجند بردم هوا عالی بود و پسرم اولین صعودش رو انجام داد در 4 ماهگی قله 2700 متری باقران صعود شد پسرم رو تا کلاردشت میبرم خوشحال میشم اگر یکی از برنامه ها رو هم شما رو ببینم و تشریف بیاورید

عباس ایلاقی

پس چی شد گزارش برنامه ؟

امید

سلام: هستم اگرمیروم@گرنروم نیستم.

لبخند ماه

درود بر همه زنان کوهنورد ایرانی تن شان سالم و نام شان پر آوازه باد! من و همسرم به تازگی برنامه دماوند رو به یادبود درگذشتگان زلزله آذربایجان اجرا کردیم. گزارشش رو بخونی خوشحال میشیم. شاد باشی دوست من...

shahab

امشب با چشم گریان و قلبی شکسته از خواندن در مورد بانوی کوهنوردی ایران لیلا وتصور پیکر بیجانش در میان بادها و طوفانهای سرد و تاریکی تنهایی ارتفاعات گاشربوم هیمالیا وجستجوی نام نشانش در اینتر نت به صفحه شما برخورد کردم نمیدونم چرا دلم اینقدر گرفته تا این وقت شب بیدارم و آرام نمیشم تصور اون لحظه لغزیدن در اوج ارتفاع و سقط ۳۰۰متری و دفن شدن زیر برفها و بعد سکوت برای همیشه آزارم میده رشته ورزشیم کوهنوردی نیست ولی به کوه و فعالیت شما و نوشته هاتون عشق میورزم خالصانه و قلبی بلاگ های شما رو خواهم خواند ارادتمند شهاب شیراز