حاج خانم رفت!

هر وقت خسته و کوفته از دماوند برمی گشتیم یه نفر بود که با روی خندون و لهجه دلنشینش به پیشوازمون میومد... هر دفعه یه چیزی برای پذیرایی همراهش بود...

زمستونا یه لیوان چای داغ... تابستونا یه لیوان دوغ محلی خنک...

و همیشه خنده روی لباش بود اما از دل پر دردش کسی خبر نداشت.... در این روزگار بی محبت و بی وفا اون یکی از با محبت ترین و مهمون نواز ترین آدم های دنیا بود... مصمئنا همه ی کسانی که حاج خانم (مادر مصطفی لاریجانی) رو دیدن همین حس رو دارن...

این روزها دیگه حاج خانم مهربون در بین ما نیست و با یه دنیا حسرت مصطفی و همه کوهنوردا رو برای همیشه ترک کرد...

به مصطفی عزیز تسلیت میگیم...

مراسم ختم:

 روز سه شنبه 15/1/91 ساعت 10 تا 2 بعد از ظهر در مسجد باب الحواج رینه (شب سه)

 روز پنجشنبه 17/1/91 ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر در امامزاده طاهر  رینه (مراسم ختم)

 روز جمعه  18/1/91 ساعت 10 تا 2 بعد از ظهر در مسجد باب الحواج رینه

برگزار خواهد شد. (شب هفت)

 

. . . . . . .

 

این حیاط با صفا برای خیلی از ما کوهنوردا آشناست.  اونقدر تمیز بود که میشد پابرهنه هم توش راه رفت... اونطرف حیاط هم اتاقکی بود که حاج خانم همیشه اونجا نون محلی میپخت... همیشه سماورش جوش بود و بساط چایی به راه... 

حالا دیگه با رفتنش اون خونه صفاشو از دست میده. دیگه دل رفتن به اونجا رو ندارم. رینه بدون حاج خانم رو دوست ندارم. دماوند صعود کردن بدون بدرقه ( لبخندها) حاج خانم رو دوست ندارم. هرچند که نباید مصطفی رو هم تنها گذاشت.

/ 48 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فکر کردی خیلی خوش تیپی؟!!

گول این احسان و رامیار و رضا نظام دوست رو نخورید اینا یه مشت حراف هستند که بدجور شهوت شهرت دارند درست عین کلاغها و جالب اینکه در مورد همه چیز هم اظهار نظر می کنند حرفی ندارم که در مورد شعاعی بنویسند ولی اینها که همه را دارند خراب می کنند یعنی نیتشون کلن خیر نیست بلکه فقط برای دو به هم زنی امدند همین احسان تا دیروز مگر به آرش تهمت نمیزد هر جا هم می نشست از کافه کوه و غیره قصد داشت آرش بیچاره را خراب کنه حالا چطور شده ازش مطلب میزاره این نشونه دورنگی ایناست همه میدونند که شعاعی به رضا نظام دوست جفا کرده ولی این دلیل نمیشه که کوهنوردان دیگررا خراب کنه

فکر کردی خیلی خوش تیپی؟!!

البته اینم بگم که کلاغها الان خیلی تغییر کرده [چشمک]

علیرضا

نوع وبلاگنویسی اقای بشیرگنجی منو یاد جمله معروف اون سیاستمدار ایتالیایی میندازد که میگفت هدف وسیه را توجیه میکند و کلن برای رسیدن به هدف استفاده از هر چیزی مجازه!!!! اون سیاستمدار ایتالیایی اسمش ماکیاول بود و حالا اقای بشیرگنجی داره اشاعه دهنده مکتب ماکیاولیسم توی دنیای وب کوهنوردا میشه ظاهرن اقای رضا نظامدوست به بهانه مقابله با محمود شعاعی و باند فعلی فدراسیون برای نیمی از کوهنوردان ایرانی پرونده سازی کردن تلفن به اونا گفتن اینکه در حال ساخت فیلمی در باره لیلا هستن ضبط مخفیانه صدا و پخش بدون رضایت اونا در اینترنت در جهت مقاصد بهرهبرداریهای شخصی من نمیدونم اقای بشیرگنجی واقعن متوجه عواقب اینجور اشاعه ضداخلاق در فضای وب هستن یا نه در هر صورت ظاهرن زرادخانه فایلهای صوتی ایشان حالا حالاها ادارمه دارد به ایشان تاکید میکنم ضبط مخفیانه صدای افراد کاملن جرم است فضای وبلاگنویسی را با کارهای مجرمانه الوده نکنید

علیرضا بخش دوم کامنت

در هر مصاحبه باید در همان ابتدای گفتگو مسئله {ضبط مکالمه} به شخص یادآوری شود ادامه مصاحبه و نظر دادن شخص باید با علم به اگاهی از ضبط مکالمه باشد باید برای اشاعه در فضای اینترنت از شخص مورد نظر اجازه گرفته شود اقای بشیرگنجی باید به این اصول اخلاقی پایبند باشد تلفن زدن به افراد و در موقعیتهای غافلگیری صحبت را آغاز کردن و گفتن اینکه میخواهیم فیلمی در باره لیلا بسازیم و مصاحبه باید بکنیم و بلافاصله بدون اینکه بپرسیم فرد در موقعیت سوالهای ما هست یا نه و او را در مقابل کار انجام شده گذاشتن و در اخر هم بدون اینکه به روی خود بیاورن که بفرد چه دروغی گفته اند و خبری ار فیلم نیست و فایل صوتی تهیه شده را بدون رضایت وی در اینترنت پخش کردن بازی با ابرو وحیثیت افراد است فریب سوژه و از زیر زبان اوحرف کشیدن است پرچمدار ضد اخلاق شدن در دنیای وبنویسی کوهنوردان است

تازه كار

سلام. سال نوت مبارك! عيدي من كه محفوظه ايشالله؟ به مصطفي هم تسليت مي گم و براي اون مرحومه طلب مغفرت و براي بازماندگان طلب صبر دارم. ضمنا اگر صلاح دونستي، اجازه نده محيط وبلاگت به مسايل بي ربط به پستهات آلوده بشه چون معني نداره. اينجا بخش نظرات در مورد مطلب "حاج خانم رفت" هست يا ميدون دعواي علي بي غم و حسن كچل؟ عيدي من فراموش نشه ها [گل]

رامیار

من قبلا اینجا کامنت گذاشتم که ظاهرا ثبت نشده . کامنتهایی با نام رامیار 123 توسط من در این وبلاگ منتشر نشده و الان دیدمش . این کامنتها در وبلاگ امیر حسین گذاشتم نه اینجا . هرکسیاین کار رو کرده خواسته بحث رو کش بده و سو استفاده کنه ... معلوم نیست سایر کامنتها مربوط به چه کسی است . چقدر حقیرند اینا که به دست و پا افتادند لطفا انا جان ای پی رامیار که ثبت شده رو منتشر کن ممنون میشم . من به غیر از برج سینا و آیاز و ندای کوهستان در هیچ وبلاگی در این خصوص کامنت عمومی نگذاشته ام

علیرضا

در مورد موضوع اقای بابازاده دو ابهام جدی وجود دارد لطفن پاسخ دهید اقای بشیرگنجی در کامنتینگ وبلاگ خود نوشته تاریخ انشای حکم و صدور قرار منع تعقیب و به تعبیر ایشان تبرئه اقای بابازاده اوایل بهمن نود بوده اوایل بهمن نود یعنی طرح موضوع در اسفند نود کاملن بیمورد بود و موضوع تمام شد بود و برای ایشان قرار منع تعقیب صادر شده بود؟ چرا وقتی وبلاگا این موضوع را طرح کردن اقای بابازاده نگفت که رای دادگاه صادر شده و موضوع تمام شده؟ ازانجایی که یکی از شرایط صدور قرار منع تعقیب رضایت شاکی خصوصی از شکایت و قول و قرارهایی بینشان مطرح است چرا رای دادگاه را منتشر نمیکنید که ما بدانیم حق باکیست؟ در کامنتینگ وبلاگی خواندم که فدراسیون شکایت خود را بشرط عذرخواهی بابازاده در یکی از جلسات انجمن پس گرفته و بعد هم قرار منع تعقیب صادر شده توضیح دهید

علیرضا

من واقعن لازم میدان از خانم انا بخاطر سعه صدرشان و همچنین جناب ناظمی تشکر کنم که اجازه دادن من نظر خودم را منتشر کنم کامنت نوشتن من در وبلاگای دوستان کوهنورد فقط یک دلیل داشت و انهم سانسور کامنتای کاملن معمولی من در بلاگ اقای بشیرگنجی است ضمنن اگر بدانم خانم انا از کامنتای من ناراحت هستند کاملن به ایشان احترام میگزارم و دیگر کامنتی نخواهم نوشت

برج سینا !

انتشار حکم کیومرث بابازاده http://boorjsina.persianblog.ir/post/212/