این هفته

 

پنجشنبه پنج و نیم صبح با شور و امید پیش بسوی دماوند از تهران خارج شدیم. کله پاچه ای سر پلور میزبان صبحانه اولمان شد. هوای خنک مطبوعی در جریان بود و دماوند که لحاف سفیدی روی خودش کشیده بود. انگار دلش نمیخواست از خواب بیدار شود.  راس ساعت 9 صبح از گوسفندسرا حرکت کردیم. کوهنوردان کمی در منطقه هستند. باربری ها و چایخانه گوسفندسرا با آمدن فصل سرما، همه تعطیل کرده اند و رفته اند. هرچه بالاتر میرفتیم نسیم خنک تری میوزید و خستگی رو از تنمان خارج میکرد. 11 و ربع به بارگاه رسیدیم و صبحانه دوم را خوردیم. شنیدیم صبح زود فقط دو نفر از بارگاه به سمت قله رفته اند. ساعت 12:30 با آگاهی از اینکه دیر وقت به قله خواهیم رسید و با احتساب همه شرایط بسوی قله حرکت کردیم. باد نسبتا شدید و کفش های دوپوش ، حرکتمان را کمی کندتر از همیشه کرده بود کرده بود. پایین آبشار یخی دو نفر صعود کننده (مجتبی ساقیان و امیرحسین)  را در راه بازگشت دیدیم. ابرها با کمک باد ، بازی زیبایی راه انداخته بودند و اشکال جالبی می ساختند که گاه دل انگیز بود  و گاه وهم انگیز !  ساعت سه بعد از ظهر آبشار یخی را رد کردیم و آهسته و پیوسته پیش رفتیم. تپه گوگردی بر شدت باد افزوده شد. آنجا مدام در مه فرو میرفت و دقایقی بعد باز میشد.  نیم نگاهم به آفتاب در حال غروب کردن بود. تپه گوگردی را دور زده و با قدمهایی سریع تر از سمت شرق به قله رسیدیم. باید ساعت پنج بوده باشد! به خاطر سرمای زیاد از عکس گرفتن صرفنظر کرده و از شن اسکی مسیر جنوبی و با کمک رگه های برفی فرود آمدیم. پایین آبشار یخی با تاریکی هوا از یک تراورس وارد مسیر اصلی شده و هدلامپ ها را روشن کردیم. برف ریزی شروع به باریدن کرد که به همراه مه و باد ، گاهی نورافکن پناهگاه را از دیدگانمان محو میکرد ولی چون در مسیر اصلی قرار داشتیم در آرامش فرود آمده و  حدود 7:30 شب به بارگاه رسیدیم.  

همنوردان برنامه : امین و  آقای سعید صابری

damavand35-24/7/93

/ 47 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی

حقیقت را با بی طرفی مطلق و با روحی آزاد از هر گونه تعصب جستجو کنیم البته این نوع برخورد که شما به دلیل ناتوانی در مواردی، بجای اصلاح و تقویت خودت، سعی در پایین آوردن ارزش کار دیگران داری، بارها دیده شده. ینجا محیطی هستش که مخاطب عام داره. من هر چه که هستم توصیف خودم رو تو دفترچه یادداشت شخصیم می نویسم، نه تو یه تابلو و تریبون آزاد که همه ببینن. اینجا می بایست برای مخاطب احترام قائل باشی و سریعا اون جمله رو پاک گنی، در غیر اینصورت مخاطب ناجار خواهد شد، همینجا ثابت کنه که این جمله در مورد شما صدق نمیکنه. لطفا سریع انجام شود.

سعید

سلام و عرض ادب- دوست عزیز خسته نباشی: خلاصه گزارش چاه قله تمندر از گروه غارنوردی نقش جهان اصفهان http://aligoodarzmountain.blogfa.com/post-1091.aspx

لیلی رهنما

سلام عزیزم از خوندن گزارش برنامت واقعا لذت بردم. چه برنامه متفاوتی رو اجرا کردی... چنین سطحی از توانمندی در هر کسی وجود نداره. اتفاقا برعکس چیزی که تو فکر می کنی من اصلا اعتقاد ندارم که تو یک کوهنورد معمولی هستی. توانایی هات فوق العاده هستند و اصول کوه نوردی خودت رو داری که اتفاقا خیلی هم عالیه:) موفق باشی

محمد خلیلی

سلام و عرض خسته نباشید مجدد خدمت همنورد عزیز وبلاگ کلاهه http://kolaheh.persianblog.ir/ با مطالب آموزشی و بسیار مفید در زمینه کوهنوردی . وقتی به قسمت نظراتش نگاه می کنیم نظری ثبت نشده ویا یکی دونظر بیشتر نیست!!! در حالیکه همین مطلب شما که گزارش یک صعود هست که خیلی از کوهنوردان هم انجامش دادند نظرات بیشماری ثبت شده!!! البته این علل بیشماری میتونه داشته باشه و اتفاقا بد هم نیست و باعث دلگرمی نویسنده وبلاگه! اما ایکاش دوستان کوهنورد که برای وبلاگ های همنوردان ( زن ) اینهمه وقت میگذارند برای وبلاگ هایی با محتواهای آموزشی هم نیم نگاهی داشتند ... ( با ارائه نظر بدون ذکر نام شدیدا مخالفم و در نظری که دادم هیچ سو’ نیتی نیست )

زهراقدیمی

سلام خوبید آناخانوم؟ نیستین؟ آقا سعیدی که پیرو کامنت من یادی کردن از جاودانگان کوه من وبشون رو پیدا نمیکنم ......میشه لطفا کمکم کنین[عجله] ممنون میشم[گل][گل]

محمد خلیلی نسب

نظر دادن بدون ذکر نام کاری است که ترسوها انجام می دهند. چون می ترسند شناخته بشوند ومشخص بشه که ظاهر و باطنشون یکی نیست.اینها باعث می شوند انسان به هر شخصی حتی نزدیکترین دوستانش ظنین بشه.منهم می توانستم ناشناس نظربدم بدون اینکه شما یا هرکدوم از دوستان از دستم ناراحت بشن وبیان وتهمت بزنند اما اونوقت منهم قاطی ترسوها می شدم . به خدا اگر نامتان را هم می نوشتید ذره ای ناراحت نمی شدم واتفاقا ازتون خوشم میومد. در اینکه من بیشمار دوست و همنورد (آقا و بانو) از شهر خودم و بیشتر شهرهای ایران علی الخصوص پایتخت دارم شکی نیست و با خیلی هاشون هم فوق العاده صمیمی هستم اما پری دریایی به تعریفی که شما کردید ندارم و تنها پری دریایی من هم طناب و همنورد عزیزم همسرخوبم هستند . شایسته بود شما وکیل مدافع دیگران نمی شدید و نوشتن جواب را به صاحب وبلاگ وامی گذاشتید .مجددا اعلام می دارم قصد و هدف خاصی نداشتم واگر کسی ناراحت شده انشاالله که ببخشه ! وبلاگ دیگران محل بحث های شخصی نیست و من بعد هر حرفی هم بزنید اگر با ذکر نام و در وبلاگ خودم نباشه جوابی نخواهم نوشت.با پوزش از خانم فراهانی وآرزوی موفقیت برای شما .همیشه اوجالاردا [قلب]

سعید

سلام و عرض ادب - سرکار خانم زهرا قدیمی : هرکدام از کامنتها که عنوان نویسندش به رنگ آبی رنگ باشه یعنی صاحب نظر دارای یک وبلاگ یا وبسایت می باشد- کافی است روی نام ایشان کلیک بفرمایید-

عباس ایلاقی

آبجی زنده ایی ؟[لبخند]

محمدخلیلی نسب

سلام مجدد خدمت همنورد عزیز خانم فراهانی از اینکه در هر دو جواب کامنت های من رعایت ادب و مهربانی را کردید متشکرم واین درایت و بزرگواری شما رو نشون میده و معلوم شد تعریف هایی که در صعود قلم از شما شنیدم بی مورد نبوده :) اینم توضیح بدم بهیچ عنوان قصد جسارت نداشته و اتفاقا مطالب شما خیلی هم باب طبع من و یا هر خواننده ای که با علاقه به وبلاگ ها سر می زند هستند ودرمورد زن بودن هم باید بگم همسر و دختر خود من هم کوهنوردی می کنند و اتفاقا بانوان کوهنورد بسرعت در حال پیشرفت هستند که این خود باعث خوشحالیه... بازهم از شما ممنونم و قطعا مطالعه مطالب شما وارائه نظرات تشویقی و یا پیشنهادی وحتی انتقادی ادامه خواهد داشت .البته با ذکر نام :)

خسرو یو سفی

با سلام تبریک میگم این صعود ارزنده و متفاوت را به بانوی کوهنورد ایران زمین واقعا برنامه متفاوت و ارزشمندیست از عهده یک کوهنورد معمولی چنین کاری بر نمی آید که شما ادعای معمولی بودن کرده اید هرچند خودتان هم بگید همه میدانند که بانوی کوهنورد ایران کوهنورد حرفه ایی و سرعتیست شاد و موفق و پیروز و چون دماوند سر فراز باشید