شقايق و داستانهای شيرينش از کوه...

چهار بعد از ظهر بود که راه افتادیم.15 نفر که اکثرشون رو می شناختم ولی خیلی هم آشنا نبودم باهاشون،توی برنامه های مختلف دیده بودمشون.از خودمون من و داداشم بودیم و مژگان و کیوان و مصطفی و داداشش.آقای پ هم اومد که صبح تا دیدمش گفتم خاک وچوک! اینم مگه هست؟!

مقصد قله ی سیردون بود که گفته بودن صبح راه می افتیم و تا ظهر پایینیم.من اینقدر این برنامه رو سبک فرض کرده بودم که حتی یه دونه شکلات هم با خودم نبرده بودم.تقریبا همه مون همینطور بودیم.شبیه برنامه ی پارسال روش حساب می کردیم با این تفاوت که ارتفاع کمتره و دیگه از اون کوله کشی سنگین هم خبری نیست.فصل هم مناسب تره و از اون یخچالهای وحشتناک نخواهیم داشت.

.... ادامه.....

.

برگرفته از وبلاگ دریای سرخ سرخ

.

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاهر

چطوري ؟نمي تونم الان نظري بدم.چون يه مدت نبودم و مي خوام مطالبت رو يكجا بخونم ! شاد باشي

میثم

اين شقايق (دریای سرخ) و خدا درستش کرده فقط واسه گزارش نوشتن. همچين گزارش مينويسه که انگار داره داستان سفرهای گاليور و تعريف می کنه.

احمد

سلام کدوم مسير رو ميرين و چه روزی؟ ما اول از گرده صعود می کنيم و بر می گرديم علم چال و بعد مسير سياه سنگها را ميريم و از حصار چال ميايم پائين.

شقایق

من اينجا چی کار می کنم؟ خجالت داديم خانوم اقلا به يکی از اون صعودهای موفقم لينک ميدادی اين که آبروريزيه

حسين

سلام انا يه ننظر برای افسانه گذاشتی يه کم مورد داره خانوم محترم کوه نوردی که زانو درد داره کوه نورد نيست نه بر عکس اون چون اگه درست کوهنوردی کنه درست گام برداری کنه ديگه هرگز به زانو درد مبتلا نميشه همون طور که کشتی گير اگه زرنگ باشه عورا گوشش به دشک گير نميکنه و دچار شکستگی نميشه مگه از قصدمحض کلاس الکی با سکه بشکنه يا بذار لای در با اجازه کاری نداری راستی به من همسر بزن ناسلامتی هم اسميم همرو لينک کردی جز من بای

کاظم

سلام از اين که به ما سری زديد ممنونم. اون خرس بر اثر ضربه ايی که اون دوستمون با سنگ به سرش زد ژا به فرار گذاشت.البته محلی ها ميگفتن احتمالا اون طرفا طوله داشته و به خاطر طولش رفته!!!!

سينا

با سلام خوشحال شدم که با شما آشنا شدم البته ما با هم قبلا تبادل لینک داشتیم تو وبلاگ دیگر من در هر حال باز هم سر بزنید...