تقدیم به لیلا

 

 

و چه قهرمانانه گفت لیلا
مرا به خانه مبر
بگذارتا بر ستیغ یخ های هیمالیا
آنگاه که عشق قدم بر می دارد
و پای بر فراز قله می نهد
همراه و همنفس با او
تا اوج روشنایی ، تاصبح بیداری با او باشم
مرا به خانه مبر
بگذار تا هر بامدادان شاهد طلوع خورشید
از فراز گاشربروم و از هیمالیا باشم
مرا به خانه مبر

. . .

شعر  از :  محمد نیکروش

..

...................................................................................

پی نوشت:  جلسه باشگاه دماوند اینبار حال و هوای دیگه ای داشت. از مترو دروازه دولت که خارج شدم فضای خیابون تا باشگاه را پر از لیلا میدیدم و البته چهره آشنای کوهنوردان. باشگاه دماوند مملو از جمعیتی بود که به عشق لیلا آمده بودند. به زور خودمو از در ورودی جا کردم داخل باشگاه. فکر میکنم کورش بود که از کمپ اصلی گاشربروم تلفنی داشت با باشگاه دماوندیها صحبت میکرد. نتونستم حرفاشو بشنوم !! یکی از دردناک ترین صحنه ها حلقه گلی بود که یه خانم  آورده بود  و روش نوشته بود تقدیمی به مناسبت صعودت به گشربروم2  لیلا جان ! صعودت مبارک...  میگفت میخواستم این حلقه گل و تو فرودگاه بندازم گردنش!  کم کم خودمو رسوندم دم سالن. فیلمهایی از لیلا در برنامه های قبلی (خصوصا کی2) صداش... وقتی صداشو شنیدم حس کردم اینجاست. خودشه پشت تریبون که داره برای ما صحبت میکنه. زنده بود.  لیلا زنده است. برای من و در قلب من و همه همنوردانش زنده است. یاد روزهایی افتادم که هر از گاهی که می اومدم باشگاه دماوند و تنها یه گوشه مینشستم چشم چشم میکردم تا لیلا رو ببینم. چون کسی بود که همیشه با روی خوش با من برخورد میکرد. همیشه محکم باهام دست میداد و کنارم مینشست.  اما اینبار . . .  لیلا نبود. نتونستم اونجا بمونم.

روحت شاد...

در همین رابطه بخوانید :

 مراسم برگداشت لیلا در باشگاه دماوند در  وبلاگ یشیل داغ

لیلا آغازگر کوهنوردی مستقل بانوان در ایران در وبلاگ برج سینا

گرامیداشت یاد لیلا اسفندیاری در باشگاه آزادگان مشهد در وبلاگ سارا عدالتیان

پرستو ابریشمی: برایت غمنامه نمی نویسم در وبلاگ خاک خوب

عبدالعظیم برهمنی: شرپای ارتفاع لیلا مقصر اصلی بود در خبرگزاری ایسنا

حسین نظر: علت اصلی سقوط لیلا خستگی و سرمانی منطقه بوده است در باشگاه خبرنگاران

 

 

 

 

 

...

/ 35 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرگان

ای ساربان چرا میروی؟ لیلای من چرا میبری؟[گریه]

عموجون

مغازرو بسته بودم داشتم می رفتم خونه که مهدی بهم گفت لیلا اسفندیاری بعد از صعود به گاشربروم موقع برگشت سقوط کرده و مرده ، باور نکردم هنوزم باور نمیکنم

پریچهر

گیاه وحشی کوهم گیاه وحشی کوهم، نه لاله گلدان مرا به بزم خوشی های خودسرانه مبر به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم مرا به خانه مبر زادگاه من کوه است. روحش شاد

سعید

با سلام خدمت همنوردان عزیز - معرفی یخچال پیر دره دائی (اشترانکوه-کول جنون-دره دائی-الیگودرز) قابل توجه برگزارکنندگان و متقاضیان دوره های مختلف یخ و برف از کارآموزی تا مربیگری درجه 2

بهنام محمدی

روحش شاد . به نظر من در بهترین جای ممکن به ابدیت پیوست . برای او اندوهگین نباشید . با لبی خندان به عکس های او نگاه کنید تا او با لبی خندان به شما نگاه کند

شازده کوچولو

سلام خانوم فراهانی قبل از هر چیز لازم میدونم این مصیبت رو به جامعه کوهنوردی ایران و خانواده ایشون تسلیت بگم. شازده کوچولو آمد. امروز 7/5/90 """" طبق قولی که داده بودم امروز شروع به کار وبلاگمه یعنی ورود رسمی من به کوهنویسی با وبلاگ شخصیم. منتظرتون هستم. پاینده باشید.

کاوه

سلام نکته ای را می خواهم عرض کنم. بنده هم صمیمانه می گویم روحش شاد. اما مبالغه هم زیاد جالب نیست. عناوینی نظیر شیرزن، اگر محدودیت ها نبود چه می کرد یا چه می شد، مرگی مظلومانه، خفتن در ستیغ های هیمالایا و نظیر چنین مطالبی را البته بنده به حساب مرثیه سرایی های رایج در فرهنگ - البته غنی - این کشور می گذارم. اما بهتر نیست هر اتفاق را به همان صورتی که واقع شده درک کنیم ؟ آیا اصولا" هنوز ما باید به دنبال هیمالیا نوردی باشیم ؟ با کدام تجربیات ؟ کدام امکانات ؟ با چه سطحی از علم کوهنوردی ؟ تمام این محرومیت ها و عدم امکاناتی را که شما فرمودید یا در دیگر وبلاگها خوانده ام ، بنده هم قبول دارم. اما خیال می کنید کوهنوردان دیگر کشورها همه آنها را دارند ؟ اینطور نیست. آنها هم برای ذره ذره به دست آوردن امکانات می جنگند. مقصر پیدا کردن و تمام علل حوادث را گردن یک شرپای بیچاره انداختن هم فقط نشان بیشتری از بی عرضگی خود ما عیان می کند. نبود امکانات هم عذر بدتر ازگناه است. طول و تفصیل زیاد تر ندهم. صعود سالهای دهه 60 بچه های همدان را روی دیواره علم کوه یک بار دیگر مرور کنید تا ببینید که با ریسمون چاه روی دیواره چه م

کاوه

هیمالایا محل تجربه اندوزی نیست. محل بکار گیری آن است.

علی

سلام آنا خانوم.منم شروع به نوشتن کردم اما چه حیف که با مرگ عزیزی شروع کردم.روحش شاد. به ما سر بزنید و یادی از لیلا کنید. kohestanetanha.blogfa.com anaporna10@yahoo.com