مدیریت ناکارآمد 4

نتونستم بی تفاوت باشم . . .  ناراحت



تیم کاتای بانوان ایران در سومین دوره بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی در نخستین رقابت خود متشکل از مهسا افسانه، الناز تقی پور و نجمه قاضی‌زاده به مصاف تیم ترکیه رفت و با نتیجه 5 بر صفر به برتری رسید. سپس در مقابل عراق 5 بر صفر به پیروزی رسید و در نیمه نهایی با تیم قدرتمند و قهرمان دوره قبل مسابقات، مصر، دیدار کرد و با نتیجه درخشان 4 بر یک پیروز شد. اما 30 دقیقه بعد از اتمام بازی به دلیل اعتراض تیم ترکیه و مصر به خاطر نوع پوشش اسلامی تیم ایران، تیم ما بازنده این بازی اعلام شد و از راه یابی به فینال باز ماند! "

"به این ترتیب تیم ایران به دلیل رعایت حجاب، درحالی با اعتراض مصری‌ها از کسب مدال طلا بازماند که مسئولان کاروان وررشی ایران به این تصمیم کادر برگزاری اعتراض کرده‌اند."

ماجرا چه بود؟
" اما ماجرا از این قرار است که انتشار عکسی از تیم کاتای ایران در مسابقات روز نخست واکنش مرضیه اکبرآبادی (معاون ورزش قهرمانی وزارت ورزش در بخش بانوان)  را به دنبال داشته است. 
وی در تماس با مسئولین تیم در اندونزی  به حجاب بازیکنان تذکر داده و خواستار حضور نیافتن نفرات باقی مانده تیم در مسابقات شده بود. این درخواست در حالی از به مسئولان تیم ابلاغ شد که اعضای تیم از حجابی که به تصویب فدراسیون جهانی و اتحادیه آسیا رسیده بود استفاده کرد.
 
بهرام افشارزاده دبیرکل کمیته ملی المپیک، ضمن بیان این موضوع که تیم کاتای بانوان ایران به راحتی می‌توانست مدال طلای مسابقات را به دست بیاورد عنوان کرد: برای این دختران ناراحت هستم. واقعا حیف شد آنها مثل دختران من هستند و کسب مدال طلا حق‌شان بود."


 ...............................................

مهسا ، الناز ، نجمه عزیز! قهرمانانی که طعم شکست را چشیدید!  شک نکنید که شما پیروز نهایی و قهرمان این مسابقه هستید   شما نماد واقعی حال و روز ایرانیان هستید که محدودیتها و تضادها نمیتواند تلاشهای ارزشمندتان  را کم کند. تلاش و موفقیت دوباره شما شرمساری بی کفایتان است. پس ناامید نشوید.

/ 12 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نجاریان

گزارش برنامه خانتگری به همراه فیلم و عکس از فتح قله تا لمس قلب چهارشنبه 17 مهرماه 1392 ساعت 5-3 خیابان انقلاب، بین مفتح و بهار، خیابان خاقانی، سالن اجتماعات شوراهای مردم نهاد شهر تهران

دکتر پرتقالی

این نوع حق کشی ها سالهاست که اعمال میشه و انگار هیچ گریزی نیست و همیشه یه جایی در گوشه ای زندگی کاری و حرفه یی و حتی خانوادگیت گرفتارت می کنه باور کن فرقی نمی کنه جراح باشی یا ورزشکار . همیشه این شکستها با تو هست. بارها تو اتاق عمل این لحظات رو می بینم و گاهی به جای بغض خاموش اعتراضی می کنم اما انگار که گرزی نیست

دوست

میدوونی چیش برام خیلی جالبه آنا؟ اینکه این مسابقات کشورهای مثلا اسلامی بوده!! این اسلامیش منو کشته! واقعا خیلی جالبه...

کاظم فریدیان

سلام تو این چند وقته مناسبتهایی پیش میاد که نوشته صفحه نخست دفتر یادبود مراسم لیلا رو بازگو کنم و الان هم به نظرم مناسبه که تکرارش کنم: با توکلامی دارم لیلا که نمی دانم چگونه بیان کنم تو تمنای روح آزادت را باعزم زنانه پاسخ گفتی و بندها و مرزها را به سخره گرفتی و ایستا و پرصلابت گام در راه نهادی. آنچنان با طبیعت در هم آمیختی که تو را خواند و خواست و هیچگاه پس نداد. زین پس گرچه رفیع ترین قلل زمین از تو خاطره ای ندارند* اما داستان توانمندی ات نجوای دختران ایران زمین است و لالایی آنان خواهد شد که خواب گسستن بندها را می بینند. ساده بگویم لیلا مرگ به تو نمی آید. *منظور نویسنده این است که با اینکه لیلا جان خود را در راه عشق به قلل رفیع جهان که فاقد شعور و حافظه و خاطره هستند از دست داد ولی دختران باشعور و خاطره ای در ایران هستند که از خاطر نخواهند برد که او چه کرد.

برج سینا!

متاسف ام که بگم این اتفاق برای فرناز اسماعیل زاده هم افتاد و از حضور او در مسابقات جهانی کره ممانعت شد! http://boorjsina.persianblog.ir/post/398/

مهمان وبم پروانه ورنگي

کیانی

سلام همین که داره گریه میکنه یعنی بازنده!

خدا

کرم از خود درخته شاه بخشید وزیر نبخشید خاک تو سرت مرضیه خانم و ...

سحر

همیشه به خانم در همه عرصه ها ظلم میشود