پاییز علم کوه

سلام

با اینکه قرار نبود به این زودی ها بنویسم اما . . .

اما زیبایی علم کوه اونقدر منو مجذوب خودش کرده که نمیتونم سکوت کنم. دیشب از اون برنامه رویایی برگشتم و فعلا تا مدت ها پرم از حس های خوب..

از نوید عزیز و دوستای خوب و صمیمی کرجی و گروه خانه کوهنوردان کرج هم  تشکر میکنم که منو در جمع خودشون پذیرفتند.
این برنامه به جهت بارگذاری  صعود زمستانه گرده آلمانها انجام شد. برای این دوستان آرزوی موفقیت دارم.

.

.

عکس هایی که یک دهم زیبایی اونجا رو هم به تصویر نمیکشند:

.

نوید در حال برفکوبی - کنگلک ها

.

.

.

علمچال

.

.

.

توی علم چال همش یاد میکائیل می افتادم. آخرین تصاویری که از زندگی و این دنیا تو ذهنش ثبت کرد و با خودش برد چه با شکوه و زیبا بودند. خوش به حالش.

روحش شاد!

.....

/ 37 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار

خوب اینم از بازگشت غیورانه آنا جوون[هورا] خوب گوشاتو تیز کن ببین چی می گم..اگه بازم بزنی تو فاز نا امیدی و غم و غصه و این جلف بازیا می دونی که چی می شه؟!‌ بهت می گم.. پروانه نوشتنت رو باطل می کنم و دوباره همون اتفاق ناگوار می افته.. یعنی خوانندگان با جفنگیات اینجانب فراری می شن [ابله] همیشه شاد و پرانرژی باشی و برقرار [گل]

فرشید

خواهر آناهل خدمتتان عارض شویم که ما بیردنه(یک عدد)کامانت از شما تو وبلاگمان دیدیم همچین جا خوردیم و تصمیم گرفتیم یک عدد جواب دندان شکن از نوع خارجی و اصل بهتان بدهیم که تمام دندانهایتان خرد شود.تهمت آن هم در روز روشن اولندش ما یک کیف مضاعف نمودیم که شما یک مدتی نبودید و این دخترکه نگار! همان که همیشه به ما می گفتید می خواهید سر به تنش نباشد وبلاگتان نیویسید و خوشحال شده می بوده باشیدیم که بر نمی گردید اما شانس نداریم که مادر..برگشتید دویم شما به ما گفتید دهن لق! آخر این لیلا که می باشد که ما دهن لقی کرده باشیم در مورد سرمایه گذاری شما بهشان و دوم مگر این خود شما نبودی که یک عدد تبلیغات از همان شرکت کوباندید سر در وبلاگتان که بیایید عضو شوید و اینها خب ملتی را که پولشان را بالا کشیده اید حالا پولشان را می خواهند این چه ربطی به ما می داشته باشد که شما تهمتش را به ما زده اید آن هم از نوع ناروایش می خواهید لینک آن پستتان را هم برایتان ارسال بنماییم انشالله تعالی؟ http://anapourna.persianblog.ir/post/153/ عنوان پست هم زندگی خرچنگی می بوده باشد فلذا جان همان نگار در به درتان به ما گیر ندهید

کوهستان حقیقت

سلام خیلی وقت بود که سر نزده بودم هنوز علم کوه نرفتم ولی از عکساتون لذت بردم

عباس

سلام انا یاد عباس جعفری در ...

محمد ابراهیمی

سلام انا جان اومده بودم که دعوتت کنم تا بیای وبلاگم اخه منم یکم به جای دست درازی پا درازی کردم و اومدم طرفهای شما البته اصلا قرار نبود که بیام ولی خوب یهو تماس گرفتن گفتن که دختر دایت رو دادیم شوهر رفت بیا یه شیرینی بخور منم که تهران ندیده از خدا خواسته پاشدم که بیام همینجوری که داشتم ساکم رو می بستم گفتم به جای ساک کوله پشتی ببندم خدا رو چی دیدی شاید خواست و ما هم رفتیم توچال تا رسیدم تهران رفتم سعادت اباد میدان کاج مراسم که تموم شد گفتم برم یه سری بزنم به توچال بالاخره از مسیر تله کابین شروع کردم به بالا رفتن که بقیه رو توی وبلاگم می خونی اره اومده بودم اینا رو بگم که دیدم عکسهای اشنایی از یه منطقه بیسار خوب گذاشتی کمی که دقت کردم و گزارش رو خوندم دیدم که اره علم کوه با شکوه[نیشخند] بعدش نشستم حسابی عکسها رو دیدم البته از مطالبی که اخر گزارش نوشته بودی هم دلم لرزید خدا رحمت اش کنه این اقا عباس هم همون که زود تر از من کامنت داده اونم یه چیزی نوشته بود که دلم بیشتر لرزید و بی اختیار اشک از چشام شروع به ریختن کرد خدا رحمتش کنه همگی باعث افتخار ماست البته اونا همشون به ارزوهای خودشون می رسند خوب ا

محمد

سلام آنای عزیز./ خوشحالم که می بینم دوباره برگشتی و با این عکسهای خوب و قشنگت از علم کوه ما رو مهمون کرده ای . فکر کنم کنار بچه های خوب خانه کرج که از دوستان هستن حسابی بهت خوش گذشته باشه. راستی نوید هنوز هم حسابی شلوغ می کنه ؟[خنده]

صدای کوهستان - یوسفی

سلام انا خوشحالم و خیلی خوشحالم از برگشتنت و از نوشتنت دوباره و از به تصویر کشیدن علم کوه زیبا در این فصل

عباس

هه بده یک خشت تازه بده یک خشت دیگر گل بیاور دل بیاور خانه را سازیم از سر