حادثه دلخراش خرداد دماوند

 

آره ای کاش به دیدنش به پلور میرفتم. چه فرصتی از دست دادم. این که هفته پیش رفتم دماوند فقط به خاطر اون بود. زنگ زد و گفت یه تیم داره میاره تهران که برن غربی. منم باهاشون برم که نشد. خیلی خوشحال بود تازگی نایب رئیس هیات کوهنوردی هرمز شده بود! قرار بود بعد از دماوند بیاد چند روز پیش من . . .

 

" برف رنج است که می بارد سفید

تا نا پیدا

رها شده باد است در ریز حلقه های چرخ ایده ی آتش

دو چشم تو قهوه ای سرد است تنوره

داغ ماییم و زمستان     از لب های تو پیدا

این پیوسته گی باهار و بوی خوش از لا موی تو باد

درجه ای نه دارد که می خندددم از سر خوشی

 - شاعری سر شار از کوه ها کلمه و سر خوش از دو نفری بودن که می بردم به بلند\  نه کوه نوردی با دل بسته گی به قله های بلند در پا برداشته شده بودم -

  (از وبلاگ ساجده) "

 

هنوز صداش تو گوشمه!:  " باشد! تا ببینم ات!"

ساجده کشمیری واسه ی همه کوهنویسا و وبلاگنویسا آشناست. دختر نارنجی سرپهنگی های جنوب!  با اون لحن حرف زدن و نوشتن که مختص خودش بود. دلش یه دریا بود. خیلی با معرفت و خونگرم. یه دختر محکم و قوی!  یک نویسنده و شاعر فرهیخته!

باورم نیست که دیگر رفتی! اشک من بدرقه راهت باد! هنوز نمیدانم چرا رفتی! ما را تنها گذاشتی و با خاک دماوند هم آغوش شدی!

........................................................

به نقل از اهالی رینه و شاهدان عینی:

پی نوشت ١ : شنبه تیمی از هرمزگان به سرپرستی ساجده کشمیری و مهدی معماری برای صعود به دماوند راهی پلور و سپس بارگاه سوم میشوند. روز بعد جهت صعود چهار نفر از اعضای تیم دو خانم و دو آقا به سمت قله حرکت کرده که به علت خرابی هوا و بوران و برف از مسیر اصلی منحرف شده و از جبهه غربی سر در می آورند . همزمان با تاریک شدن هوا تصمیم میگیرند ٣٠٠ متر پایین تر از قله  اتاق برفی ساخته و تا صبح بیواک کنند که متاسفانه نیمه های شب حدود ساعت ٣ دو نفر (یک خانم و یک آقا)  از سرما جان خود را از دست میدهند. کشمیری و معماری تصمیم میگیرند برگردند که در راه بازگشت ساجده روی شن اسکی ۵٠٠ متر پایین تر از قله میلغزد و . . . . !!معماری تنها برمیگردد.  پس فردا تیم امداد برای بازگرداندن پیکرشان به منطقه اعزام خواهد شد.

........................................................

گروه حوادث ایسنا  هم  این خبر و چاپ کرد:

پی نوشت٢: گروه حوادث ـ دو زن و یک مرد کوهنورد که همراه گروهی از کوهنوردان هرمزگانی قصد صعود به قله دماوند را داشتند به دلیل افت شدید دمای بدن و سقوط از ارتفاعات، جان باختند.
به گزارش ایسنا، هفته گذشته یک گروه 11 نفری متشکل از کوهنوردان اهل هرمزگان برای صعود عازم قله دماوند شدند. آنها به منطقه «بارگاه سوم» رسیده بودند که مسئولان فدراسیون کوهنوردی به دلیل شرایط نامساعد جوی و نداشتن تجهیزات مناسب به آنان توصیه کردند از صعود منصرف شوند، اما این مسئله با مخالفت کوهنوردان روبه‌رو شد و آنها بدون توجه به توصیه‌ها به راه خود ادامه دادند. حال آن که فقط یکی از آنها، جدا شد و از ادامه مسیرمنصرف شد. 10 تن دیگر همچنان به راه خود ادامه دادند اما پس از مدتی، شش نفر دیگر از اعضا در ارتفاع 5200 متری به دلیل شرایط نامساعد جوی از ادامه صعود منصرف شده و بازگشتند. اما چهار تن دیگر به صعود در ارتفاعات ادامه دادند. ساعت 2 و 30 دقیقه بعدازظهر دوشنبه - 4 خرداد - کوهنوردان پس از فتح قله، به پائین بازمی‌گشتند که در بین راه دو زن کوهنورد دچار افت شدید دمای بدن شده و جان باختند. یک مرد همراهشان نیز از ارتفاع سقوط کرد و کشته شد اما کوهنورد چهارم موفق شد خود را به پائین قله برساند. در حال حاضر قرار است گروهی از داوطلبان با هماهنگی هیأت کوهنوردی استان تهران، برای یافتن و بازگرداندن اجساد سه کوهنورد به منطقه اعزام شوند. جزئیات بیشتری درباره این خبر اعلام نشده است.

.......................................................

تهران - واحد مرکزی خبر - ورزشی 1388/03/06

پی نوشت ٣ : رییس فدراسیون کوهنوردی می گوید : هیچ مسئولیتی درقبال مرگ سه کوهنورد هرمزگانی در ارتفاعات قله دماوند متوجه فدراسیون نیست.
محمود شعاعی در گفتگویی تلفنی با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت : این گروه 11 نفره زیر نظر فدراسیون اقدام به فتح قله دماوند نکرده بودند و در چنین شرایطی مسوولیت با سرپرست گروه است.
وی با بیان اینکه 10 سال است عواملی را در ارتفاعات مختلف قله دماوند برای راهنمایی و هشدار دادن به کوهنوردان مستقر کرده ایم تصریح کرد: عوامل فدراسیون این گروه را از وضع نامساعد جوی و خطری که آنان را تهدید می کرد آگاه کرده بودند اما متاسفانه تعدادی از آنان با بی توجهی به مسیر خود ادامه دادند.
رییس فدراسیون کوهنوردی افزود : گروه های کوهنوردی که با هماهنگی فدراسیون و زیرنظر هیئت های کوهنوردی استانهای خود فعالیت می کنند، سرپرست هایی با مدرک مربیگری و موردتایید در اختیارشان قرار می گیرد و در صورت پیش آمد وضع دشوار و نامطلوب از ادامه حرکت جلوگیری می کنند .
شعاعی از کوهنوردان خواست با هماهنگی فدراسیون به صعود اقدام کرده و به توصیه های عوامل فدراسیون در قلل هم توجه داشته باشند .
وی خاطرنشان کرد : هیچ محرومیتی ازطرف جوامع بین المللی درخصوص جان باختن سه کوهنورد هرمزگانی ، فدراسیون را تهدید نمی کند زیرا آنان کوهنوردی را ورزش نمی دانند بلکه به آن به عنوان یک تفریح می نگرند

......

روحشان شاد

/ 56 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد سلامت

سلام...همین الان تو کوهنوشت خوندم....اسم خانوم کشمیری رو دیدم خشکم زد...آنا...

نیما

تسلیت

میرزا

سر کوه بلند آهوی خسته شکسته دست و پا غمگین نشسته شکسته دست و پا در است اما نه چون دردی که قلبش را شکسته خوش بحالت ساجده که رفتی ، قشنگ رفتی. رفتی که نبینی ، نشنوی و ... سلام و رحمت خدا بروح بلندت که بزرگ تر از عالم ما بود. تو نمی گنجیدی در این عالم . افق نگاهت و بلندی روحت تا کجاها بود که کلمات ساده و معمول ما رو برای وصف اونچه که می دیدی و حس می کردی کافی نمی دونستی. ؟ خداحافظ. آرامش ایدی از دماوند تا قیامت گوارا...[گل][گل][گل]

رادمنش

قوی بود.ساده و متین مهربان[گل]روحش شاد[گل] بغضم درد میکنه

برج سینا !

یادش گرامی

نادره هادی

روز 3شنبه (05-خرداد-88) اولین باری بود که با گروه مرجان (هرمزگان) می خواسم برم سفری که با کوه آشنا بشم برای صعود به قله کرکس کاشان خیلی خوشحال بودم، که حادثه یخ زدگی کوهنوردان هرمزگان و شنیدم . تمام بچه های گروه ناراحت ولی بازم امیدوار بودن که زنده باشن. خانم اکبری (سرپرست گروه مرجان) تمام تلاش خودش و برای هماهنگی انجام داد. ولی دیگه هیچ راهی نبود جز........ با اینکه این کوهنوردان عزیز و نمیشناختم ولی خیلی تعریف از شجاعتشان و شنیده بودم. روحشان شاد باد.

علی

من چند روز سفر بودم الان خبر رو دیدم. خیلی ناراحت شدم. قبلا مطالبشو در وبلاگش می خوندم بعدش هم که در صعود قلم برای اولین وآخرین بار[ناراحت] دیدمش. اونروز عصر برای هم هوایی یه کم از بارگاه سوم بالاتر رفتیم با ایشون. الان داشتم عکشو نگاه می کردم. اصلا باورم نمیشه که دیگه نیست. روحش شاد.

سجاد

رفته بودم کوه وقتی بر گشتم و این خبر رو شنیدم نا خداگاه بغض کردم و گریم گرفت . یادمه منو تو و ساجده توی صعود قلم باهم از پناهگاه رفتیم بالا . تو رو خدا اگه واسه پیدا کردنش کاری از دستم بر میاد بهم خبر بده از صمیم قلب انجام میدم ، منو بی خبر نذار روحش شاد و یادش گرامی باد

عماد

من هم که شما رو نمیشناسم (ولی یه بار در بهترین هوا رفتیم قله دماوند) بابت از دست دادن دوستانتون متاسفم