یکی از واقعیت های تلخ زندگی ما!

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان. ملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دومی  وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود.
 
این داستان حکایت زندگی ماست. کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم(رابطه هایی را آغاز می کنیم) اما وقتی متوجه می شویم از آنها چیزی عایدمان نمی شود، رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم.
روابط  ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر روابط تجاری و اقتصادی نیست.
دوست داشتن بر مبنای ترس و ضعف و حسابگرانه است. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد. حساب و کتاب دارد . اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود . اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم.
 
چه ستمگر است آنکه از جیبش به تو می بخشد، تا از قلب تو چیزی بگیرد.
 
 
. . . . .
. . . . .
. . . . .
خیلی دلگیرم از بعضی آدم های این دنیا !
 
...
/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقطه چین

چقدر حست برام این روزها آشناست آنا جان...

ع - ب

به نظرم در شناخت انسانها از راه ایدئولوژی بیشتر باید کوشید .. اگر کسی در زندگی ایدئولوژی مشخصی داشته باشه و مبنای روابط صمیمانه اش با دیگران را ایدئولوژی مورد قبول خودش قرار بده خیلی بعید که مشکلی براش پیش بیاد .. در این مورد خاص خواندن کتاب " داشتن یا بودن " اثر اریک فروم را به شما پیشنهاد می کنم

سیامک

"روابط ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر روابط تجاری و اقتصادی نیست." این جمله خیلی به جا .. مختصر و مفید از فرهنگی که بهمون تحمیل کردند پرده بر میداره متاسفم.. برای اونهایی که میگن هر چیزی یه قیمتی داره امیدوارم هرگز دچار یاس و نا امیدی نشی و هرگز به راهی نری که بهت تحمیل شده و پا روی .. اعتقادت بزاری.. مطمئن باش اونچیزی که میمونه فقط و فقط.. ندای قلبته و بس با هیچ چیز عوضش نکن همیشه سبز باشی

ابوالفضل

سلام.عیب نداره چون خودت هم از همین ماده ها و تبصره ها استفاده می کنی و کردی .

کیانی

سلام آنا اول اینکه: مردي و نامردي، جنسيت سرش نمي‌شود؛ مرام و معرفت که نداشته باشيد ، نامرديد . و عرض کنم که: در درون هر انسان انسان دیگری هست که آن را نمی شناسی. و: اگر می خواهید خوشبخت باشید زندگی را به یک هدف گره بزنید نه به آدمها و اشیا(انیشتین) پس: قوی کسی است که ، نه منتظر میماند خوشبختش کنند و نه اجازه میدهد بدبختش کنند. و: بدترين خطايي که مرتکب مي‌شويم، تــوجه به خطاي ديگران است . پس: یادمان باشد که زمان محدود است... پس زمانمان را با زندگی کردن در زندگی دیگران هدر ندهیم. و آخرالامر: نفرین به دیاری که غریبه ها آشناترند. و البته که:http://shenski.blogfa.com/post-89.aspx

ازی

انای عزیز برات ناراحت شدم. ولی خودت توی یکی از کامنت ها خوب اشاره کردی که رابطه رو خودمون هدایت می کنیم. شاید بیش از اندازه ای که فرد استحقاق داره براش خرج می کنیم و بعد چون متقابلا دریافت نمی کنیم ژشیمون می شیم. باید ذره ذره با طرف جلو رفت و دوستیش رو سنجید ایشالله دفعه های بعدی حرفه ای تر عمل می کنی[چشمک]

خودت

خیلی دلگیرم از بعضی آدم های این دنیا؟؟؟ بوی منیت میآید؟؟بوی من؟؟ هنوز اثری از من پیداست؟ تا من هست دیدگاهمان همین است؟ انجام کار بدون فکر کردن به نتیجه عمل مهم است؟ انتظار=است با وجود نفس که همان من یا منیت است>چه کسی دلش گرفته؟من؟تغیر دیدگاه یعنی تغییر در لحظه لحظه زندگی؟باید بی هیچ انتظاری تنها لحظه ها را زیست با تمرکز کامل بر تمامی اعمال ورفتار؟همچون مشاهده گری بی تفسیر؟آنگاه تمام لحظاتت به مراقبه تبدیل می شود و دنیا را روشن تر خواهی دید؟و انرژی هدر رفته به خاطر تفکرات بیهوده صرف خودت خواهد شد؟گوش کن صدایی آشنا دعوتت می کند ؟به درون؟

خودت

زندگی باید جشنی دائمی باشد. جشن نورها در سراسر سال. تنها آنگاه می توانی رشد کنی و شکوفا شوی که چیزهای کوچک و پیش پا افتاده را به جشن مبدل کنی.کسی که بتواند به غریبه ای سلام کند ، به یک گل هم می تواند سلام کند ؛ حتی می تواند برای پرنده ها آواز بخواند .آنها هر روز برای تو آواز می خوانند و تو حتی به روی خود هم نیاورده ای که باید روزی چهچهه آنها را پاسخ دهی.

نيستان

حال يه چيز جالب برات بگم اگر ميخواي يه كسي را خورد كني بهش محبت كن ولي بهش اجازه نده بهت محبت كنه...ميدوني يعني چه: يعني اگر دقت كني محبت به خودش بستگي نداره به اون رابطه افراد بستگي داره حتي اگر روابطشون الگوي حاكم را پذيرفته باشه.باز يعني اينكه توكه ناراحت ميشي براي سودت ناراحت شدي.تو هنوز اهل محبت نشدي...حالا ازين سخن منهم ناراحت نشي ببخش...ناتمام

بهزاد

خیلی سخته تو این زمونه ادمو از انسان تشخیص دادن بزرگ ترین هنر انسان بودنه واقعا داریم به کجا میریم وبه کجا میرسیم به قولی زیاد زیستن ارزوی همه است و خوب زیستن ارمان یک عده محدود