کل جنون آخرين صعود قسمت چهارم

 حرفهاي انيس بي احسان ازحادثه تلخ كل جنون

موقع بالا رفتن حميد گوشي همراهش ر ا به من سپرد و از اینکه احســان موبایلش را با خود برده و همراه حمید ،مصطفی ومحمودبود خیالم راحت بود.

 به اصرار علي طاهري شب به منزل ْآنها رفتم آقاي طاهري و خانمشان مدام دلداري ام  مي دادن مرتب پدرو مادر با من تماس می گرفتند واحوال احسان را می پرسیدند. . . .  ادامه...

برگرفته از وبلاگ بیستون

/ 6 نظر / 15 بازدید
احمد

گزارش خوبی بود من همشو خوندم گزارشی دردناک و تحمل جدايی..........

میثم

میدونم که خیلی سخته هیچ وقت نمیشه فراموشش کرد. نبایدم فراموشش کرد ولی باید باهاش کنار اومد

احمد

جواب سوالتو کامنت خودم دادم

azizollahi

. . . و اما گوشه ای از مشکلات ما آقايون :!! اگه بريم الوند و خونه رفيقمون نريم زرتی با قهر ميکنند!! اول خيال می کنيم که ما را دوست دارند بعد می فهميم که نه بابا دنبال بهانه ميگشتند از شر ما راحت شوند. اما شما خانومها چی؟! نه تنها با شما قهر نمی کنند بلکه کلی قربون صدقه شما رفته و در صورت لزوم میو ميو !! هم ميکنند!!

علی

فرصت داشتين سری به ما بزنين .علی کوهستانی

هستی

سلام احسان حالت خوبه