شجاعت!

بيست و شش آوريل سال 2003 بود که «آرون رالستون» براي کوهنوردي به تنهايي از شهر خارج مي‌شود ولي از شانس بد او کوه ريزش مي‌کند و دست او زير تخته سنگي گير مي‌کند. اگر به تصوير پايين نگاه کنيد، عکسي را مشاهده ميکنيد که آرون در آن لحظه از خودش عکس گرفته است! او با اين اميد که کسي به کمک او خواهد آمد شش روز را به انتظار کمک مي ماند ولي روز ششم احساس مي کنيد که دستش به شدت عفونت کرده است و چاره اي جز قطع آن ندارد.

تصوير زماني از حادثه

او با وارد كردن سنگيني خود به دستش آن را از دو جا ميشكند و بعد چاقوي شكاري خود را از جيب در مي آورد و دست خود را بدون هيچگونه آرام بخشي ميبرد و بدين طريق جان خود را نجات ميدهد.

اگر چنين قدرت و  اعتماد به نفسي در وجود تمام انسانها بود چه چيز در انتظار دنيا بود؟؟  

/ 23 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی محمدی

من هنوز خودمم نفهمیدم علی هستم یا پوریا ( یه اشتباه خانوادگی برای نام گذاری بنده ) شامونی هم اسم شهر مورد علاقمه و هم آدرس وبلاگم . هیچ و پوچ هم اسم وبلاگم که بعد از اینکه تعداد خوانندگان وبلاگم بیشتر شد شدیدا در مورد رابطه هیچ و پوچ با کوهنوردی وزندگی زمینی خواهم نوشت. امیدوارم که راهنماییم کافی بوده .با آرزوی ساعات خوش

برج سينا!

در حيرتم از مرام اين مردمان پست / اين طايفه زنده كش مرده پرست! http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8512080560

بهنام

خودمان را بشناسيم و انچه هستيم باشيم: بخاطر داشته باشيم روی زمين کسی شبيه ما نيست.... از اينکه کفش نداشتم نگران بودم تا اينکه مردی را در خيابان ديدم که پا نداشت...

کوهنورد

شجاعت آرون رالستون واقعا قابل تحسين هستش. وقتی اين پست تو را می خوندم ياد پستی درباره تمرين ذهنی برای مقابله با شرايط بحرانی در سايت داستان کوه آقای رامين شجاعی افتادم به همه توصيه می کنم اون را حتما بخونند برای مقابله با چنين شرايطی می تونه مناسب باشه

آنا

جناب فضولسنج !! من اين ماجرا را كه البته مربوط به چند وقت پيش است تازه شنيدم و برايم بسيار جالب بود. شايد خيلي هاي ديگه مثل من تا به حال اين مطلب رو نشنيده اند. چقدر سخت ميگيريد. در ضمن من اين مطلب رو از وبلاگ آقاي فاريابي برنداشتم كه بخوام اسم ايشون رو بيارم. خود ايشون هم در پستشون اشاره اي به منبع خبر نكرده اند (گروه نمونه هم بايد خبر رو از جايي كش رفته باشه ديگه) اين مطلب رو يكي از دوستانم در يكي از سايتهاي ديگر برايم فرستاد . من هم براي پست آن اجازه كتبي را گرفته ام. فكر كنم توضيحاتم كافي باشد.

عباس

شجاعت چيزی است نهفته در وجود انسانها بايد او را پروراند مطلب برای کيست فرق نمی کند موضوع يادآوری آن است دوسال پيش اين مطلب را در مجله کوه خوانده بودم ولی در اين وبلاگ دوباره ياداوری شود تا درمورد شجاعت خود بيشتر بيانديشم

مهدی

سلام به همه ی شما دوستان کوهنورد راستش اون موقع من با پسر خالم(آرون رالستون) همراه بودم و به اصرار من دست به اين کار زد. اين پيشنهاد من قابل تحسينه مگه نه؟؟؟ الان هم حالش خوبه و به همه ی شما سلام ميرسونه بدي.خوبی از من ديدين حلالم کنيد آخه چند روز ديگه اعزام هستم(سربازي ) اميدوارم هميشه صعود موفق داشته باشيد خدا يارو نگهدارتون

حامد

بابا جيگرشو .... عجب دل و جراتی داشته

جسارتا این جمله ((آمد شش روز را به )) ۲ بار تکرار شده تصحيح کنيد. خيلی جالب بود از اين مطالب بازم بذار