گزارش صعود قلم

......

صعود قلم ، سومین صعود مشترك وبلاگ نویسان كوه و كوهنوردی به قله دماوند.

دیباچه:

            ای قلم ما را یاری كن تا هر بار كه قصد داریم نوشتن را آغاز كنیم از خوبی ها بنویسیم.

ای قلم مارا یاری كن تا هرگاه خواستیم از زشتی ها بنویسیم از خوب شدن بدی ها بنویسیم.

            ای قلم ما را یاری كن تا همواره در جهت اصلاح و پیشرفت بنویسیم.

            ای قلم ما را یاری كن تا همیشه به دور از كینه توزی ها بنویسیم.

            ای قلم مارا یاری كن تا هرگاه خواستیم به نقد بنویسیم، نقد سفید بنویسیم.

            ای قلم ما را یاری كن تا از حقیقت ها و از واقعیت ها بنویسیم.

            ای قلم ما را یاری كن تا به حق بنویسیم، از حق بنویسیم، و از حق دفاع كنیم.

..

..

ادامه گزارش در وبلاگ من کوه تنهایی

..

/ 37 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا آموزگار

پاسخ سوال آنا فراهانی : برای نمونه هنگام صعود در اولين استراحت : به هاشمی گفتم که حسين نظر با توجه به شرايطی که از خودم براش گفته بودم به من توصيه کرد که چطور صعود رو انجام بدم که هاشمی گفت حسين نظر ش..... زياد ميگه . در ضمن من تنها در گزارش حاشیه برنامه مسئله آن کلمه را بيان کردم . و قبلا جايی اين را مطرح نکرده بودم . و برای اطلاع بگم که قبل از گفتن من خيلی ها از اين موضوع خبر دار شده بودن بطوری که قبل از رسیدن ما به پلور آمار برنامه رو داشتن. اون شخص يکی از اعضای تيم بود که اتفاقا قصد ورود به چادر را نيز داشت و مرتب ميگفت من ميخوام بيام تو چادر و در جواب فاريابی که می پرسيد شما کی هستيد و خودتون رو معرفی کنید پاسخی نمی داد . آمار ايشونو از کسانی که بيرون چادر بودن ميشه گرفت .

رضا آموزگار

راستی ی سوال : نوشتی که : اون فردی که بلند داد زد از اعضا ما نبود. درسته که آشنا بود ولی فقط منو میشناخت و فقط با هدف عصبانی کردن من این کارا رو میکرد. منظورت از اينکه درسته که آشنا بود ولی فقط منو ميشناخت چيه ؟ برای کی آشنا بود ؟ خوب کل اون جمع طرف رو ميشناختن پارادوکس جالبی بود . راستی احسان دقيقا بيرون چادر شاهد ماجرا بود . احسان هم ميخواست بياد تو که وطن خواه بهش ميگه جا نيست و بيرون منتظر موند .

آنا

رضا جان اشتباه ميکنی عزيز. تو که خودت توی چادر بودی نکنه چشمات بصورت ماورايی بيرون چادر و هم ميبينه يا اينکه از صداش تشخيص دادی که اون آقای فلانی از وبلاگنويسان بوده؟ ها؟ قبلا هم گفتم اون شخص رو کاملا ميشناسم و ايشون هيچ ارتباطی به وبلاگنويسان نداره و حتی بعدا به خاطر اين رفتارش ازش توضيح خواستم ولی او دلايل خودش رو داشت يکيش اينکه با تجمع وبلاگنويسی و کوه نويسی مخالف بود و کوتاه هم نمی آمد. به هر حال نوشتن جزئيات و ريز برنامه اينطور که تو مينويسی اصلا کار درست و اخلاقی نيست. اگه کامنت قبلی تو بخونی ميفهمي چی ميگم. اين حرفها هميشه و همه جا بوده و هست. آقای نظر هم اونقدر بلند نظر هستند که بفهمند و بدونند آقای هاشمی هم با قصد و غرض اين حرف و نزده که البته من اينو دارم از تو ميشنوم نه ايشون. بهتره قبل از گفتن هر حرفی اول تحقيق کنی و مطمئن بشی. شاهدت احسان بشير گنجیه؟ لطفا بهش بگو خودش بياد اينجا و هر چی پشت چادر ديده تعريف کنه.

رضا آموزگار

من تنها حواشی برنامه رو نوشتم تا بقيه از آن مطلع بشن بعدش هم اينکه صحبتم با هاشمی کاملا جدی بود و من احتياجی به تحقيق ندارم خوشبختانه لحظه به لحظه رويداد ها با رکوردر گوشيم ضبط ميکردم . و اينکه درسته من توی چادر بودم . صدا کاملا گويا بود . و اينکه برای ورود به چادر خيلی اصرار داشت . نيازی به گفتن احسان هم نيست . ميتونی از فاريابی ، کشميری ، عظيمی و کسايی که تو چادر بودن هم بپرسی . توصيه می کنم بيشتر از اين بحث رو کش ندی . چرا انقدر بی تابی درباره نوشته من . تنها بخشی از حواشی برنامه بوده . درست همانند دوربين خبر ساز شبکه خبر !!! سوال من رو هم جواب ندادی : منظورت از اينکه درسته که آشنا بود ولی فقط منو ميشناخت چيه ؟ اينجور ميشه استنباط کرد که اون کسايی که تو چادر بودن طرفو ميشناختن اما اون طرف فقط تورور ميشناخته ! شما اونقدر که به نوشته من واکنش نشان دادی به نقدهای برنامه بخصوص نقد فنی نوشته خودت

رضا آموزگار

در ضمن نوشته من حاوی توهين به شخص خاصی نيست که شما مثل معلم های اخلاق براش تکليف مشخص ميکنی . رويدادهای حاشیه اين برنامه بوده . اگه غير از اين بوده شما بگو که آموزگار دروغ گفته .

آنا

واکنش نشون دادم چون نظرات آدمهايی که تو اون برنامه بودند برام خيلی مهمتره تا اونايی که نبودند و طبق گفته ديگران که ممکنه درست يا نادرست باشه نقد ميکنند. هر چند نقاد های خوبی هم باشند. طبق گفته خودت: من احتياجی به تحقيق ندارم خوشبختانه لحظه به لحظه رويداد ها با رکوردر گوشيم ضبط ميکردم .... !!!!!! ميشه بگی چرا اينکار و ميکردی؟ از همون اول راه دنبال تهيه گزارشی از حاشيه های برنامه بودی؟

رضا آموزگار

خاطره نويسی و گزارش نويسی بخشی از کارهای شخصی منه و من با اينکار خاطراتمو ثبت ميکنم . خودت خاطراتتو تو دفترچه يا چيزی ديگه ثبت نميکنی ؟ پايان /.

دايی علی

سلام .کامنتت را که دیدم خیلی خوشحال شدم .صعود خیلی خوبی بود .ایکاش میومد بالا میدیدمت اما اضطراب و نگرانی و نیاز به هماهنگی و کنترل احساسات بچه هایی که پایین بودن و ..... نگذاشت . عشق پیدا بود موج پیدا بود برف پیدابود دوستی پیدا بود کلمه پیدا بود آب پیدا بود عکس اشیا در آب و در اینجا روزنامه های محلی و رئیس هیت کوهنوردی و خبرگزاری ایسنا حال دادند و بعضی ها هم ....؟!!!! ما اونا رو بی خی یال شدیم شما هم میتونید اونا رو ......؟!!!!! فراموش کردید آدرس پستی اتان را برایم ای میل کنید؟؟. به همه دوستان گلمون هم سلام برسانید.مخصوصا مستان عزیز

به وبلگنويسان تازه به دوران رسيده!

یه نگاهی به سابقه کوهنوردیتون بیندازید بعد قلم چرانی کنید!!!

ميهن پرست

بانو آنا سلام ودرود برشما ودوستانتان.وبلاگتان را دیدم ؛اراده شما ودوستانتان قابل ستایش است.دختر ایرانی امروزه بیشتر ازهرچیز دیگربه اعتماد به نفس وخود باوری نیاز دارد .خیلی اعتقاد به ژست های فمنیستی برخی از خانمها ندارم .باید وارد عرصه شد وخود را ثابت کرد.اینکه در طول تاریخ در حق زنان ظلمها وستمها روا داشته اند؛شکی در این نیست.اما زن امروز وفرداودختران ایران زمین تنها به خود باوری نیاز دارند والبته سعی وتلاش بسیار....خوشحال می شوم که به وبلاگ بنده سر بزنید؛نظر بدهید؛بلکه شاید باب سخن گشوده شود ودوستی به حلقه دوستان افزوده گردد.چنین بادا. بدرود.میهن پرست