دوشاخ به چین کلاغ

پنجشنبه با اینکه کار اداری داشتم اما نباید از دستش میدادم. دیگه نمیخواستم بشینم تو خونه و حسرت کوه نرفتن رو بخورم. 5 صبح از خونه زدم بیرون. صبحونه حلیم خیابون ولیعصر نزدیک تجریش. حدس بزنید کیو اون موقع سحر دیدم که با دوستش اومده بود حلیم بخوره؟!! هانیه توسلی! که یه کوله کوچیک هم پشتش بود. یعنی اونم میخواست بره کوه؟ رفتیم درکه با دوست خوبی که همیشه کمکم کرده تو خوشی و ناخوشی و این بار هم داره همه ی بداخلاقی هامو تحمل میکنه. امروز یه برنامه خیلی خوب اجرا کردیم و من واقعا مدیونش هستم. 6:30 از میدون درکه راه افتادیم.

ساعت 7 رسیدیم به کافه عمران و از اونجا پاکوبی از سمت چپ جدا میشه. یک تابلو زرد رنگ هم مسیر رو به سمت دره کارا و قله چین کلاغ و دوشاخ به ما نشون میده. بدون توقف وارد پاکوب شدیم. صعود کردیم و کوه رو دور زدیم بعد دوباره فرود تا کف دره و کنار رودخونه. برف تازه دیشب زده بود. مدل درخت هاش و تکه های ریز برف روی زمین منو یاد تابلو های نقاشی ژاپنی می انداخت.  هیچکس نبود. سکوت محض. داشتم کیف میکردم که یهو........!!!  با صدای پارس اولین سگ از دنیای خودم اومدم بیرون. بعد دومی بعد سومی... همینطور تعدادشون زیاد میشد.  خوشبختانه از سگ نمیترسم و میدونم اگه ازش نترسی و فرار نکنی بهت حمله نمیکنه. برای همین با کمال بی خیالی زدیم و رفتیم جلو. اما یکدفعه دیدیم وسط سی تا سگ محاصره شدیم و همشون هم به طرز وحشتناکی پارس میکردند. دو تاشون که دوبرابر هیکل من بودن ویه چشم داشتند و سفید بودند به طرفمون حمله کردند که بهشون سنگ زدیم.  از خیر ادامه پاکوب گذشتیم و از شیب سمت راستمون کشیدیم و رفتیم بالا. باید اعتراف کنم اون لحظه کمی در اینکه از سگ ها میترسم یا نه  شک کردم. ولی هرچی بودند مطمئنا به پای سگ های زردکوه نمیرسیدند. توی زردکوه برای اولین بار بود که رسما از سگ هایی که هیچوقت ندیدمشون و فقط تعریفشونو شنیدم ترسیده بودم.

شیب تندی رو بالا رفتیم تا رسیدیم روی یال و از اونجا کلبه سنگی کوچکی رو پیدا کردیم (کلبه کوهنورد) و نیم ساعت استراحت.  هوا واقعا سرد بود. با اینکه آفتاب به شدت میتابید اما به محض اینکه چند ثانیه می ایستادم پیشونیم و گوشهام  از سرما تیر میکشید. میدونستیم میخواهیم قله سمت راست (دوشاخ) رو صعود کنیم. بنابرین مسیر اصلی و پاکوب احتمالی رو بی خیال شدیم و از همون ابتدا دست به سنگ شدیم. بعضی جاهاش واقعا خطرناک بود. توی نقشه ی علی مقیم نوشته باید ابتدابه گردنه  کارا به ارتفاع 2640  برسیم و سپس از آنجا به سمت شمال قله دوشاخ به ارتفاع 3045 متر و جنوب قله چین کلاغ به ارتفاع  2820 متر. اما ما از سمت راست گردنه و مستقیما از روی گرده سنگی ها بالا رفتیم و ساعت 11 رسیدیم به قله فرعی دوشاخ. نیم ساعت بعد هم قله اصلی دوشاخ رو صعود کردیم.

 

قله چین کلاغ -- عکس از قله فرعی دوشاخ گرفته شده

سایز واقعی عکس

روبروی ما به سمت شمال غرب  قله پربرف پلنگ چال به ارتفاع 3440  متر(سیاه سنگها) و کمی دورتر در شمالشرق مان قله توچال خودنمایی میکرد. فاصله بین این دو تا شاخ ها تیغه ای و یخزده بود! و کمی احتیاط لازم داشت. یه ردپای حیوون بزرگ هم که معلوم بود ساعتی قبل از ما از اونجا رد شده تا خود قله کشیده شده بود. از بزرگ بودنش حدس زدم جای پای خرسه اما تو این فصل که خرس ها خوابند... واااای پس حتما گرگه. چه گرگ گنده ای!!!! سریع برگشتیم و رسیدیم به گردنه کارا. برای محفوظ موندن از باد سرد لای سنگچین ها  پناه گرفتیم و باز استراحتی کردیم. ساعت 1 بعد از ظهره. قله چین کلاغ و نمیشه صعود نکنیم. حالا کو تا ما دوباره بیاییم اینجا.  پس راه افتادیم. این یکی بر عکس دوشاخ مثل آب خوردن صعود شد. خیلی راحت بود. شیب آخر قله رو هم دویدم.

 

قله سنگی دوشاخ روبرو--قله شاه نشین بالای دوشاخ-قله پلنگچال سمت چپ - توچال سمت راست (عکس از قله چین کلاغ گرفته شده)

سایز واقعی عکس

تازه داشت موتورم روشن میشد که دیگه باید برمیگشتیم. حیف! یال شرقی قله چین کلاغ رو برای فرود انتخاب کردیم که انتخاب خوبی هم بود. خیلی زود به درختای دره کارا رسیدیم. برعکس صبح گروه های زیادی اونجا بودند و مشغول رقص و شادی. ناهار خوردیم و برگشتیم میدون درکه. کلا درکه نسبت به پنج شش سال پیش خیلی تمیز شده و اثری از زباله ها در کنار رودخونه و تو مسیر نیست . خصوصا دره کارا خیلی بکر و تمیز بود. باید به دست اندرکارانش خسته نباشید گفت. صعود دو قله دوشاخ و چین کلاغ توی یه روز با اینکه ارتفاع چندانی ندارند اما خیلی هم ساده به نظر نمیرسند خصوصا دوشاخ که دائما با سنگ ها و یخ  درگیرمیشدیم. مطمئنم صعود یکروزه از چین کلاغ به توچال جز برنامه های بعدی منه. فکر کنم خیلی خوش بگذره و برنامه ی خوبی بشه. این دو قله با وجود  نزدیکی به توچال بسیار بکر و خلوت بود برای کسانی که به دنبال کوه خلوت آرام و زیبا و نزدیک شهر میگردند گزینه ی خوبیه. فقط مواظب سگ ها باشین.

خوشحالم. چون بالاخره طلسم شکست و یه برنامه خوب رفتم.

خدایا شکر

...

...

پی نوشت: گزارش من مطمئنا خالی از ایرادات فنی در ارائه مسیر درست و دقیق منطقه نیست. چون این قله ها را اولین بار بود صعود میکردم هیچ آشنایی با اونها نداشتم و تنها چیزی که میدونستم نقشه کتاب علی مقیم بود و بس. الان که گزارش های بیشتری درباره این قله ها در وبلاگ ها خوندم یه چیزی نظرمو جلب کرد که تصمیم گرفتم از خوانندگان خوبم کمک بگیرم. لطفا نظرتونو بگید.

 در گزارش همت شمیران نوشته شده که ابتدا قله دوشاخ(٣٠۴۵متر) صعود شده و سپس قله سیاه سنگها(٣۴۴٠متر) {که من توی گزارشم به اون گفتم قله پلنگچال} و فاصله بین این دو قله  ۴ ساعت زمان برده است. 

 در گزارش دیگری از پرویز شجاعی پارسا نوشته شده ابتدا قله سیاه سنگ(٣٠۴۵متر) صعود میشه {که من توی گزارشم به اون گفتم قله فرعی دوشاخ}  بعد قله دوشاخ(٣٠۴٠متر) که فاصل زمانی بین آنها یک ساعت بوده است.

!!!!سوال

/ 46 نظر / 71 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنا

جناب برج مراقبت: نفهمیدم منظورتون از " .. اما در مورد عدم صعود چین کلاغ شما در صورتی که همان یال جنوبی دوشاخ را ادامه میدادید ( حداکثر 40 دقیقه) میتوانستید از یال جنوبی چین کلاغ به سمت پائین سرازیر شوید و.." چیه؟! ما همون یال و ادامه دادیم و چین کلاغ و صعود کردیم اما از یال جنوبی پایین نیومدیم . از شرقیش فرود آمدیم. دفعه بعد حتما از جنوبی میاییم پایین.[قلب] مریم جان: عکس ها مربوط به همین صعوده![لبخند] حسام: از توضیحات کاملت واقعا ممنونم. همیشه وقتی میرم برنامه خصوصا البرز مرکزی که پره از قله های مختلف لیدر تیم یا کسی که کمی ادعاش میشه که منطقه رو میشناسه شروع میکنه به معرفی قله های اطراف و من که تشنه یادگیری هستم نمیدونم حرف کیو باور کنم چون اکثرا اختلاف نظر دارند و من گیج میشم.تصمیم گرفتم از این موقعیت وبلاگم استفاده کنم و کوه ها رو بهتر و دقیق تر بشناسم. البته با کمک شما.[گل]

AkbarAgha

Saalam,,,Esmha Mohem Nistand,,,Rasmha Mohemand,,,,,,Chin Kalagh-Japan Kalagh-Vietnam Kalagh Ya PalangChale Hich Farghi Nadarand,,,,,,Lezat Bebarid,,,,

بابک اثباتی

با سلام در نقل قول از گروه همت ارتفاع قله دوشاخ 3045 متر میباشد که به اشتباه 4045 متر نوشته اید.

آنا

آقای اثباتی از تذکرتون ممنون. تصحیح شد. آقای احمدی اسم وبلاگ شما هم تصحیح شد. جناب برج مراقبت لینک خانم ابریشمی هم تصحیح شد[لبخند]

حسام

خواهش می کنم، شما لطف دارید. اگه کمکی از دستم ساخته بود در خدمتم.

تازه کار

سلام، خوبي؟ ارتفاع كم كه معنيش آسون بودن صعود نيست. من بدترين سگهايي كه ديدم مربوط بود به برنامه درفك پارسال همراه گروه سايپا بود كه يك سگي ديديم كه ظاهرا بگير بود. اصلا پارس نمي كرد ولي داشت زنجيري كه به گردش بود مي كند كه به ما حمله كنه. اصلا دوست نداشتم زنجير از دست صاحبش ول بشه! نزديك ترين برخوردم با سگ توي برنامه جنگل لاس پشته بود كه تك و تنها بين يك گله سگ گير كردم. اونجا حاضر بودم هر يك سنگ رو 1000 تومن بخرم چون وقتي دورم كردن بگو يك سنگ دورو برم بود كه پرت كنم نبود. از سر ياس وايستادم تا سگها هر بلايي مي خوان سرم در بيارن و درست توي يك قدمي من وايستادن. هر چي منتظر بودم درد حس كنم حس نكردم. فكر كنم سگها هم كمي گيج شده بودن چون مثل مجسمه خشكم زده بود. اما من شنيدم بدترين سگها مربوط به عشاير سبلان هستند. در مورد زردكوه از گزار خيلي شنيدم. البته فكر كنم گرگ از همه اينها بدتر باشه

سلام ، اميدوارم كه يك بار مسير قله دار آباد تا قله چين كلاغ را امتحان كنيد . منتظر شنيدن خبرش هستم .

یکی از کوهنوردان همت شمیران

سگ واق میزند جانم نه پارس ! ... برای این که بدانید می گویم ... بیابانگردان عرب در پاسخ به اینکه نیاکانمان انها را تازی خواندند پس از تاراج ایران به پارسیان آموختند نام خویش را به جای آوای سگ به کار برند ... در شگفتم از این که تا امروز بسیاری از ما بر این رویه استواریم حال آنکه بیابانگردان خود فراموش کرده اند مارا اینگونه پست بشمارند ... ابتدا متن را از این دشنام ویرایش کنید . سپاس

علی51

سلام حاج خانم ،گزارش گلگشت دادین؟!همش از رقص و پایکوبی و سگ و گرگ و حلیم و هانیه توسلی گفتین!![لبخند] اشتباهی نرفته بودین تنگه واشی؟؟ واما راجع به سگ،اون سگ ها مال همون کلبه ی اول راه بودن و شما وارد حریم سنگ چین شده بودید که اونا پارس کردند،حمله هم نمی کنند،چه اگه بخوان حمله کنند از سنگ شما نمی ترسند.قله فرعی و اصلی دوشاخ معنی نداره،بلکه اولی سیاه سنگ هست(سیاه سنگ ها جایی دیگر هست) و دومی دو شاخ،از دو شاخ تا پلنگ چال دو ساعتی راه هست.از یال جنوبی چین کلاغ به راحتی وارد کوی فراز(سعادت آباد) می شوید.اینکه ظرف 40 دقیقه از یال جنوب شرقی وارد کارا شدین به خاطر وجود برف بوده وگرنه توی تابستون و الان توی پاییز یکساعت و خرده ای وقت می بره.

علی51

چرا ناراحت شدین آنا خانوم!؟[لبخند] یه بانوی کوهنورد باید صبر و ظرفیتی بیش از اینا داشته باشه[چشمک]