لیلا اسفندیاری در گاشربروم2 جاودانه شد

 

 

 رضا نظام دوست درصفحه فیس بوکش فیلمی از لیلا در k2  منتشر کرده است. رضا لحظه اطلاع خبر فوت لیلا را اینگونه توصیف میکند:

 

"رفته بودم روی پشت بام تا سیگاری روشن کنم. مدتهاست که بلندترین قله ای که صعود کرده ام همین پشت بام پر از دودکش و دیش ماهواره است. به هیچ چیز فکر نمی کردم. با خودم عهد کرده ام گاهی که می خواهم ، به هیچ چیز فکر نکنم. سخت است ولی نشدنی نیست. از آرزوهایی که برایم باقی مانده ، یکی هم این است که آنقدر عمر کنم تا ببینم علم آنقدر پیشرفت کرده...که می شود با قرصی ، شربتی یا چه میدانم کلید و سویچی هر وقت می خواهی مغزت را خاموش کنی تا دیگر به چیزی فکر نکند. شهر ِ دود گرفته ، خسته از روزی گرم و خسته کننده می رود در شب دیجور و دلگیر دیگری به خواب رود. آخرین پک را می زنم و ته سیگار را پرت می کنم توی تاریکیه حفره سیاهی که زیر پایم گسترده است و هیچ چراغی روشنش نمی کند. دود را همراه با آه بلندی بیرون می دهم و باز می گردم. روی پله ها چشم های هراسان «پگاه» به پیشوازم می آید: رضا! لیلا ... لیلا سقوط کرد! تموم شد. منگ تر از آنم که بفهمم چه می گوید: چی میگی؟ ..چی شده؟! ... صدایش بغض آلود است: پرت شده ... وقتی داشته از قله بر میگشته. بالا سر جنازه شم رفتن . ... تموم شد.

دارم به انگشتانش فکر می کنم. انگشتان ورزیده ای که هیچ وقت مانیکور شده ندیده بودم شان. به حالت ساده ی موهایش. به زنگ صدایش ، که همیشه مثل فریادی فرو خورده بود. توام با انتقاد و اعتراض از همه ی آنچه روح سرکشش را به بند کشیده بود. به خنده های بلند و عصبی اش که پاک نمی شود از ذهنت اگر یکبار شنیده باشی.
....

مغز دوباره فعال شده ام به همه ی چیزهایی که از او در خاطرم ثبت شده فکر می کند. و به یک کلمه. کلمه ای که با همه ی تصاویر او در ذهنم در آمیخته: اعتراض! ... کلمه ای که زندگی اش تجسم آن بود."
 

......................................

  لیلای من!

امروز اولین روز مرداد اما زمستان است

 دلم برفیست

 دلم خالیست

خاک سیاه سزاوارت نبود

    و اکنون تن توانایت را  برف های سپید گاشربروم در آغوش گرفته اند

 

...

به نقل از باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند: با کمال تاسف روز جمعه 31 تیرماه 1390 لیلا اسفندیاری کوهنورد پرتوان  عضو  باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند که برای صعود به قلل  گاشربروم1 و 2  به منطقه قراقروم پاکستان رفته بود، پس از صعود قله گاشربروم2 و در هنگام بازگشت و در حین فرود از مسیر دشوار یخی در زیر قله،سقوط کرده و متاسفانه جان باخت. روحش شاد

 

 

 

/ 35 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوهسار

چرا کوهها انقدر... ریز ریز عاشقت می کنن! وقتی به پله های آخر عشق میرسی،داری به قله نزدیک میشی اما... دیگه نمی ذارن اینجا بمونی. سایه به سایه دنبالت میان و با خودشون می برنت! برای همیشه... [گریه] روحش شاد

پروانه

ارغوان این چه رازیست که هر سال بهار با عزای دل ما می آید؟ که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ می افزاید؟

زینت

لیلا رو بخاطر اراده ی پایان ناپذیر و پایدارش می ستودم برلم یه بت شده بود یه اسطوره کسی که تمام وجودش تلاش مطلق بود... آرزوی اکثر ما کوهنوردها اینه که تو کوه بمیریم شاید لیلا هم به آرزوش رسیده باشه سفرت شاد به یادت هستیم [گل]

رضا ( راز کوه )

وقتی برای ما اینقدر این خبر تلخ بود برای خونوادش ..... خدا صبرشون بده برای شادی روحش فاتحه یادمون نره

رضا ( راز کوه )

مرگ دیر یا زود سراغ همه ما میاد و چه زیباست اون مرگی که در راه رسیدن به معشوق باشه

مهشید

چی بگم حیف بود خیلی زود رفت

کک

........

ایلیا

برای نام زیبایی نوشتن و درک این حس مشترک که " وقتی خوانده می شوی ، با تمام جان می روی به سویش" و این یعنی همه آرمان دل خواسته خود را در آغوش گرفتن و دانستن که زمان نوشته شده رفتن ، تنها در باز به سوی بالادست دست ها را بالا بردن متحقق می گردد ..... به همه اوج بودن تبریک .... که همیشه جسم خاکی ، تاب همراهی روح بلد پرواز را ندارد و می ماند در همین خاک.

مهدی

مرگ شیرزن ایرانی تمامی ما را متاسف کرد. خداوند ایشان را رحمت کند...

رضا

در وصف لیلا، به عنوان عضو حقیری از جامعه کوهنوردی و هم شهری ایشان: در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد.(احمد شاملو)